004-118-099-نساء

« Back to Glossary Index
الله او را مورد نفرت خود قرار داده و او نیز به الله گفته، از قسمتی از بندگان، تو به نفع مردم بهره ای که حتما سزاوارند خواهم گرفت (۱۱۸)

لَعَنَهُ اللَّهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا

خدا او را لعنت کرد؛ و گفت: «قطعاً از بندگانت سهم معینی خواهم گرفت.»


جمله به جمله با ترجمه فارسی و توضیح واژگان:

  1. لَعَنَهُ اللَّهُ ۘ
  • ترجمه فارسی جمله: خدا او را لعنت کرد.
  • توضیح واژه‌ها:
    • لَعَنَهُ (لعن + ه): فعل ماضی با ضمیر مفعولی. „لَعَنَ“ به معنی نفرین کردن، دور ساختن یا محروم کردن از رحمت است. «هُ» ضمیر مفعولی برای سوم شخص مفرد مذکر (او) است.
    • اللَّهُ: اسم خداوند، فاعل در این جمله. واژه با حرکت ضمّه در پایان نشان‌دهنده فاعل است.
    • نشانهٔ نحو: ترتیب در عربی می‌تواند فعل-فاعل-مفعول یا فعل-مفعول-فاعل باشد؛ در اینجا فعل «لَعَنَهُ» شامل ضمیر مفعولی است و فاعل به‌صورت ظاهر «اللَّهُ» آمده است.
    • بار معنایی: «لعن» در متون دینی معمولاً به معنی دور کردن از رحمت، نفرین الهی یا کیفری از جانب خدا برای کسی است.

  1. وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا
  • ترجمه فارسی جمله: و گفت: «قطعاً از بندگانت حصّۀ معینی خواهم گرفت.»
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَقَالَ: «و» حرف عطف (و = و)؛ «قالَ» فعل ماضی از ریشه ق-و-ل به معنی گفتن. به معنی «و گفت».
    • لَأَتَّخِذَنَّ: فعل مضارع مقید به لام تأکید/قسم (لام تأکید یا لام قسم) همراه با نون وقایة (نون تأکید „نَّ“)— ساختار: لَ + أَتَّخِذُ + نَّ. فعل «اتَّخَذَ» به معنی اختیار کردن، گرفتن، تصرف کردن است. «أَتَّخِذُ» شکل مضارع با اول شخص مفرد (من خواهم گرفت/خواهم اتخاذ کرد)؛ لَ در آغاز به صورت لام تأکید/قسم یا «لَ» تأکیدی ظاهر شده است که معنای حتمیت و تاکید را می‌رساند: «قطعاً/بی‌درنگ». نون تأکید انتهایی «نَّ» در متن‌های قرآنی گاهی به صورت قرآنی برای تاکید یا از باب رسم‌الخط آمده است.
      • نکته نحو: برخی قرآنیان این ساختار را «لام قسم» و فعل مضارع مؤکد می‌دانند که معنای قطعیت (حتماً) می‌دهد.
    • مِنْ: حرف جر به معنی «از».
    • عِبَادِكَ: «عباد» جمع «عَبْد» به معنی بندگان؛ «كَ» ضمیر ملکی دوم شخص مفرد (تو/خدایا) که در زبان قرآنی مخاطب خداست یا گاهی مخاطب شخص دیگری، اما در این جمله معنای «بندگان تو» را می‌دهد. از لحاظ اعراب «عِبَادِكَ» مضافٌ‌الیه یا مضاف و ضمیر متصل به معنی «از بندگانت».
    • نَصِيبًا: مفعول مستقیم فعل «أتخذ»؛ «نَصِيب» به معنی سهم، قسمت. صورت مفعول نَصِيبًا به صورت منصوب با تنوین فتح برای نشان دادن مفعول است.
    • مَفْرُوضًا: صفت برای «نصیب» به معنی معیّن، مقرر شده، واجب‌الانقضا یا از پیش تعیین‌شده. «مفروض» از ریشه فرض به معنی چیزی که مقرر یا مفروض شده است. این واژه صفت منصوب با تنوین است که صفات پس از مفعول در جمله را توصیف می‌کند.
    • نکات معنایی و نحوی کلی:
      • ساختار: «و قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا» = «و گفت: ‹به‌حق که من از بندگانت سهمی مقرر خواهم گرفت›.»
      • «لَأَتَّخِذَنَّ» نشان‌دهنده قصد و عزم و قطعیت گوینده (در متن‌های قرآنی اغلب برای تحقیر یا تهدید به کار می‌رود).
      • «نصیباً مفروضاً» جمع عبارت: «حصّه‌ای مقرر/معین». ترکیب نشان می‌دهد سهمی مشخص و الزامی منظور است، نه چیزی مبهم یا اختیاری.
Nach oben scrollen