008-010-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و آن را الله مقرر نکرد، مگر برای بشارت پیروزی به شما و تا بدان دلهای شما، به الله مطمئن شود و بدانید که پیروزی های شما جز از جانب الله نیست و الله غلبه کننده ایست که کارهایش روی حکمت است (وقتی مؤمنان حقیقی و کم ایمانان بجائی رسیدند که یقین کردند کاروان قریش رفته و باید با گروه قدرتمند مکه جنگ کنند، همه از الله خواهان کمک غیبی شدند، در این زمان به خواست الله یک حالت نزدیک بخواب تمام ایشانرا فرا گرفت و در آن حالت شنیدند و دیدند هزار انسان غیبی به کمک ایشان آمده است و یقین آوردند که به کمک الله کافران مکه در جنگ با مسلمانان شکست خواهند خورد) (۱۰)

متن آیه: وَما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلّا بُشرىٰ وَلِتَطمَئِنَّ بِهِ قُلوبُكُم ۚ وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ

ترجمهٔ: و خدا آن را جز مژده‌ای قرار نداد، و تا دل‌های شما بدان آرام گیرد. و یاری جز از نزد خدا نیست. همانا خدا توانای شکست‌ناپذیر و حکیم است.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۱: وَما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلّا بُشرىٰ

ترجمهٔ جمله: و خدا آن را جز مژده‌ای قرار نداد.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • ما: حرف نفی (ما النافیة)، نفیِ فعل ماضی.
  • جَعَلَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ، ریشه: ج-ع-ل، معنا: قرار داد/گردانید.
  • هُ: ضمیر متصل غایب مفرد مذکر، مفعولٌ‌بهِ اول برای «جعل» (آن).
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ «جعل»، مرفوع.
  • إِلّا: أداة استثناء، برای حصر بعد از نفی.
  • بُشرىٰ: اسم، مفرد مؤنث، خبر یا مفعولٌ‌بهِ دومِ «جعل» به معنای «مژده/بشارت»، منصوب محلّاً به اعتبار مفعول دوم جعل (جعل به معنای «صیّر» دو مفعول می‌گیرد). ریشه: ب-ش-ر، معنا: بشارت، مژده.

نکتهٔ نحوی: «ما … إلا» افادهٔ حصر می‌کند: «جز این نبود که…». ساخت «جعل» در اینجا متعدی به دو مفعول است: «هُ» مفعول اول، «بُشرى» مفعول دوم.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۲: وَلِتَطمَئِنَّ بِهِ قُلوبُكُم

ترجمهٔ جمله: و تا دل‌های شما به آن آرام گیرد.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • لِـ: لام تعلیل، برای بیان غایت/علت.
  • تَطمَئِنَّ: فعل مضارع منصوب/مسبوق به لام تعلیل با نون تأکید ثقیله؛ ریشه: ط-م-أ-ن (اطمأنّ)، باب افْتِعال/افعال مزید فیه (فعل رباعی «اطمأنّ»)، معنا: آرام گرفتن، اطمینان یافتن.
  • بِهِ: جار و مجرور؛ «بِـ» حرف جر، «هِ» ضمیر غایب مفرد مذکر، مرجع ضمیر: همان «هُ» در «جعله» (آن امرِ قرار داده‌شده).
  • قُلوبُكُم: فاعلِ «تطمئن»، جمع «قلب» با ضمیر متصل خطاب جمع «كم»، مرفوع. ریشه: ق-ل-ب، معنا: دل‌ها.

نکتهٔ نحوی: تقدیم جار و مجرور «بهِ» برای اهتمام/تخصیص. نون تأکید ثقیله بر فعل مضارع وارد شده است. لامِ تعلیل سببیت این «قرار دادن» را بیان می‌کند: هدف، آرامش دل‌هاست.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۳: وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ

ترجمهٔ جمله: و پیروزی جز از سوی خدا نیست.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • ما: حرف نفی (ما الحاجزة العاملة في معنى الحصر به «إلا»)، نفیِ جنس/خبر.
  • النَّصرُ: اسم مرفوع، مبتدا، معرفه به «ال»، معنا: یاری/پیروزی؛ ریشه: ن-ص-ر.
  • إِلّا: أداة استثناء/حصر.
  • مِن: حرف جر.
  • عِندِ: ظرف مکان مضاف، مجرور به «من»، معنا: نزد/پیش.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیهِ «عند»، مجرور.

نکتهٔ نحوی: ساخت «ما … إلا» برای حصر: «تنها از نزد خداست». خبرِ مبتدا به صورت شبه‌جمله «من عند الله» آمده است که حصر را تقویت می‌کند.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۴: إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ

ترجمهٔ جمله: بی‌تردید خدا شکست‌ناپذیر و حکیم است.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • اللَّهَ: اسم «إنّ»، منصوب.
  • عَزيزٌ: خبر اول «إنّ»، مرفوع؛ ریشه: ع-ز-ز، معنا: نیرومند، شکست‌ناپذیر.
  • حَكيمٌ: خبر دوم «إنّ»، مرفوع؛ ریشه: ح-ك-م، معنا: حکمت‌دار، سنجیده‌کار.

نکتهٔ معنایی: جمع میان «عزیز» (قدرت قاهر) و «حکیم» (حکمت در تدبیر) نشان می‌دهد نصرت الهی هم به قدرت تحقق می‌یابد و هم بر پایهٔ حکمت است.

Nach oben scrollen