004-115-099-نساء

« Back to Glossary Index
و هر آنکس با پیغمبر الله مخالفت کند و بعد از اینکه این راهنمائیهای عالی برایش روشن شد راه غیرمؤمنان حقیقی را دنبال کرد او را به نتیجه آنچه بدان رو کرد می رسانیمش و داخل دوزخش میکنیم و آن، چه بازگشتِ بدی است (این آیه شامل کسانی هم میشود که به ظاهر مسلمانند و راه هدایت شدگان به اسلام حقیقی را درک میکنند که بهترین راه برای جلب رضای الله است ولی روی غرورها و دنیا خواهی ها برای اینکه می بینند این راه، طرفدارِ کمی دارد، راه دیگری را برای جمع کردن نفرات بیشتری دور خود انتخاب میکنند و اسلام محافظه کارانه ای را تبلیغ می نمایند) (۱۱۵)

وَمَن يُشاقِقِ الرَّسولَ مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الهُدىٰ وَيَتَّبِع غَيرَ سَبيلِ المُؤمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلّىٰ وَنُصلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَساءَت مَصيرًا

و هر کس پس از آنکه هدایت برایش روشن شد، با پیامبر مخالفت کند و از راه مؤمنان پیروی نکند، ما او را می سپاریم به عقاید گذشته‌اش و او را به سوی دوزخ می‌رانیم؛ و چه سرانجام بدی است.

  1. وَمَن يُشاقِقِ الرَّسولَ مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الهُدىٰ
  • ترجمه جمله: و هر کس پس از آنکه هدایت برایش روشن شد، با پیامبر مخالفت کند
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَمَن: «و هر که»؛ حرف عطف و ضمیر نسبت‌ندار برای معرفی فرد نامشخص.
    • يُشاقِقِ: از ریشه ش-ق-ق یا شاقّق؟ در این‌جا از فعل شاقّ (شاقّ) به معنی «مخالفت کردن، نافرمانی کردن» به کار رفته است؛ نکته: ساخت فعل مضارع به صورت يُشاقِقِ نشان‌دهندهٔ «او مخالفت کند» است.
    • الرَّسولَ: «پیامبر»؛ اسم معرفه با ال.
    • مِن بَعدِ: «پس از، بعد از».
    • ما تَبَيَّنَ: «آنچه روشن شد»؛ ما حرف موصول، تَبَيَّنَ فعل ماضی به معنای «مشخص شد، روشن شد».
    • لَهُ: «برای او».
    • الهُدىٰ: «هدایت»؛ اسم معرفه با ال به معنای راه راست، هدایت الهی.

  1. وَيَتَّبِع غَيرَ سَبيلِ المُؤمِنينَ
  • ترجمه جمله: و از راه مؤمنان پیروی نکند
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَيَتَّبِع: «و پیروی کند»؛ فعل مضارع از تابع به معنای پیروی کردن.
    • غَيرَ: «غیر، جز»؛ حرف تبعیدی که نشان می‌دهد پیروی از «جز راه مؤمنان».
    • سَبيلِ: «راه»؛ اسم مجرور به علت غَيرَ.
    • المُؤمِنينَ: «مؤمنان»؛ مضاف‌الیه یا وصفِ سَبيل به معنای راهی که مؤمنان می‌روند یا روش مؤمنان.

  1. نُوَلِّهِ ما تَوَلّىٰ
  • ترجمه جمله: ما او را می سپاریم به آنچه او روی برگردانده است
  • توضیح واژه‌ها:
    • نُوَلِّهِ: از ریشه وَلّى به معنای «سپردن، واگذاشتن، رها کردن». نون تأکید و فعل مضارع مبالغی به صورت مضارع بر وزن نفعلّل برای نشان دادن فعل مقرون به انجامِ قاطع (در اینجا «ما او را واگذار می‌کنیم»).
    • ما: در اینجا «هر که» یا «هر آنچه» بسته به ترکیب؛ اما همراه با تَوَلّى به معنی «هر که رو برگرداند».
    • تَوَلّىٰ: فعل ماضی از وَلّى به معنای «روگرداند، روی برتافت».

