008-067-094-أنفال

« Back to Glossary Index
سزاوار هیچ پیغام گیری نیست که برایش اسیرانی باشد تا در زمین به سختی هر چه بیشتر از دشمن کشته شود ولی شما مال دنیا را میخواهید و حال آنکه الله آخرت را میخواهد و الله پر قدرتی است با حکمت (67)

ما كانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكونَ لَهُ أَسْرىٰ حَتّىٰ يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ ۚ تُريدونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَاللَّهُ يُريدُ الآخِرَةَ ۗ وَاللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ

برای هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی برای او باشند تا زمانی که در زمین نیرومند گردد و دشمن را درهم بشکند؛ شما کالای دنیا را می‌خواهید، و خداوند آخرت را می‌خواهد؛ و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

— — —

۱) جمله: ما كانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكونَ لَهُ أَسْرىٰ حَتّىٰ يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ

ترجمهٔ فارسی: برای هیچ پیامبری شایسته/روا نبود که برای او اسیرانی باشند تا زمانی که در زمین سخت‌گیری و نیرومندی کند (دشمن را درهم شکند).

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • ما: حرف نفی، نافیهٔ جنس/حالیه؛ معنی: «نیست/نبود».
  • كانَ: فعل ماضی ناقص (کان)، ریشه: ك و ن؛ معنی: «بود/باشد» (کمک‌فعل اسنادی).
  • لِنَبِيٍّ: جار و مجرور، حرف جر «لِـ» + اسم «نَبِيٍّ» (مجرور)، ریشه: ن ب أ؛ معنی: «برای پیامبری».
  • أَن: حرف مصدریهٔ ناصبه؛ معنی: «که».
  • يَكونَ: فعل مضارع منصوب (به أن)، ریشه: ك و ن؛ معنی: «باشد/گردد».
  • لَهُ: جار و مجرور + ضمیر متصل «ـهُ»؛ معنی: «برای او».
  • أَسْرىٰ: اسم جمع (جمع «أسير»)، ریشه: أ س ر؛ معنی: «اسیران».
  • حَتّىٰ: حرف غایت/تعلیل، معنی: «تا اینکه/تا زمانی که».
  • يُثْخِنَ: فعل مضارع منصوب (به حتّىٰ)، ریشه: ث خ ن؛ معنی: «سخت‌گیری کند، درهم بشکند، نیرومند گردد در جنگ».
  • فِي: حرف جر؛ معنی: «در».
  • الأَرْضِ: اسم مجرور، ریشه: أ ر ض؛ معنی: «زمین».

— — —

۲) جمله: تُريدونَ عَرَضَ الدُّنْيا

ترجمهٔ فارسی: شما کالای دنیا را می‌خواهید.

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • تُريدونَ: فعل مضارع مرفوع، مخاطب جمع؛ ریشه: ر و د (أراد)، معنی: «می‌خواهید».
  • عَرَضَ: مفعول‌به منصوب؛ ریشه: ع ر ض؛ معنی: «کالا، بهرهٔ زودگذر، متاع فانی».
  • الدُّنْيا: مضافٌ‌الیه مجرور؛ ریشه: د ن و (دُنيا از أدنى)، معنی: «دنیا، پایین‌تر/نزدیک‌تر».

— — —

۳) جمله: وَاللَّهُ يُريدُ الآخِرَةَ

ترجمهٔ فارسی: و خداوند آخرت را می‌خواهد.

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: «و».
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع؛ ریشه: أ ل ه؛ معنی: «خداوند».
  • يُريدُ: خبر مبتدا، فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ر و د (أراد)، معنی: «می‌خواهد».
  • الآخِرَةَ: مفعول‌به منصوب؛ ریشه: أ خ ر؛ معنی: «آخرت، جهان پایدار».

— — —

۴) جمله: وَاللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ

ترجمهٔ فارسی: و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: «و».
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع؛ ریشه: أ ل ه؛ معنی: «خداوند».
  • عَزيزٌ: خبر اول مرفوع؛ ریشه: ع ز ز؛ معنی: «توانا، شکست‌ناپذیر، ارجمند».
  • حَكيمٌ: خبر دوم مرفوع؛ ریشه: ح ك م؛ معنی: «حکیم، صاحب حکمت، سنجیده‌کار».
Nach oben scrollen