057-008-106-حديد

« Back to Glossary Index
و شما را چه شده که به الله ایمان نمی آورید و حال آنکه این پیغام آور، شما را میخواند که به پروردگار خودتان ایمان آورید. به پروردگاری که قبلا از شما چنین پیمانی گرفته، شما اگر به آن پیمان ایمان آورده بودید به این پیغمبر نیز ایمان می آوردید (این مطالب خطاب به یهودیانی در مدینه است که در آن زمان هنوز به پیغمبر اسلام ایمان نیاورده بودند و فشاری هم بر آنان نبود که به زور ایمان آورند و این پیمان عبارت از پیمانی است که در تورات در باب سیزدهم و هیجدهم از سفر تثنیه هست که الله در کوه حوریب از یهودیان پیمان گرفت که هر کس در آینده گفت من پیغمبرم، اگر مردم را به الله خواند، نه به صاحب اختیاری خودش و همچنین پیشگوئیهائی کرد که همه راست آمد او پیغمبر حق است و باید به او بگروید و این دو به عالیترین درجه در محمد پیغمبر اسلام است) (۸)
وَما لَكُم لا تُؤمِنونَ بِاللَّهِ ۙ وَالرَّسولُ يَدعوكُم لِتُؤمِنوا بِرَبِّكُم وَقَد أَخَذَ ميثاقَكُم إِن كُنتُم مُؤمِنينَ

و شما را چه شده است که به خدا ایمان نمی‌آورید، در حالی که پیامبر شما را فرا می‌خواند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید، و حال آنکه [خدا] از شما پیمان گرفته است، اگر مؤمن باشید.


وَما لَكُم لا تُؤمِنونَ بِاللَّهِ

و شما را چه شده است که به خدا ایمان نمی‌آورید؟

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن جمله به قبل
  • ما: اسم استفهام، برای پرسش همراه با انکار و تعجب
  • لَكُم: «لِ» حرف جر + «كم» ضمیر متصل جمع مخاطب؛ متعلق به «ما»
  • لا: حرف نفی
  • تُؤمِنونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ جمع مخاطب؛ از ریشهٔ «أ م ن» به معنای ایمان آوردن
  • بِاللَّهِ: «بِ» حرف جر + «اللَّه» اسم جلاله؛ متعلق به «تؤمنون»

وَالرَّسولُ يَدعوكُم لِتُؤمِنوا بِرَبِّكُم

و پیامبر شما را دعوت می‌کند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • الرَّسولُ: اسم معرفه، فاعل مرفوع؛ به معنای فرستاده
  • يَدعوكُم: فعل مضارع مرفوع + «كم» ضمیر مفعولی؛ از ریشهٔ «د ع و» به معنای فراخواندن
  • لِتُؤمِنوا: «لِ» لام تعلیل + فعل مضارع منصوب؛ از ریشهٔ «أ م ن»
  • بِرَبِّكُم: «بِ» حرف جر + «ربّ» اسم مجرور + «كم» ضمیر متصل؛ پروردگار شما

وَقَد أَخَذَ ميثاقَكُم إِن كُنتُم مُؤمِنينَ

و در حالی که [خدا] از شما پیمان گرفته است، اگر مؤمن باشید.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • قَد: حرف تحقیق؛ برای تأکید بر تحقق فعل
  • أَخَذَ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «أ خ ذ» به معنای گرفتن
  • ميثاقَكُم: «ميثاق» اسم مفعول منصوب + «كم» ضمیر متصل؛ به معنای پیمان محکم
  • إِن: حرف شرط
  • كُنتُم: فعل ماضی ناقص + ضمیر جمع مخاطب؛ از ریشهٔ «ك و ن»
  • مُؤمِنينَ: اسم فاعل جمع منصوب؛ از ریشهٔ «أ م ن» به معنای ایمان‌آورندگان
Nach oben scrollen