008-048-094-أنفال

« Back to Glossary Index
آری زمانی بود، که آن شیطان کارهای ایشان را طوری جلوه داد، که گویی به نفعِ ایشان تمام خواهد شد و به ایشان گفت، هیچ گروهی از مردم، امروز بر شما که چنین مجهز میباشيد، غلبه نخواهد کرد و من همیشه با شما همراهم، پس وقتی آن دو گروه مسلمان و کافر روبروی هم قرار گرفتند او بر دو پاشنه خود برگشت و گفت، من از شما بیزارم، زیرا چیزی را می بینم که شما نمی بینید و من از الله میترسم و الله مجازات کننده ای سخت میباشد (این شخص که نامش معلوم نیست که کیست از جملات قرآن پیداست که مانند بعضی از پیشوایان بانفوذ مذهبی بود که شهرت دارند، دارای کرامت و معجزه و اطلاعاتی غیبی هستند، و امروزه میتوان بعضی اقطاب صوفیه و یا کسانی که برای مردم کارهائی بنام جن و یا روح انجام میدهند از آن قبيل شمرد، اینان همیشه مورد توجه بانفوذان هستند و با نفوذان از وجود آنان گاهی استفاده هائی میبرند و به نظر می آید که سران لشگر کافران مکه به چنین کسی که در مکه بود گفته بودند که همراه قشون آنان بیاید و آنان را با سخنان خود و دعاهای خود تقویت کند و این شخص وقتی به محل تلاقی با لشگریان اسلام رسید، با مشاهداتی غیبی که او میدید و دیگران نمیدیدند، فهمید که لشگر کافران عذاب سختی خواهند کشید و لذا به رؤسای آنان گفت من باید به مکه بر گردم، زیرا چیزی می بینم که شما نمی بینید. مرتاضان هندی و بسیاری جادوگران چنین اند و با جن و ارواح خبیثه مربوطند و مردم تصور میکنند آنان با الله مربوطند و باید دانست که شیطان یعنی شیطنت کار و این لفظ در قرآن هم برای شیطنت کاران انسی و هم برای شیطنت کاران جنی و هم برای هر چیزی که در درون انسان هوس و یا وسوسه ای ایجاد کند که نتیجه اش فریب و یا گناه باشد گفته میشود حتی برای چیزهائی که سبب فراموشی انسان از انجام وظیفه ای بشود) (48)

وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ

و هنگامی که شیطان کارهایشان را برای آنان آراست و گفت: امروز هیچ‌کس از مردم بر شما پیروز نخواهد شد و من حامیِ شما هستم. پس وقتی دو گروه رویاروی شدند، او واپس نشست و گفت: من از شما بیزارم؛ من چیزی می‌بینم که شما نمی‌بینید؛ من از خدا می‌ترسم، و خدا سخت‌کیفر است.


  1. وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ
    ترجمه: و آنگاه که شیطان کارهایشان را برای آنان آراست.
  • وَ: حرف عطف، «و».
  • إِذْ: ظرف زمان گذشته، «آنگاه که».
  • زَيَّنَ: فعل ماضی، باب تفعیل، فاعلِ آن «الشَّيْطَانُ»؛ ریشه: ز-ي-ن؛ معنا: آراستن، زیبا جلوه دادن.
  • لَهُمُ: جار و مجرور (لِـ + هُم)، «برایشان/به سودشان».
  • الشَّيْطَانُ: فاعل مرفوع، «شیطان». ریشه: ش-ط-ن؛ معنا: دورشدن/سرکشی؛ در اصطلاح: موجود فریبنده.
  • أَعْمَالَهُمْ: مفعول به منصوب + ضمیر، «کارهایشان». ریشه: ع-م-ل؛ معنا: کارها، اعمال.

