022-078-105-حج

« Back to Glossary Index
و آنطور که سزاوار کوشش در راه الله است، در راه او با جان و مال و کار، کوشش نمائید و بدانید او در این دنیای وسیع فقط شما را به شرط این اعمال، برگزیده و در چنین دینی بر شما هیچ سختی نگذاشته و روش دینی شما، روش دینی پدرتان ابراهيم است و او بود که قبلا امثال شما را بنام مسلم خواند (مسلم حقیقی یعنی تسلیم دستورات الله) و این پیغمبر آخر برای این، مامورِ راهنمائی شما شده که گواه تسلیم بودن شما نسبت به متن دستورات الله میباشد و هر یک از شما نیز بر مردم دیگر گواه میباشید، پس برای اثباتِ مسلمان بودن خود آن نماز مقرره در متن قرآن را بخوانید و آن زكات مقرره را بپردازید و فقط به الله چنگ زنید (مطيع متن پیغام الله باشید) مولای شما فقط اوست (مولا در اینجا به معنای همه کاره و صاحب اختیار و اولی بتصرف است) و او چه مولای خوبی است و چه کمک کننده خوبی (۷۸)
وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ۚ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ۚ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ ۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ۚ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ ۚ هُوَ مَوْلَاكُمْ ۖ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ

و در راه خدا چنان‌که حقّ جهاد با اوست، جهاد کنید. او شما را برگزیده است و در دین برای شما تنگنایی قرار نداده است؛ آیینِ پدر شما ابراهیم. او پیش از این و در این [کتاب] شما را مسلمان نامید، تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواهان باشید. پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و به خدا چنگ زنید؛ او سرپرست شماست. پس چه نیکو سرپرستی و چه نیکو یاوری است.


وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ

در راه خدا، آن‌گونه که حقّ جهاد با اوست، جهاد کنید.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • جَاهِدُوا: فعل امر جمع، باب مفاعله، ریشه ج-ه-د؛ کوشیدن، تلاش همه‌جانبه.
  • فِي: حرف جر؛ در.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به «فی».
  • حَقَّ: مصدر/اسم، منصوب به عنوان مفعول مطلق یا تمییز؛ حقّ، شایستگی کامل.
  • جِهَادِهِ: مصدر با ضمیر «ه» (به او)، مضاف‌الیه؛ جهادِ او/برای او.


هُوَ اجْتَبَاكُمْ

او شما را برگزید.
شرح واژه‌ها:

  • هُوَ: ضمیر منفصل، مبتدا/تأکید.
  • اجْتَبَاكُمْ: فعل ماضی باب افتعال، ریشه ج-ب-ي؛ برگزیدن، انتخاب کردن + ضمیر «کم» مفعول.


وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ

و در دین هیچ تنگنایی بر شما قرار نداد.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَا: حرف نفی.
  • جَعَلَ: فعل ماضی، ریشه ج-ع-ل؛ قرار دادن.
  • عَلَيْكُمْ: جار و مجرور؛ بر شما.
  • فِي: حرف جر.
  • الدِّينِ: اسم، ریشه د-ي-ن؛ آیین، شریعت.
  • مِنْ: حرف جر زائده برای تأکید نفی.
  • حَرَجٍ: اسم نکره، ریشه ح-ر-ج؛ تنگی، دشواری.


مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ

آیینِ پدر شما ابراهیم [است].
شرح واژه‌ها:

  • مِلَّةَ: اسم منصوب، ریشه م-ل-ل؛ آیین، روش دینی.
  • أَبِيكُمْ: اسم با ضمیر، ریشه أ-ب-و؛ پدرِ شما.
  • إِبْرَاهِيمَ: اسم عَلَم، بدل یا عطف بیان.


هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَٰذَا

او پیش از این و در این [کتاب] شما را مسلمان نامید.
شرح واژه‌ها:

  • هُوَ: ضمیر منفصل.
  • سَمَّاكُمُ: فعل ماضی باب تفعیل، ریشه س-م-و؛ نام نهادن + ضمیر «کم».
  • الْمُسْلِمِينَ: اسم جمع، ریشه س-ل-م؛ تسلیم‌شدگان.
  • مِنْ: حرف جر.
  • قَبْلُ: ظرف زمان؛ پیش‌تر.
  • وَ: حرف عطف.
  • فِي: حرف جر.
  • هَٰذَا: اسم اشاره؛ این.


لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ

تا پیامبر بر شما گواه باشد.
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: لام تعلیل.
  • يَكُونَ: فعل مضارع ناقص منصوب، ریشه ك-و-ن.
  • الرَّسُولُ: اسم، فاعل «یکون»، ریشه ر-س-ل؛ فرستاده.
  • شَهِيدًا: خبر «یکون»، ریشه ش-ه-د؛ گواه.
  • عَلَيْكُمْ: جار و مجرور؛ بر شما.


وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ

و شما بر مردم گواهان باشید.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • تَكُونُوا: فعل مضارع ناقص منصوب، جمع مخاطب.
  • شُهَدَاءَ: خبر «تکونوا»، جمع، ریشه ش-ه-د؛ گواهان.
  • عَلَى: حرف جر.
  • النَّاسِ: اسم جمع، ریشه ن-و-س / أ-ن-س؛ مردم.


فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ

پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید.
شرح واژه‌ها:

  • فَ: فای نتیجه.
  • أَقِيمُوا: فعل امر باب افعال، ریشه ق-و-م؛ برپا داشتن.
  • الصَّلَاةَ: اسم، ریشه ص-ل-و؛ نماز.
  • وَ: حرف عطف.
  • آتُوا: فعل امر، ریشه أ-ت-ي؛ دادن.
  • الزَّكَاةَ: اسم، ریشه ز-ك-و؛ پاکیزگی/انفاق واجب.


وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ

و به خدا چنگ زنید.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اعْتَصِمُوا: فعل امر باب افتعال، ریشه ع-ص-م؛ پناه گرفتن، محکم گرفتن.
  • بِاللَّهِ: جار و مجرور؛ به خدا.


هُوَ مَوْلَاكُمْ

او سرپرست شماست.
شرح واژه‌ها:

  • هُوَ: ضمیر منفصل.
  • مَوْلَاكُمْ: اسم با ضمیر، ریشه و-ل-ي؛ سرپرست، یاور.


فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ

پس چه نیکو سرپرستی و چه نیکو یاوری است.
شرح واژه‌ها:

  • فَ: فای تفریع.
  • نِعْمَ: فعل مدح.
  • الْمَوْلَىٰ: اسم، ریشه و-ل-ي؛ سرپرست.
  • وَ: حرف عطف.
  • نِعْمَ: فعل مدح.
  • النَّصِيرُ: اسم، ریشه ن-ص-ر؛ یاور.
Nach oben scrollen