057-024-106-حديد

« Back to Glossary Index
متکبران آنانند که نسبت به پیشرفت دين الله، بخل میورزند و مردم را هم به بخل توصیه میکنند و هر کس بدین الله پشت کند الله آن بی نیاز ستایش شده میباشد (جهان و موجودات آن همه در زبان حال خود ستایشگر خالق جهان میباشند که چه قدرتهائی را بکار انداخته) (24)
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ ۗ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
آنان که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل فرمان می‌دهند؛ و هر کس روی برگرداند، پس همانا خداوند بی‌نیاز و ستوده است.


الَّذِينَ يَبْخَلُونَ

کسانی که بخل می‌ورزند.
شرح واژه‌ها:

  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ ریشهٔ خاص ندارد؛ به معنای «کسانی که».
  • يَبْخَلُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر؛ ریشه: ب‌خ‌ل؛ بخل ورزیدن، امساک از انفاق واجب یا شایسته.


وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ

و مردم را به بخل فرمان می‌دهند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
  • يَأْمُرُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر؛ ریشه: أ‌م‌ر؛ دستور دادن، فرمان دادن.
  • النَّاسَ: اسم، جمع؛ منصوب به عنوان مفعول به؛ ریشه: ن‌و‌س / ن‌ا‌س؛ مردم.
  • بِالْبُخْلِ: باء حرف جر + اسم مجرور؛ ریشهٔ بُخْل: ب‌خ‌ل؛ خساست، خودداری از بخشش.


وَمَنْ يَتَوَلَّ

و هر کس روی‌گردان شود.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَنْ: اسم شرط جازم؛ به معنای «هر کس».
  • يَتَوَلَّ: فعل مضارع مجزوم به سبب اسم شرط؛ ریشه: و‌ل‌ی؛ روی برگرداندن، سرپیچی کردن.


فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

پس همانا خداوند، اوست بی‌نیازِ ستوده.
شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع؛ بیان نتیجه.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • اللَّهَ: اسم جلاله، منصوب به سبب «إنّ».
  • هُوَ: ضمیر فصل؛ برای تأکید و حصر.
  • الْغَنِيُّ: اسم، خبر «إنّ»؛ ریشه: غ‌ن‌ی؛ بی‌نیاز مطلق.
  • الْحَمِيدُ: صفت؛ ریشه: ح‌م‌د؛ بسیار ستوده، شایستهٔ همهٔ ستایش‌ها.
Nach oben scrollen