057-026-106-حديد

« Back to Glossary Index
ما نوح و ابراهیم را برای پیغمبری فرستادیم و در نسل آن دو، نبوت و کتاب آسمانی قرار دادیم (یعنی نفراتی از نسل آن دو را نبی کردیم و نفراتی را علاوه بر نبوت که پیغام گیری است، نه پیغام رسانی کتاب آسمانی نیز دادیم تا پیغام رسان نیز باشند و آنرا به سایر نسلهای نوح و ابراهیم برسانند) پس بعضی از این نسلها هدایت شدند (مهتدی یعنی کسی که به حقایق دین الله و کتابش راه یافته باشد نه آنکه بی خبر و مقلد این و آن) و بسیاری از آنان منحرف گردیدند (26)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ ۖ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ ۖ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ

و به‌راستی نوح و ابراهیم را فرستادیم، و در نسل آن دو، پیامبری و کتاب را قرار دادیم؛ پس برخی از آنان هدایت‌یافته‌اند، و بسیاری از آنان نافرمان‌اند.


وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ

و به‌راستی نوح و ابراهیم را فرستادیم.
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف، به‌معنای «و».
لَـ: لامِ تأکید، برای تقویت معنا.
قَدْ: حرف تحقیق، دلالت بر قطعیت وقوع فعل.
أَرْسَلْنَا: فعل ماضی، ریشه «ر س ل»، صیغهٔ متکلم مع الغیر، فرستادیم.
نُوحًا: اسم علم، مفعول‌به، نام پیامبر.
وَ: حرف عطف.
إِبْرَاهِيمَ: اسم علم، معطوف به «نوحًا»، مفعول‌به دوم.


وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ

و در نسل آن دو، پیامبری و کتاب را قرار دادیم.
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
جَعَلْنَا: فعل ماضی، ریشه «ج ع ل»، صیغهٔ متکلم مع الغیر، قرار دادیم.
فِي: حرف جر، به‌معنای «در».
ذُرِّيَّتِهِمَا: ذُرِّيَّة، ریشه «ذ ر ر»، اسم مجرور به «في»، مضاف؛ هما: ضمیر تثنیه، به‌معنای «آن دو».
النُّبُوَّةَ: اسم، ریشه «ن ب أ»، مفعول‌به اول، به‌معنای پیامبری.
وَ: حرف عطف.
الْكِتَابَ: اسم، ریشه «ك ت ب»، مفعول‌به دوم، به‌معنای کتاب آسمانی.


فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ

پس برخی از آنان هدایت‌یافته‌اند.
شرح واژه‌ها:
فَـ: حرف تفریع، نتیجه‌گیری از جملهٔ پیشین.
مِنْهُمْ: مِن حرف جر، هم ضمیر جمع، به‌معنای «از میان آنان».
مُهْتَدٍ: اسم فاعل، ریشه «ه د ي»، به‌معنای هدایت‌شده.


وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ

و بسیاری از آنان نافرمان‌اند.
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
كَثِيرٌ: اسم، به‌معنای «بسیار»، مبتدا.
مِنْهُمْ: حرف جر و ضمیر، «از آنان».
فَاسِقُونَ: جمع اسم فاعل، ریشه «ف س ق»، خبر، به‌معنای نافرمانان، خارج‌شدگان از فرمان.

Nach oben scrollen