047-016-093-محمد

« Back to Glossary Index
و گروهی از این هوسرانان به تو گوش میدهند تا زمانیکه از پیش تو خارج شدند و در هنگام خروج برای کسانیکه به راهنمائیهای قرآن دانا شده اند گفتند، محمد در دقایق پیش چه گفت؟ (یعنی هر چه گوش دادیم چیز مفیدی نفهمیدیم) اینان کسانی هستند که الله بر دلهای ایشان مهر نهاده (یعنی مهر دنیا خواهی و عدم توجه به حقایق) و دنبال هوسهای خود رفته اند (۱6)

متن عربی (یک‌بار نوشتن): وَمِنهُم مَن يَستَمِعُ إِلَيْكَ حَتّىٰ إِذا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قالَ آنِفًا ۚ أُولٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ

ترجمهٔ فارسی روانِ کل آیه: و از آنان کسانی هستند که به سخنانت گوش می‌دهند؛ تا آن‌گاه که از نزد تو بیرون می‌روند، به کسانی که دانش یافته‌اند می‌گویند: «او اکنون چه گفت؟» اینان کسانی‌اند که خدا بر دل‌هایشان مهر نهاده و از هواهای خود پیروی کرده‌اند.

— — — — — — — — — —

جمله ۱: وَمِنهُم مَن يَستَمِعُ إِلَيْكَ

ترجمهٔ فارسی جمله: و از میان آنان، کسی هست که به تو گوش می‌دهد.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • مِنْهُمْ: ترکیب جار و مجرور + ضمیر؛ «از ایشان/از آنان».
    • مِنْ: حرف جر؛ «از».
    • هُمْ: ضمیر متصل (جمع مذکر غایب) به‌عنوان مجرورِ «مِن».
  • مَن: اسم موصول مبهم (برای عموم اشخاص)؛ «کسی که».
  • يَستَمِعُ: فعل مضارع مرفوع؛ «گوش می‌دهد/می‌شنود»؛ باب استفعل، ثلاثی مزید.
    • ریشه: س م ع (سَمِعَ = شنیدن).
    • معانی: گوش دادن، شنیدن با توجه.
  • إِلَيْكَ: جار و مجرور + ضمیر مخاطب؛ «به سوی تو/به تو».
    • إِلَى: حرف جر؛ «به/به سوی».
    • كَ: ضمیر متصل (مفرد مذکر مخاطب)؛ «تو».

— — — — — — — — — —

جمله ۲: حَتّىٰ إِذا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ

ترجمهٔ فارسی جمله: تا آن‌گاه که از نزد تو بیرون می‌روند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • حَتّىٰ: حرف غایت/ابتداء غایی؛ «تا/تا این‌که».
  • إِذا: ظرف زمان شرطی (غالباً برای حال/گذشته در بافت)؛ «آنگاه که/وقتی».
  • خَرَجُوا: فعل ماضی (جمع مذکر غایب)؛ «بیرون رفتند/می‌روند» در روایت گذشته؛ ریشه ثلاثی مجرد.
    • ریشه: خ ر ج (خَرَجَ = خارج شدن).
    • معانی: بیرون رفتن، خارج شدن.
  • مِنْ: حرف جر؛ «از».
  • عِندِكَ: اسم «عِند» به‌عنوان مجرور + ضمیر مخاطب؛ «نزد تو/پیش تو».
    • عِندِ: اسم ظرف مکان؛ «نزد/پیش».
    • كَ: ضمیر متصل (مفرد مذکر مخاطب)؛ «تو».

— — — — — — — — — —

جمله ۳: قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ

ترجمهٔ فارسی جمله: به آنان که دانش داده شده‌اند می‌گویند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • قالُوا: فعل ماضی (جمع مذکر غایب)؛ «گفتند/می‌گویند» در نقل روایت؛ ثلاثی مجرد.
    • ریشه: ق و ل (قالَ = گفتن).
    • معانی: گفتن، بیان کردن.
  • لِلَّذِينَ: حرف جر «لِـ» + اسم موصول جمع «الَّذِينَ»؛ «به کسانی که».
    • لِـ: حرف جر؛ «برای/به».
    • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که».
  • أُوتُوا: فعل ماضی مجهول (جمع مذکر غایب) از باب إفعال؛ «داده شدند/به ایشان داده شد».
    • ریشه: أ ت ي (آتَى = دادن/آوردن؛ أُوتُوا = داده شدند).
    • معانی: عطا شدن، بخشیده شدن.
  • الْعِلْمَ: اسم معرفه منصوب (مفعول به در ساخت مجهول به‌عنوان نائب فاعل در اصل جمله معلوم)؛ «دانش».
    • ریشه: ع ل م (عِلْم = دانستن).
    • معانی: دانش، آگاهی.

— — — — — — — — — —

جمله ۴: مَاذَا قالَ آنِفًا

ترجمهٔ فارسی جمله: [می‌گویند:] «او همین‌ الان چه گفت؟»

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • مَاذَا: اسم استفهام مرکب از «ما» + «ذا»؛ «چه چیز/چه».
    • کارکرد: آغاز پرسش.
  • قالَ: فعل ماضی مفرد مذکر؛ «گفت».
    • ریشه: ق و ل (قالَ = گفتن).
    • معانی: گفتن، بیان کردن.
  • آنِفًا: ظرف زمان؛ «همین الان/اندکی پیش».
    • ریشه: أ ن ف (آنِف = تازه/نوی).
    • معانی: تازه، همین چند لحظه پیش.

— — — — — — — — — —

جمله ۵: أُولٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ

ترجمهٔ فارسی جمله: همانان کسانی‌اند که خدا بر دل‌هایشان مهر نهاده است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع دور؛ «آنها/همانان».
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که».
  • طَبَعَ: فعل ماضی مفرد مذکر؛ «مهر نهاد/نقش کرد».
    • ریشه: ط ب ع (طَبَعَ = مهر زدن).
    • معانی: مُهر کردن، نقش انداختن.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع؛ «خدا».
  • عَلَىٰ: حرف جر؛ «بر».
  • قُلُوبِهِمْ: اسم جمع «قلب» به‌صورت مجرور + ضمیر جمع؛ «دل‌هایشان».
    • قُلُوبِ: جمع «قلب».
    • هِمْ: ضمیر متصل (جمع مذکر غایب)؛ «ایشان/شان».

— — — — — — — — — —

جمله ۶: وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ

ترجمهٔ فارسی جمله: و از خواسته‌های نفسِ خود پیروی کرده‌اند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • اتَّبَعُوا: فعل ماضی (جمع مذکر غایب) باب افتعال؛ «پیروی کردند/کرده‌اند».
    • ریشه: ت ب ع (تَبِعَ/اتَّبَعَ = دنبال کردن).
    • معانی: پیروی کردن، دنبال کردن.
  • أَهْوَاءَ: جمع «هَوَى» به‌صورت منصوب (مفعول به)؛ «هواها/خواسته‌های نفسانی».
    • ریشه: ه و ي (هَوَى = میل، خواسته).
    • معانی: هوا و هوس، تمایلات نفسانی.
  • هُمْ: ضمیر متصل به‌عنوان مضاف‌إلیه «أهواءَهم»؛ «ایشان/خودشان».
Nach oben scrollen