022-067-105-حج

« Back to Glossary Index
برای هر جامعه ای به تناسب افکار و استعداد و لیاقتشان اعمال و تشریفاتی قرار داده ایم که به آن رفتار پابندند، پس نباید در رفتار تربیت شدگان دین اسلام با تو منازعه کنند و تو مردم را فقط بسوی پروردگارت بخوان و بدان که تو بر راهی راست میباشی (بگذار دیگران بر راهی باشند که لیاقت همان را دارند و فقط راه قرآن را به مردم بگوی چه بپذیرند و چه نپذيرند) (67)
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ ۖ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ ۚ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ إِنَّكَ لَعَلَىٰ هُدًى مُسْتَقِيمٍ

برای هر امّتی عبادتی مقرّر داشتیم که آن را به‌جا می‌آورند؛ پس نباید در این کار با تو به نزاع برخیزند. و به سوی پروردگارت دعوت کن، که تو قطعاً بر راهی راست قرار داری.


لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ

برای هر امّتی عبادتی قرار دادیم که آنان انجام‌دهندهٔ آن هستند.
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: حرف جر، به معنای «برای».
  • كُلِّ: اسم، مضاف، به معنای «هر».
  • أُمَّةٍ: اسم، مضاف‌الیه، از ریشهٔ «أ م م»، به معنای گروه، ملت.
  • جَعَلْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر، از ریشهٔ «ج ع ل»، به معنای قرار دادیم.
  • مَنْسَكًا: اسم، مفعول به، از ریشهٔ «ن س ك»، به معنای عبادت، آیین عبادی.
  • هُمْ: ضمیر منفصل، به معنای «آنان».
  • نَاسِكُوهُ: اسم فاعل با ضمیر مفعولی «ـه»، از ریشهٔ «ن س ك»، به معنای انجام‌دهندگان آن.

فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ

پس نباید در این کار با تو نزاع کنند.
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف تفریع، به معنای «پس».
  • لَا: لای نهی.
  • يُنَازِعُنَّكَ: فعل مضارع مؤکد با نون تأکید، از ریشهٔ «ن ز ع»، به معنای کشمکش و نزاع کردن، «تو را به نزاع نکشانند».
  • فِي: حرف جر، به معنای «در».
  • الْأَمْرِ: اسم، از ریشهٔ «أ م ر»، به معنای کار، موضوع، فرمان.

وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ

و به سوی پروردگارت دعوت کن.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنای «و».
  • ادْعُ: فعل امر، از ریشهٔ «د ع و»، به معنای دعوت کن.
  • إِلَىٰ: حرف جر، به معنای «به سوی».
  • رَبِّكَ: اسم با ضمیر متصل، از ریشهٔ «ر ب ب»، به معنای پروردگار تو.

إِنَّكَ لَعَلَىٰ هُدًى مُسْتَقِيمٍ

بی‌گمان تو بر هدایت و راهی راست هستی.
شرح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • كَ: ضمیر متصل، اسم «إنّ»، به معنای «تو».
  • لَـ: لام تأکید.
  • عَلَىٰ: حرف جر، به معنای «بر».
  • هُدًى: اسم، از ریشهٔ «ه د ي»، به معنای هدایت.
  • مُسْتَقِيمٍ: صفت، از ریشهٔ «ق و م»، به معنای راست، استوار.
Nach oben scrollen