008-047-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و به مانند کافران مکه نباشید که از خانه های خود با به خود بالیدن خارج شدند و با کمال خودنمائی کوشش میکردند که مردم را از راه الله که اسلام حقیقی است، باز دارند و نمیدانستند که الله بدانچه میکنند محیط بود ( آیا اکثریت ملل مسلمان امروز به مانند کافران مکه نمیباشند؟ آیا جز اسم مسلمان چیز صحیحی از اسلام و قرآن میدانند؟ آیا اصلا به قرآن و اسلام حقیقی علاقه ای دارند؟) (47)

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ

و مانند کسانی نباشید که از خانه‌های خود با سرمستی و برای خودنمایی در برابر مردم بیرون آمدند و از راهِ خدا بازمی‌دارند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند احاطه دارد.


جمله ۱: وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ

ترجمهٔ جمله: و مانند کسانی نباشید که از خانه‌های خود با سرمستی و برای خودنمایی نزد مردم بیرون رفتند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف، پیونددهندهٔ جمله.
  • لَا: حرف نهی، نفیِ امر برای جمع مخاطب.
  • تَكُونُوا: فعل مضارع ناقص (كانَ) منصوب به لَا الناهية؟ در اصل لَا الناهية فعل مضارع را مجزوم می‌کند؛ چون «تكونوا» از افعال ناقصه است، اعراب: مجزوم به حذف نون (اصل: تكونون). نقش: فعل نهی برای مخاطبان جمع.
    • أصل: كانَ يَكونُ. ریشه: ك-و-ن. معنا: بودن/شدن.
  • كَالَّذِينَ: كَـ حرف تشبیه + الاسم الموصول «الذين». معنا: مانند کسانی که.
  • خَرَجُوا: فعل ماضی، فاعل واو جمع. ریشه: خ-ر-ج. معنا: بیرون رفتند.
  • مِنْ: حرف جر. معنا: از.
  • دِيَارِهِمْ: اسم مجرور، مضاف‌الیه همراه ضمیر «هم» (جمع مذکر غایب). ریشه: د-ي-ر (دار/دیار). معنا: خانه‌ها/دیارشان.
  • بَطَرًا: مفعولٌ لأجله (مصدر منصوب). ریشه: ب-ط-ر. معنا: سرمستیِ غافلانه، گردنکشی ناشکرانه.
  • وَرِئَاءَ: واو عطف + «رِئاءَ» مصدر منصوب، مفعول لأجله دوم. ریشه: ر-أ-ي. معنا: ریا، خودنمایی.
  • النَّاسِ: اسم مجرور به اضافهٔ «رِئاءَ» در تقدیر «رِئاءَ الناسِ». ریشه: ن-و-س/ن-س. معنا: مردم.

جمله ۲: وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ

ترجمهٔ جمله: و [آنها] از راهِ خدا بازمی‌دارند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • يَصُدُّونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون (جمع). ریشه: ص-د-د. معنا: بازمی‌دارند، مانع می‌شوند.
  • عَنْ: حرف جر. معنا: از.
  • سَبِيلِ: اسم مجرور. ریشه: س-ب-ل. معنا: راه، مسیر.
  • اللَّهِ: لفظ جلاله، مضاف‌الیه مجرور. معنا: خدا.

جمله ۳: وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ

ترجمهٔ جمله: و خدا به آنچه انجام می‌دهند احاطه دارد.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع (لفظ جلاله).
  • بِمَا: باء حرف جر + «ما» اسم موصول یا مصدریّه، معنا: به آنچه/به کارهایی که.
  • يَعْمَلُونَ: فعل مضارع مرفوع؛ فاعل واو جمع. ریشه: ع-م-ل. معنا: انجام می‌دهند.
  • مُحِيطٌ: خبر مبتدا مرفوع. ریشه: ح-و-ط. معنا: احاطه‌کننده، فراگیر؛ کنایه از علم و قدرت و سلطهٔ کامل.
Nach oben scrollen