  1. وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ
    ترجمه: و گفت: امروز هیچ پیروزی‌دهنده‌ای از میان مردم بر شما نیست (هیچ‌کس از مردم بر شما چیره نمی‌شود).
  • وَقَالَ: «و گفت»، فعل ماضی؛ فاعل مستتر (او = شیطان).
  • لَا غَالِبَ: «هیچ چیره‌کننده‌ای نیست»، لا نافیه للجنس + اسمِ لا (غالب) منصوب. ریشه: غ-ل-ب؛ معنا: چیره‌شونده.
  • لَكُمُ: جار و مجرور، «برای شما/به سود شما».
  • الْيَوْمَ: ظرف زمان منصوب، «امروز».
  • مِنَ النَّاسِ: جار و مجرور، «از مردم/از سوی مردم».

  1. وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ
    ترجمه: و من پشتیبانِ شما هستم.
  • وَإِنِّي: واو عطف + إِنَّ (حرف تأکید و نصب) + یاء متکلم (ضمیر)، «و یقیناً من».
  • جَارٌ: خبر إنَّ مرفوع، «پناه‌دهنده/حامی». ریشه: ج-و-ر/ج-ي-ر (از جِوار/اجارة)، معنا: هم‌پیمان، حامی، پناه‌دهنده.
  • لَكُمْ: جار و مجرور، «برای شما/همراه شما».

  1. فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ
    ترجمه: پس چون دو گروه رو در روی هم آشکار شدند.
  • فَـ: حرف تفریع/عطف، «پس».
  • لَمَّا: حرف شرط زمانی، «هنگامی که».
  • تَرَاءَتِ: فعل ماضی، باب تفاعُل (تَراءَى)، «رویارو شدن/آشکار شدن به هم». ریشه: ر-أ-ي؛ معنا: دیده شدن متقابل.
  • الْفِئَتَانِ: فاعل مثنّى مرفوع، «دو گروه». ریشه: ف-ئ-ة؛ معنا: گروه، دسته.

  1. نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ
    ترجمه: واپس نشست و از میدان عقب کشید.
  • نَكَصَ: فعل ماضی، «عقب‌نشینی کرد/پس کشید». ریشه: ن-ك-ص؛ معنا: بازگشت، عقب‌نشینی.
  • عَلَىٰ: حرف جر، «بر/به».
  • عَقِبَيْهِ: اسم مجرور مثنّى با یاء + ضمیر (هِ)، «بر پاشنه‌های خود/بر عقب‌های خود»؛ کنایه از عقب‌نشینی.

  1. وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ
    ترجمه: و گفت: من از شما بیزارم.
  • وَقَالَ: «و گفت»، فعل ماضی.
  • إِنِّي: «همانا من»، إنَّ + یاء متکلم.
  • بَرِيءٌ: خبر إنَّ، «بی‌زار/بیزار». ریشه: ب-ر-أ؛ معنا: بریده از، مبرا.
  • مِنْكُمْ: جار و مجرور، «از شما».

  1. إِنِّي أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ
    ترجمه: من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید.
  • إِنِّي: «همانا من».
  • أَرَىٰ: فعل مضارع مرفوع (أنا أرى)، «می‌بینم». ریشه: ر-أ-ي.
  • مَا: اسم موصول/مصدر موصولی، «آنچه/چیزی که».
  • لَا: حرف نفی.
  • تَرَوْنَ: فعل مضارع مرفوع (أنتم ترون)، «می‌بینید». ریشه: ر-أ-ي.

  1. إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ
    ترجمه: من از خدا می‌ترسم.
  • إِنِّي: «همانا من».
  • أَخَافُ: فعل مضارع مرفوع، «می‌ترسم». ریشه: خ-و-ف.
  • اللَّهَ: مفعول‌به منصوب، «خدا».

  1. وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
    ترجمه: و خدا سخت‌کیفر است.
  • وَاللَّهُ: واو حال/عطف + مبتدا مرفوع، «و خدا».
  • شَدِيدُ: خبر اول مرفوع، «سخت/شدید». ریشه: ش-د-د.
  • الْعِقَابِ: مضاف‌إلیه مجرور، «کیفر/عقاب». ریشه: ع-ق-ب؛ معنا: مجازات، پیامد.
Nach oben scrollen