008-051-094-أنفال

« Back to Glossary Index
زیرا این نتیجه کارهائیست که دست های شما میکرد و الله به بندگان ستمکار نیست (هر کس که کفران نعمت راهنمائی های الله را بکند، هر زمان به هر طور که بمیرد اگر کافر مرده باشد روحش که از بدن جدا شد، فرشتگانی روحی را خواهد دید که جان او را از بدنش دور میکنند و با زدن بر صورت و پشت روح او، روح او را در عالم برزخ به جایی میبرند که باید عذاب سوزانی ببیند و این عذاب سوزنده روحی غیر از عذاب سوزان آتش دوزخ است که در آخرت خواهند دید) (۵۱)

ذٰلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ

این به‌سبب آن چیزی است که دست‌های شما از پیش فرستاده‌اند؛ و بی‌گمان خداوند هرگز بر بندگان ستم‌پیشه نیست.


جملهٔ ۱: ذٰلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ

ترجمهٔ فارسی: این به‌سبب آن چیزی است که دست‌های شما از پیش فرستاده‌اند.

  • نقش‌های گرامری:
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره مبنی بر فتح/سکون، مبتدا.
    • بِما: حرف جر «بِـ» + «ما» اسم موصول، جار و مجرورِ متعلق به خبر.
    • قَدَّمَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد (تأنیث برای مطابقت با «أيدي» جمع غیر عاقل که مؤنث مفرد محسوب می‌شود)، فعلِ صلهٔ «ما».
    • أَيْدِيكُمْ: «أيدي» فاعلِ «قَدَّمَتْ» مرفوع با علامت ضمهٔ مقدر؛ «كُمْ» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه.
  • ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:
    • ذٰلِكَ: ریشه ندارد (اسم اشاره)، معنی: آن، این (برای دور/تعظیم).
    • بِـ: حرف جر، معنی: به/به‌سببِ.
    • ما: اسم موصول/مصدر مؤول، معنی: آن‌چه/آن‌که.
    • قَدَّمَتْ: ریشهٔ «ق د م»، معنی: پیش فرستاد، جلو انداخت، قبلاً انجام داد.
    • أيدي: ریشهٔ «ي د ي/ي د»، جمع «يَد»، معنی: دست‌ها؛ مجازاً اعمال و کارها.
    • ـكُمْ: ضمیر مخاطب جمع، معنی: شما.

جملهٔ ۲: وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ

ترجمهٔ فارسی: و اینکه خداوند هرگز ستم‌پیشه بر بندگان نیست.

  • نقش‌های گرامری:
    • وَ: حرف عطف.
    • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل، نصب‌دهندهٔ اسم و رفع‌دهندهٔ خبر.
    • اللَّهَ: اسم «أَنَّ» منصوب.
    • لَيْسَ: فعل ناقص (ماضی جامد) برای نفیِ وجودی، خبر برای جملهٔ «أنّ».
    • بِظَلَّامٍ: جار و مجرور با «بِـ» + «ظَلَّامٍ» اسم مجرور منون، خبر «ليس» به صورت مجازی/مؤكد؛ «ظَلَّام» صیغهٔ مبالغه.
    • لِلْعَبِيدِ: جار و مجرور، متعلق به «بِظَلَّامٍ» (تعدیهٔ ظلم به مفعول).
  • ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف، معنی: و.
    • أَنَّ: حرف تأکید و نصب، معنی: که/اینکه.
    • اللَّهَ: علم جلاله، معنی: خداوند.
    • لَيْسَ: فعل نفیِ وجود، معنی: نیست/نمی‌باشد.
    • بِظَلَّامٍ: ریشهٔ «ظ ل م»، «ظَلَّام» صیغهٔ مبالغه از «ظالم»، معنی: بسیار ستم‌کار؛ با «بِـ» برای تأکیدِ نفی.
    • الْعَبِيدِ: ریشهٔ «ع ب د»، جمع «عَبْد»، معنی: بندگان؛ مفعول ظلم در تعلق حرف جر «لِـ».

نکتهٔ بلاغی و ترجمهٔ دقیق‌تر:

  • «بِظَلَّامٍ» صیغهٔ مبالغه است؛ نفیِ مبالغه به معنای نفی اصل ظلم از جانب خداست (خدا حتی اندکی ستم نمی‌کند).
  • «أيديكم» در عربی غالباً کنایه از اعمال شماست؛ لذا ترجمهٔ تفسیری: «این نتیجهٔ کارهایی است که خودتان انجام داده‌اید.»
Nach oben scrollen