008-039-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و شما مؤمنان با اینگونه کفران کنندگان بجنگید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین تمامش برای اطاعت از الله باشد پس اگر از کفر دست برداشتند الله بدانچه از پس آن میکنند بیناست (۳۹)

وَقاتِلوهُم حَتّىٰ لا تَكونَ فِتنَةٌ وَيَكونَ الدّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انتَهَوا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعمَلونَ بَصيرٌ

و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای باقی نمانَد و دین یکسره برای خدا باشد؛ پس اگر دست بردارند، بی‌گمان خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.


جمله ۱: وَقاتِلوهُم

ترجمه: و با آنان بجنگید.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • قاتِلوا: فعل امر جمع مخاطب از باب مُفاعَلة؛ ریشه: ق-ت-ل؛ معنی: بجنگید/کارزار کنید.
  • هُم: ضمیر متصل مفعولی جمع غایب؛ نقش: مفعول «قاتِلوا»؛ معنی: آنان.

جمله ۲: حَتّىٰ لا تَكونَ فِتنَةٌ

ترجمه: تا آن‌که فتنه‌ای نباشد.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • حَتّىٰ: حرف غایت/تعلیل؛ معنی: تا/تا اینکه.
  • لا: حرف نفی (لا النافیة للجنس یا لا النافیة للمضارع، در اینجا نفی وقوع).
  • تَكونَ: فعل مضارع منصوب به علت «حتّى»؛ ریشه: ك-و-ن؛ معنی: باشد/پدید آید؛ نقش: فعل جملهٔ غایی.
  • فِتنَةٌ: اسم مفرد مؤنث؛ نکره مرفوع به عنوان فاعل «تكون»؛ ریشه: ف-ت-ن؛ معانی: فتنه، آزمون سخت، آشوب، ستمگری در دین.

جمله ۳: وَيَكونَ الدّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ

ترجمه: و دین سراسر از آنِ خدا باشد.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • يَكونَ: فعل مضارع منصوب (به عطف بر «تكون» پس از «حتّى»)؛ ریشه: ك-و-ن؛ معنی: باشد/قرار گیرد.
  • الدّينُ: اسم معرفه مرفوع؛ نقش: فاعل «يكون» در ساخت اسمی؛ معنی: دین، آیین.
  • كُلُّهُ: «كُلُّ» اسم مبنی بر عموم با ضمیر متصل «ـهُ»؛ نقش: بدل یا تأکید بر شمول دین؛ معنی: همهٔ آن/سراسر آن.
  • لِلَّهِ: جار و مجرور؛ «لِـ» حرف جر + «اللَّهِ» اسم جلاله مجرور؛ نقش: خبر مقدّم/جار و مجرور متعلق به «يكون»؛ معنی: برای خدا/از آنِ خدا.

نکته نحوی: ساخت «يكونُ الدينُ كلُّهُ للهِ» دلالت بر اختصاص کامل دین به خدا دارد؛ «كُلُّهُ» تأکید بر شمول کامل است.


جمله ۴: فَإِنِ انتَهَوا

ترجمه: پس اگر بازایستند/دست بردارند،

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • فَ: حرف تفریع/سببیه؛ معنی: پس/بنابراین.
  • إِنْ: حرف شرط جازم؛ معنی: اگر.
  • انتَهَوا: فعل ماضی جمع غایب (در محل جزم به سبب «إنْ» در معنای شرطی)؛ ریشه: ن-ه-ي؛ باب افتعال؛ معنی: بازایستادند/خودداری کردند/دست کشیدند.

جمله ۵: فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعمَلونَ بَصيرٌ

ترجمه: پس بی‌گمان خدا به آنچه می‌کنند بیناست.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • فَ: حرف تفریع؛ معنی: پس.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ معنی: به‌راستی/بی‌گمان.
  • اللَّهَ: اسم جلاله منصوب به «إنَّ» به‌عنوان اسم آن؛ معنی: خدا.
  • بِما: «بِـ» حرف جر + «ما» اسم موصول غیرمختص؛ نقش: جار و مجرور؛ معنی: به آنچه.
  • يَعمَلونَ: فعل مضارع مرفوع؛ فاعل: واو جمع (ضمیر مستتر تقدیره «هم» آشکار به صورت واو جمع)؛ ریشه: ع-م-ل؛ معنی: انجام می‌دهند/عمل می‌کنند.
  • بَصيرٌ: خبر «إنَّ» مرفوع؛ صفت مشبهه؛ معنی: بیناست/آگاهِ بینا.

نکته معنی‌شناختی:

  • «بَصير» در مورد خدا، هم دیدن و هم آگاهی کامل را می‌رساند.
  • ترکیب «بِما يعملون» شمول همهٔ رفتارها و اعمال آنان را در بر دارد.
Nach oben scrollen