008-056-094-أنفال

« Back to Glossary Index
هر گاه با بعضی از اینان عهد بستی و دیدی که بطور مکرر عهد خود را می شکنند و از این کار بد پرهیز نمی کنند (56)

الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لا يَتَّقُونَ

آنان که با ایشان پیمان بستی، سپس هر بار پیمان خود را می‌شکنند و آنان پرهیزکار نیستند.


  1. الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ
  • ترجمه: کسانی که از میان آنان با ایشان پیمان بستی.
  • نقش‌های گرامری و توضیحات واژگان:
    • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ نقش: مبتدای موصولی یا سرآغاز جمله موصولی.
      • ریشه: ذو/الذي (اسم موصول)؛ معنی: «کسانی که».
    • عاهَدْتَ: فعل ماضی، دوم شخص مفرد؛ نقش: فعل جمله موصولی.
      • ریشه: ع-ه-د؛ باب مفاعلة (عاهَدَ)؛ معنی: پیمان بستی، عهد کردی.
      • صرف: عاهَدَ (او پیمان بست)، عاهَدْتَ (تو پیمان بستی).
    • مِنْهُمْ: جار و مجرور + ضمیر جمع؛ نقش: متعلّق به «عاهدت» برای بیان تبعیض/منشأ؛ «از ایشان/با ایشان».
      • مِنْ: حرف جر؛ معنی: از.
      • هُمْ: ضمیر متصل جمع مذکر؛ معنی: ایشان.

  1. ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ
  • ترجمه: سپس پیمان خود را می‌شکنند.
  • نقش‌های گرامری و توضیحات واژگان:
    • ثُمَّ: حرف عطفِ ترتیب با تراخی؛ معنی: سپس/آنگاه.
    • يَنْقُضُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ نقش: فعل جمله.
      • ریشه: ن-ق-ض؛ معنی: می‌شکنند، نقض می‌کنند؛ باب فعل (نَقَضَ يَنْقُضُ).
    • عَهْدَهُمْ: مفعول‌به؛ «پیمانِ‌شان».
      • عَهْدَ: اسم (مصدر/اسم)، منصوب به‌عنوان مفعول؛ معنی: پیمان، عهد.
      • هُمْ: ضمیر متصل؛ معنی: آنان/ایشان.

  1. فِي كُلِّ مَرَّةٍ
  • ترجمه: در هر بار.
  • نقش‌های گرامری و توضیحات واژگان:
    • فِي: حرف جر؛ معنی: در.
    • كُلِّ: اسم مبنی بر إضافه، مجرور به‌سبب حرف جر؛ معنی: هر/تمام.
    • مَرَّةٍ: اسم مجرور به‌سبب إضافه؛ معنی: بار/مرتبه.

  1. وَهُمْ لا يَتَّقُونَ
  • ترجمه: و آنان پرهیز نمی‌کنند/پرهیزکار نیستند.
  • نقش‌های گرامری و توضیحات واژگان:
    • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
    • هُمْ: ضمیر منفصل جمع مذکر؛ نقش: مبتدا.
    • لا: حرف نفی مضارع؛ معنی: نه/نمی.
    • يَتَّقُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ نقش: خبرِ جمله اسمیه به‌صورت فعل؛ معنی: پرهیز می‌کنند → با «لا» نفی: پرهیز نمی‌کنند.
      • ریشه: و-ق-ي؛ باب افتعال (اتَّقى يَتَّقِي)؛ ادغام: تاء با تاء، «يتّقون».
      • معنی: پرهیز کردن، تقوا داشتن.

نکات تکمیلی:

  • ساختار کلی: جملهٔ موصولی با «الَّذِينَ» که محتوای آن با افعال «عاهدت» و «ينقضون» بیان شده است؛ سپس قید تکرار «في كلّ مرّة» و جملهٔ اسمیِ عطف‌شده «وهم لا يتّقون».
  • پیوستگی معنایی: مخاطَب کسی است که با گروهی پیمان بسته؛ آنان بارها پیمان را می‌شکنند و اهل تقوا/پرهیز نیستند.
Nach oben scrollen