008-072-094-أنفال

« Back to Glossary Index
به يقين کسانی که قبل از همه ایمان آوردند و هجرت کردند و با مال و جان خود در راه الله جهاد نمودند (مهاجران) و همچنین کسانیکه به آنان جا دادند و یاری ایشان را کردند (انصار ) هر یک از این دو گروه دوستان مورد اعتماد یکدیگرند و آنان که ایمان آورده اند و هجرت نکرده اند بر شما سزاوار نیست چیزی از سلطه حکومتی ایشان را بر خود بپذیرید، مگر وقتی آنان هجرت کنند و اگر این گروه اخیر از شما در دین یاری خواستند بر شماست که آنان را یاری نمائید، مگر آنکه آن یاری بر علیه قومی باشد که میان شما و آنان عهد و پیمانی است و الله بدانچه میکنید بیناست (این گروه سوم آنان بودند که در مکه مسلمان شده بودند ولی روی حفظ منافع خود حاضر نبودند خانه و زندگی خود را بگذارند و به مدينه هجرت نمایند و مسلمانان دیگر را تقویت کنند. از این عبارات پیداست مسلمانان در زمان پیغمبر اسلام چهار درجه بودند، اول مهاجرانِ اولیه ای که قبل از جنگ بدر از مکه به مدینه هجرت کرده اند و از اینان آنانکه لیاقت ریاست و حکومت داشتند، بر دیگران مقدم بودند. دوم انصار که اهل مدینه بودند و قبل از جنگ بدر مسلمان شدند و مهاجران مکه را از حیث جا و خرج زندگی و سایر امور اسلامی بی ریا کمک کردند و حتی آنان را بر خود در تشکیلات دینی مقدم داشتند. سوم مؤمنانی که قبل از پیروزی جنگ بدر در مکه ایمان آورده بودند ولی تا زمان جنگ بدر روی مال دوستی حاضر به مهاجرت نشدند و بعد از این جنگ و قبل از فتح مکه هجرت کردند. چهارم آنانکه هیچ یک از این سه شرط فوق را نداشتند اینان لازم بود تا آن سه دسته هستند ریاست و برتری آن سه دسته را بر خود بپذیرند) (۷۲)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا ۚ وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

به‌راستی کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با دارایی‌ها و جان‌های خود در راه خدا جهاد نمودند، و کسانی که (مهاجران را) پناه دادند و یاری کردند، آنان برخی یاور برخی دیگرند. و کسانی که ایمان آوردند ولی هجرت نکردند، شما هیچ‌گونه پیوندِ سرپرستی با آنان ندارید تا زمانی که هجرت کنند. و اگر در دین از شما یاری خواستند، بر شماست که یاری‌شان کنید، مگر بر ضدّ مردمی که میان شما و میان آنان پیمانی است. و خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

  1. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ

ترجمه: بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با دارایی‌ها و جان‌های خود در راه خدا جهاد نمودند، و کسانی که (آنان را) پناه دادند و یاری کردند، اینان برخی یاور برخی دیگرند.

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • الَّذِينَ: اسم موصول، مبنی، در محلّ نصب اسمِ إنَّ.
  • آمَنُوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه: أ-م-ن (ایمان آوردن، ایمن شدن).
  • وَهَاجَرُوا: فعل ماضی، جمع؛ ریشه: ه-ج-ر (هجرت کردن، ترک کردن).
  • وَجَاهَدُوا: فعل ماضی، جمع؛ ریشه: ج-ه-د (کوشش سخت، جهاد).
  • بِأَمْوَالِهِمْ: جار و مجرور؛ أموال: جمع مال؛ ریشه: م-و-ل؛ ضمیر «هم» مضافٌ‌إلیه.
  • وَأَنْفُسِهِمْ: معطوف بر «بأموالهم» با تقدیر حرف جرّ؛ أنفس: جمع نفس؛ ریشه: ن-ف-س؛ «هم» مضافٌ‌إلیه.
  • فِي سَبِيلِ اللَّهِ: جار و مجرور بیان جهت؛ سبيل: راه؛ ریشه: س-ب-ل؛ «اللَّه» مضافٌ‌إلیه.
  • وَالَّذِينَ: اسم موصول دوم، معطوف بر «الذين» اول.
  • آوَوْا: فعل ماضی، جمع؛ ریشه: أ-و-ي (پناه دادن، جا دادن).
  • وَنَصَرُوا: فعل ماضی، جمع؛ ریشه: ن-ص-ر (یاری کردن).
  • أُولَٰئِكَ: اسم اشاره برای دور؛ مبتدا یا خبرِ مقدّم (در اینجا مبتدا).
  • بَعْضُهُمْ: «بعضُ» مبتدا دوم یا بدل/خبر مقدّم؛ مضاف؛ «هم» مضافٌ‌إلیه.
  • أَوْلِيَاءُ: خبر «بعضُهم» مرفوع؛ ریشه: و-ل-ي (ولایت، دوستی، سرپرستی).
  • بَعْضٍ: مضافٌ‌إلیه مجرور برای «أولياءُ». نکته نحوی: جمله اسمی «أُولئكَ بعضُهم أولياءُ بعضٍ» خبر برای مجموع موصولَین است؛ یعنی: این گروه‌ها با هم پیوند ولایت دارند.

