004-131-099-نساء

« Back to Glossary Index
و آنچه در آسمانها و هر چه در زمین است در اختيار الله است و ما هم به کسانی که قبل از شما از کتاب آسمانی بهره مند شدند و هم به شما توصیه کردیم در تمام کارهای خود از مخالفت با قوانین الله بترسید و شما مردم اگر کفران این قوانین را نمائید چون هر آنچه در آسمانها و در زمین است در اختيار الله است الله به شما و هیچکس نیازی ندارد و زبان حال جهان او را ستایش کننده است (۱۳۱)

وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَإِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا

و برای خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است. و به‌راستی ما به کسانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) به آنان داده شده و همچنین به شما سفارش کردیم که از خدا بترسید (خدا را بپرستید و تقوا پیشه کنید). و اگر کافر شوید (کفر اختیار نمایید)، پس برای خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است. و خدا بی‌نیاز و ستوده است.


  1. وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و برای خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ (و): حرف عطف، یعنی «و/و نیز».
    • لِلَّهِ: لَـ = حرف جرّ + ُلله = «برای خدا». لِ هنا دلالت بر تعلق یا مالکیت می‌کند: «مِلکِ خدا».
    • مَا: اسم موصول یا ضمیر مبهم به‌معنی «آنچه» یا «هر چیزی که».
    • فِي: حرف جرّ = «در».
    • السَّمَاوَاتِ: جمع «سماء» به‌معنی آسمان‌ها؛ شامل هر آنچه در آسمان‌هاست.
    • وَ: «و».
    • مَا: همان «آنچه».
    • فِي: «در».
    • الْأَرْضِ: زمین؛ شامل همه موجودات و منابع و آنچه در کرهٔ زمین است.
    • نکتهٔ دستوری: «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» جمله‌ای اسمیه است که با لِ (حرف تعلق مالکیت) تأکید بر مالکیت مطلق خداوند دارد.

  1. وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و به‌راستی ما به کسانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) به آنان داده شده و همچنین به شما سفارش کردیم که از خدا بترسید (خدا را بپرستید و تقوا پیشه کنید).
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ (و): حرف عطف.
    • لَقَدْ: لَ + قَدْ ترکیب توکیدی در عربی است؛ برای تأکید وقوع چیزی در گذشته به‌کار می‌رود. «به‌راستی/مسلماً».
    • وَصَّيْنَا: فعل ماضی با نون جمع متکلم «وصَّى» به‌معنی «وصیت کردن، سفارش کردن». «ما سفارش کردیم». شکل «وَصَّيْنَا» با تشدید صاد نشان‌دهندهٔ افعال ماضی واجب‌الذكر است.
    • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، «کسانی که».
    • أُوتُوا: ماضی مجهول از أُوتِیَ یا مصدر «أوتی» به‌معنی «داده شدند/به آنها داده شد». در اینجا «به آنان داده شده‌اند».
    • الْكِتَابَ: «کتاب» در معنی کتاب آسمانی (کتاب‌های وحی).
    • مِن قَبْلِكُمْ: «قبل از شما»؛ مِن = از، قَبْلِ = قبل، كُمْ ضمیر شما (جمع).
    • وَإِيَّاكُمْ: وَ = و; إِيَّاكُمْ = «و شما را نیز»؛ تأکید مستقیم خطاب.
    • أَنِ: حرف مصدر (أنّ) با همزه حذف‌شده در جملهٔ خبری یا امر به‌معنی «که». در اینجا مقدمهٔ مصدر مؤکد.
    • اتَّقُوا: فعل امر یا طلبی به‌معنی «تقوا پیشه کنید/از خدا بترسید». ریشه: وَقَى (پیشگیری، پرهیز).
    • اللَّهَ: مفعولِ «اتقوا» یا مضاف‌الیه معنوی: «از خدا/خدا را».
    • نکتهٔ دستوری: «وَصَّيْنَا … وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ» ساختار وصیت و خطاب را ترکیب می‌کند؛ «و إیّاکم» برای تأکید شامل مخاطبان نیز هست.

  1. وَإِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و اگر کافر شوید (کفر اختیار نمایید)، پس برای خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: و.
    • إِن: حرف شرط «اگر».
    • تَكْفُرُوا: فعل مضارع منفی یا معارض به‌صورت «کفر ورزید/کافر شوید» از ریشه ک ف ر؛ مضمونات: انکار، نادیده گرفتن، ناسپاسی نسبت به حکم الهی.
    • فَ: حرف عطف نتیجه «پس/آنگاه».
    • إِنَّ: حرف تأکید ونصب اسمیه؛ «به‌راستی/که بی‌شک».
    • لِلَّهِ: «برای خدا».
    • مَا: «آنچه/هر آنچه».
    • فِي السَّمَاوَاتِ: «در آسمان‌ها».
    • وَ: و.
    • مَا فِي الْأَرْضِ: «آنچه در زمین است».
    • نکتهٔ معنایی: جمله بیان می‌کند که حتی اگر مردم کفر پیشه کنند و خدا را انکار کنند، مالکیت و سلطهٔ حقیقیِ مافوقِ تصوراتِ بشری برای خداست — تکرار مالکیت مطلق در برابر ناسپاسی بشر.

  1. وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و خدا بی‌نیاز و ستوده است.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَكَانَ: وَ = و; كَانَ = فعل ماضی ناقص از افعال ناسخه؛ «بود/همواره بود» (در ترکیب‌های قرآنی معمولاً به‌معنی صفت ثبوتی برای حال جاری است).
    • اللَّهُ: خدا (فاعلِ كان).
    • غَنِيًّا: صفت به‌معنی «بی‌نیاز، بی‌نیاز از خلق، دارای کمالِ غنا»؛ مفعول یا خبر كان منصوب به تنوین فتح (غَنِيًّا).
    • حَمِيدًا: صفت دیگر به‌معنی «ستوده، دارای خصائص پسندیده»؛ خبر ثانوی یا همراه خبر برای اثبات ستایش.
    • نکتهٔ دستوری: «كانَ … غَنِيًّا حَمِيدًا»؛ كان به‌عنوان فعل ناسخ اسم و خبر را به حالت نصب درمی‌آورد. در معنی قرآنی بیانگر صفات ذاتی و اثباتی برای خداست: او بی‌نیاز است و شایستهٔ حمد.
Nach oben scrollen