008-009-094-أنفال

« Back to Glossary Index
هنگامی که شما از پروردگار خود طلب یاری میکردید، دیدید چگونه به نفع شما به شما پاسخ داد من هزار فرشته بکمک شما پشت سر دشمن شما میفرستم (۹)

إِذ تَستَغيثونَ رَبَّكُم فَاستَجابَ لَكُم أَنّي مُمِدُّكُم بِأَلفٍ مِنَ المَلائِكَةِ مُردِفينَ

ترجمه‌ی یکباره به فارسی: آن‌گاه که از پروردگارتان یاری می‌خواستید، پس او دعای شما را اجابت کرد که: من شما را با هزار فرشته، پی‌درپی (پشت‌سرهم) یاری می‌کنم.


جمله ۱: إِذ تَستَغيثونَ رَبَّكُم

ترجمه: آن‌گاه که از پروردگارتان استغاثه می‌کردید (یاری می‌طلبیدید).

  • إذ: ظرف زمان، به‌معنای «آن‌گاه که». نوع: ظرف غیرمنصرف برای زمان ماضی؛ معمولاً مضاف‌الیه جمله‌ی بعد است.
    • ریشه/معنا: اسم ظرف؛ برای زمان گذشته/وقوع حادثه.
  • تَستَغيثونَ: فعل مضارع مرفوع، علامت رفع «ن» ثبوت، صیغه: مخاطب جمع (أنتم).
    • ریشه: غ و ث (غاثَ/استغاثَ). باب: استفعال (استغاثَ یستغیثُ).
    • معنا: یاری خواستن با فریاد/استمداد کردن.
    • نقش: فعل جمله‌ی ظرف.
  • رَبَّكُم: «رَبَّ» مفعولٌ به منصوب برای «تستغیثون» با حرف جرّ محذوف تقدیر «بِربّکم» نزد برخی نحویان یا مفعولٌ به به‌اعتبار تعدّی با «الباء» محذوفه؛ «کم» ضمیر متصل، مضاف‌الیه.
    • ریشه: ر ب ب.
    • معنا: پروردگار، صاحب تربیت و سرپرستی.
    • اعراب: ربَّ منصوب (به‌اعتبار مفعول‌به یا مجرور لفظاً در قرائتی با باء؛ در رسم آیه بدون باء آمده و بر تعدّی مستقیم حمل شده است). «کم» ضمیر متصل برای خطاب جمع.

جمله ۲: فَاستَجابَ لَكُم

ترجمه: پس (خدا) برای شما اجابت کرد.

  • فَـ: حرف عطف/تفریع، دلالت بر نتیجه و تعقیب.
  • استجابَ: فعل ماضی، ثلاثی مزید، باب استفعل؛ فاعل مستتر تقدیره «هو» (برمی‌گردد به الله).
    • ریشه: ج و ب (جابَ/أجابَ/استجابَ).
    • معنا: پاسخ داد، اجابت کرد.
  • لَكُم: جار و مجرور (لامِ نفع/اختصاص)؛ «کم» ضمیر متصل مخاطب جمع.
    • معنا: برای شما/به سود شما.

جمله ۳: أَنّي مُمِدُّكُم بِأَلفٍ مِنَ المَلائِكَةِ مُردِفينَ

ترجمه: که من شما را با هزار فرشته، پی‌درپی (پشت‌سرهم) یاری می‌کنم.

  • أَنّي: «أنّ» حرف مشبه بالفعل ناسخ، «ی» ضمیر متکلم مفرد اسم «أنّ». جمله‌ی «أني …» مفعولٌ بهِ «استجاب» به تقدیر «بأنّ».
    • معنا: که من…
  • مُمِدُّكُم: «مُمِدُّ» خبر «أنّ» مرفوع؛ «کم» ضمیر متصل مفعول‌به اول.
    • ریشه: م د د (أمدّ یمِدّ).
    • معنا: یاری‌دهنده/مَدَد کننده.
    • نکته صرفی: اسم فاعل از «أمدّ» باب إفعال؛ وزن «مُفِعِّل» با ادغام.
  • بِأَلفٍ: جار و مجرور؛ «ألفٍ» مجرور به باء، نکره برای تعظیم تعداد.
    • ریشه: أ ل ف.
    • معنا: هزار.
    • نقش: تمییز نوع مَدَد؛ ابزار یا وسیله‌ی امداد.
  • مِنَ المَلائِكَةِ: جار و مجرور؛ «مِن» بیانیه/تبعیضیه؛ «الملائکة» مجرور.
    • ریشه: م ل ك (مَلَک)؛ جمع: ملائکة.
    • معنا: فرشتگان؛ از جنس فرشتگان.
  • مُردِفينَ: حال منصوب جمع مذکر سالم، از ریشه «ر د ف»؛ صیغه اسم فاعل «مُردِف» با جمع «ین».
    • معنا: پی‌درپی آورنده/پی‌هم‌آینده؛ گروه‌گروه پشت سر هم.
    • نقش: حال از «الملائکة» یا از ضمیر مفعول در «ممدّکم»؛ بیانگر چگونگی آمدن فرشتگان.
Nach oben scrollen