| و این فضلی از جانب الله و بخششی از طرف اوست، و الله دانا و بس دوراندیش است. (فاسق در اصطلاح قرآن کسی است که در فهم حقیقت موضوعات کوتاهی میکند، بدون آنکه بخواهد کفران یا نافرمانی کرده باشد. این را «تجاوزکننده از حق» ترجمه کردهایم و در ابتدای آیه، آن را کسی معرفی کردیم که چیزی را صد درصد نمیداند، دربارهاش تحقیق نکرده و تصمیم میگیرد. بر این اساس، نود درصد مردم چنیناند؛ بنابراین، مؤمن حقیقی باید نسبت به سخن همه دوستان خود، در موضوعاتی که امکان خطر در آنها وجود دارد، دقت زیادی کند؛ مبادا دوستش از روی خیال و اشتباه چنان سخنی گفته باشد. چنانکه در تفسیر این آیه نوشتهاند، پیغمبر اسلام یکی از سرداران خود را برای گرفتن زکات نزد قبیله بنیالمصطلق، که در سال ششم هجری، یعنی دو سال پیش از تاریخ نزول آیات سوره حجرات، مسلمان شده بودند، فرستاد تا زکات آنان را وصول کند. آنان با جمعیتی به استقبال آن سردار آمدند و او، که سابقه عداوت و دشمنی با قبیله بنیالمصطلق داشت، تصور کرد برای حمله به او میآیند؛ پس فرار کرد و نزد پیغمبر اسلام برگشت و چگونگی را عرض کرد. پیغمبر اسلام میخواست لشکری برای قلعوقمع آن قبیله بفرستد که آیه فوق نازل شد. پیغمبر اسلام شخص دیگری را فرستاد و معلوم شد آن سردار اشتباه کرده بود. از متن آیه فوق پیداست که خبردهنده فوق و طرفداران او میخواستند پیغمبر اسلام بدون کمک از وحی الله، بر وفق تصور آنان اقدام کند؛ ولی خالق عالم وحی رسانید که خبردهنده اشتباه کرده و بیتحقیق کامل خبر داده است. پس ما مسلمانان، که پیغمبر در میان ما نیست، باید بیشتر تحقیق کنیم. متأسفانه در کلیه فرقههای اسلام، برخلاف این دستور، در بیشتر موارد از روی گمان عمل میشود و حتی بیشترِ مذهب خود را بر پایه گمانهای غلط و به اتکای روایات دروغِ مخالف متن قرآن ساختهاند.) (۸) |
| فَضْلًا مِنَ اللهِ وَنِعْمَةً ۚ وَاللهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ بخشش و نعمتی از سوی الله است؛ و الله دانای حکیم است. فَضْلًا مِنَ اللهِ وَنِعْمَةًبخشش و نعمتی از سوی الله است. فَضْلًا: ریشه: «ف ض ل»؛ از نظر گرامری: اسم منصوب با تنوین فتح، در این عبارت میتواند مفعولٌله یا مصدرِ منصوب برای بیان علت و منشأ باشد؛ معنا: بخشش، فزونی، برتری، عطا، لطف. مِنَ: ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: حرف جر؛ معنا: از، از سوی، از جانب. اللهِ: ریشه: در کاربرد قرآنی اسم خاص برای ذات یگانهٔ پروردگار است و ریشهٔ قطعیِ مورد اتفاق برای آن ذکر نمیشود؛ از نظر گرامری: اسم مجرور به سبب حرف جر «مِنَ» و نشانهٔ جر آن کسره است؛ معنا: الله، معبود یگانه. وَ: ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف؛ معنا: و. نِعْمَةً: ریشه: «ن ع م»؛ از نظر گرامری: اسم منصوب با تنوین فتح، معطوف بر «فَضْلًا»؛ معنا: نعمت، احسان، لطف، برخورداری، عطای خوشایند. وَاللهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌو الله دانای حکیم است. وَ: ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: حرف استئناف یا عطف برای پیوند دادن این جمله با قبل؛ معنا: و. اللهُ: ریشه: در کاربرد قرآنی اسم خاص برای ذات یگانهٔ پروردگار است و ریشهٔ قطعیِ مورد اتفاق برای آن ذکر نمیشود؛ از نظر گرامری: مبتدا و مرفوع، نشانهٔ رفع آن ضمه است؛ معنا: الله، معبود یگانه. عَلِيمٌ: ریشه: «ع ل م»؛ از نظر گرامری: خبر اول برای «اللهُ»، اسم صفت بر وزن «فَعِيل»، مرفوع با تنوین ضم؛ معنا: بسیار دانا، آگاه به همه چیز، دارای علم کامل. حَكِيمٌ: ریشه: «ح ك م»؛ از نظر گرامری: خبر دوم برای «اللهُ»، اسم صفت بر وزن «فَعِيل»، مرفوع با تنوین ضم؛ معنا: حکیم، دارای حکمت کامل، کسی که کارهایش بر پایهٔ دانش، درستی و هدف درست است. |
049-008-111-حجرات
« Back to Glossary Index
