008-057-094-أنفال

« Back to Glossary Index
چون به ایشان در جنگ دست یافتی، عمل بد ایشان را به پشتیبانان ایشان گوشزد کن شاید آنان متوجه خطای اینان بشوند (۵۷)

 فَإِمّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ

پس اگر در جنگ بر آنان دست یافتی و آنان را یافتی، با آنان چنان رفتار کن که پشت‌سرِشان پراکنده و هراسان گردند، باشد که پند گیرند.


جمله ۱: فَإِمّا تَثْقَفَنَّهُمْ

ترجمه: پس اگر ایشان را بیابی/بر آنان دست یابی.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَ: حرف عطف/تفریع، معنای «پس/بنابراین».
  • إِمّا: حرف شرط/تردید، در این‌جا برای آغاز جملهٔ شرطی به معنای «اگر».
  • تَثْقَفَنَّهُمْ: فعل مضارع مؤکّد متصل به ضمیر مفعول «هم».
    • ریشه: ث ق ف.
    • باب: فعل ثلاثی مجرد (ثَقِفَ/يَثْقَفُ).
    • صیغه: مضارع مخاطب مفرد مذکّر با نون تأکید خفیفه و ضمیر مفعول «هم».
    • معناهای ریشه: یافتن، دست‌یافتن، غلبه کردن، به چنگ آوردن، زیرک و چابک شدن.
    • معنا در سیاق: «آن‌ها را یافتن/به چنگ آوردن/بر آنان دست یافتن».

جمله ۲: فِي الحَرْبِ

ترجمه: در جنگ.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فِي: حرف جرّ، «در».
  • الحَرْبِ: اسم مجرور به «في»، معنی: جنگ.
    • ریشه: ح ر ب.
    • وزن: فَعْل.
    • معناهای ریشه: جنگیدن، ستیز، نبرد.

جمله ۳: فَشَرِّدْ بِهِمْ

ترجمه: پس با آنان پراکندگی و هراس افکن.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَ: حرف تفریع/نتیجه، «پس».
  • شَرِّدْ: فعل امر مخاطب مفرد مذکّر از «شرّد».
    • ریشه: ش ر د.
    • باب: تفعیل (شَرَّدَ يُشَرِّدُ).
    • معنا: پراکنده کردن، آواره ساختن، ترساندن به‌گونه‌ای که بگریزند.
  • بِهِمْ: جار و مجرور؛ «به‌وسیلهٔ آنان/با آنان».
    • ب‍: حرف جرّ ابزاری یا سببی.
    • هُمْ: ضمیر متصل مجرور، «آنان».

توضیح نحوی:

  • «شَرِّدْ بِهِمْ» یعنی «با رفتار با آنان، دیگران را پراکنده/مرعوب کن»؛ «بهم» ابزار ایجاد اثر بر دیگران است.

جمله ۴: مَنْ خَلْفَهُمْ

ترجمه: کسانی که پشتِ سرِ آنان هستند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • مَنْ: اسم موصول عام، «هر که/کسانی که».
  • خَلْفَ: ظرف مکان (اسم)، «پشت/پسِ».
    • ریشه: خ ل ف.
    • معناهای ریشه: پشت، پس، عقب؛ همچنین «خَلف» به‌معنای آیندگان.
  • هُمْ: ضمیر مضافٌ‌إلیه برای «خلف»، «آنان».

توضیح نحوی:

  • «مَنْ خَلْفَهُمْ» مفعولِ اثرِ «شرّد» به‌واسطهٔ «بهم» است؛ یعنی ترساندنِ کسانی که پشت سرِ آنان‌اند.

جمله ۵: لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ

ترجمه: باشد که آنان پند گیرند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • لَعَلَّ: حرف ترجّی/تعلیل، «شاید/باشد که».
  • هُمْ: اسم «لعلّ»، ضمیر منفصل، «آنان».
  • يَذَّكَّرُونَ: فعل مضارع مرفوع جمع مذکّر.
    • ریشه: ذ ك ر.
    • باب: تفعّل (تَذَكَّرَ يَتَذَكَّرُ)؛ در این‌جا ادغام ذال در زای شده و صورت «يَذَّكَّرُونَ» آمده.
    • معنا: یاد کردن، پند گرفتن، به خاطر آوردن.
    • صیغه: مضارع غایب جمع مذکّر با نون جمع.

توضیح نحوی:

  • «لعلّهم يذّكرون» غایت و امیدِ مترتب بر اجرای فرمان پیشین است؛ یعنی هدف از عبرت‌آموزی دیگران این است که خودِ آنان به یاد آیند و پند گیرند.

جمع‌بندی ساختار:

  • شرط: «فَإِمّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الحَرْبِ» = پس اگر در جنگ بر آنان دست یابی.
  • جزای شرط/نتیجه: «فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ» = پس با آنان دیگرانِ پشت سرشان را مرعوب و پراکنده کن.
  • غایت: «لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ» = باشد که پند گیرند.
Nach oben scrollen