  1. وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا

ترجمه: و کسانی که ایمان آوردند ولی هجرت نکردند، شما هیچ بهره‌ای از پیوندِ ولایت ایشان ندارید تا زمانی که هجرت کنند.

  • وَ: حرف عطف.
  • الَّذِينَ: اسم موصول، مبتدا.
  • آمَنُوا: صلهٔ موصول؛ فعل ماضی، جمع؛ ریشه: أ-م-ن.
  • وَلَمْ: «لم» حرف جزم و نفیِ ماضی معنایی؛ «واو» عطف.
  • يُهَاجِرُوا: مضارع مجزوم به «لم»، علامت جزم حذف نون؛ ریشه: ه-ج-ر (باب مفاعله).
  • مَا: نافیهٔ حجازیه (حرفی که عمل «لیس» می‌کند یا حرف نفیِ مبتدأ و خبر)؛ در اینجا برای نفی ملک/ثبوت.
  • لَكُمْ: جار و مجرور خبرِ مقدّم برای «ما» یا شبه‌جمله متعلق به خبر.
  • مِنْ وَلَايَتِهِمْ: «من» زائده برای تأکیدِ عموم نفی؛ «ولايةِ» اسم مجرور لفظاً، مرفوع/منصوب تقدیراً بر حسب محل؛ ریشه: و-ل-ي؛ «هم» مضافٌ‌إلیه.
  • مِنْ شَيْءٍ: «من» زائدهٔ دوم برای استغراق در نفی؛ «شيءٍ» نکره در سیاق نفی = هیچ چیز.
  • حَتَّىٰ: حرف غایت و نصب.
  • يُهَاجِرُوا: مضارع منصوب بعد از «حتى»، علامت نصب حذف نون؛ ریشه: ه-ج-ر. نکته معنایی: نفی ولایت به معنای نفی پیوند حمایتی/سیاسی مدنی در مدینه است، نه نفی ایمان.

  1. وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ

ترجمه: و اگر در (امر) دین از شما یاری خواستند، بر شماست که یاری‌شان دهید.

  • وَإِنْ: «إنْ» شرطیه جازمه؛ «واو» عطف.
  • اسْتَنْصَرُوكُمْ: فعل ماضی مبنی برای شرط، صیغه جمع؛ ریشه: ن-ص-ر، باب استفعل (یاری خواستن)؛ «واو» فاعل؛ «كم» مفعولٌ‌به.
  • فِي الدِّينِ: جار و مجرور؛ «الدين»: آیین، شریعت؛ ریشه: د-ي-ن.
  • فَعَلَيْكُمُ: فاء جواب شرط؛ «عليكم» جار و مجرور در محل خبر مقدّمِ «النصر».
  • النَّصْرُ: مبتدا مؤخّر؛ ریشه: ن-ص-ر. نکته: «عليكم النصر» اسلوب وجوب و لزوم را می‌رساند.

  1. إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ

ترجمه: مگر در برابر قومی که میان شما و آنان پیمانی است.

  • إِلَّا: اداة استثناء.
  • عَلَىٰ قَوْمٍ: جار و مجرور، متعلق به محذوف (مستثنی‌منه مقدّر در سیاق «فعليكم النصر»)، یعنی: نه بر ضدّ قومی که…
  • بَيْنَكُمْ: ظرف/جار و مجرور؛ «كم» ضمیر مخاطب جمع.
  • وَبَيْنَهُمْ: معطوف؛ «هم» ضمیر غایب جمع.
  • مِيثَاقٌ: فاعل/مبتدا مؤخّر بر اساس تقدیر «كائنٌ»؛ ریشه: و-ث-ق (استحکام، پیمان محکم). نکته: استثنا از وجوب یاری، در مورد طرفی است که پیمان عدم‌تعرض/صلح با او بسته شده است.

  1. وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

ترجمه: و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

  • وَ: حرف عطف استینافیه.
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
  • بِمَا: «باء» حرف جر؛ «ما» موصوله (آنچه).
  • تَعْمَلُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع؛ ریشه: ع-م-ل.
  • بَصِيرٌ: خبر مرفوع؛ ریشه: ب-ص-ر (بینایی، آگاهی بصیرانه). نکته معنایی: تهدید/تذکار مراقبت الهی بر اعمالِ مربوط به وفای به عهد و یاری.
Nach oben scrollen