توجه: در این ساختار قرآنی «نُوَلِّهِ ما تَوَلّىٰ» معمولاً به معنای «ما هر که را که رو برگرداند، به او واگذار می‌کنیم» یا «ما هر آنچه را که او روی برتابد به او واگذار می‌کنیم» خوانده می‌شود.


  1. وَنُصلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَساءَت مَصيرًا
  • ترجمه جمله: و او را به سوی دوزخ می‌رانیم؛ و چه سرانجام بدی است.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَنُصلِهِ: از ریشه وصل به معنای «رساندن»؛ نونِ فعل مضارع و فعل به معنی «ما او را می‌رسانیم/می‌رانیم».
    • جَهَنَّمَ: «دوزخ»؛ اسم مقصور به معنای جای عذاب.
    • وَساءَت: وَ + ساءَتَ (فعل ماضی مؤنث یا اسم مفعول؟) در اینجا ساءَتْ شکل ماضی بر وزن ساءَتْ به معنی «بد شد»؛ همراه با مضاف‌الیه مَصيرًا.
    • مَصيرًا: «سرانجام، بازگشت، منزلگاه»؛ مفعول یا حال برای «ساءَت» به معنی «سرانجام بدی است».

واژهٔ «نُوَلِّهِ»

  1. معرفی شکل و تفسیرهای نحوی-صرفی ممکن
  • «نُوَلِّهِ» می‌تواند به صورت فعل صرف‌شده یا ترکیب صرفی باشد. چند خوانش محتمل: a) نُ + وَلَّ + هِ — یعنی فعل به صورت «وَلَّ» با ضمیری متصل «ه» و پیش‌نهاد/حرف نُون زائد یا نشانهٔ فعل مضارع/امری در برخی لهجه‌ها. b) نُوَلِّ + هِ — ریشهٔ «وَلَّ» با قالب «نُفَعِّلُ» یا «نُفَعِّلَهُ» (?) — کمتر متداول. c) نَوَلَّ + هِ با تشديد و فتح نون: «نَوَلِّهِ» و ــِـه ضمیر مفعولی یا ملکی (او/آن را).
  1. بررسی ریشهٔ محتمل
  • محتمل‌ترین ریشه براساس حروف اصلی «و، ل، ل» ریشهٔ ثلاثی «و-ل-ل» نیست؛ ریشهٔ استاندارد «و-ل-ی» یا «و-ل-د» یا «و-ل-ل» وجود ندارد. با این حال، در عربی ریشهٔ «وَلَّ» (با شِدّه بر ل) وجود دارد که از باب‌های فعل ثلاثی مهم است:
    • ریشهٔ «و-ل-ّ-ى/و-ل-ّ-ی» می‌تواند در باب تأکیدی یا بازتابی ظاهر شود.
  • همچنین ممکن است ریشهٔ اصلی «وَلَّى» (w-l-y یا w-l-a) باشد؛ فعل «وَلَّى» در عربی فصیح به معنی «روگرداندن، بازگرداندن، سمت گرفتن» است. صورت‌های صرفی از این ریشه رایج‌اند (وَلَّى، يَولِّي، تَوَلَّى).
  • بنابراین ریشهٔ محتمل: و-ل-ى (و-ل-ّ-ى).
  1. معانی محتمل بر پایهٔ ریشهٔ «وَلَّى»
  • اگر مبنا «وَلَّى» باشد، معانی زیر محتمل‌اند (براساس معانی فصیح و لهجه‌ای):
    • بازگرداندن، برگرداندن، واگذاشتن.
    • سمت‌دادن یا سپردن کاری به کسی (در قالب مَولّی/وَلی).
    • در برخی ساختارها معنای «آغاز کردنِ حرکت به سویِ…/روی آوردن» می‌دهد.
  • در لهجه‌های محاوره‌ای ممکن است شکل‌های تبدیلاتی معانی متفاوتی بیابند؛ مثلاً «وَلّاه» یا «نَوَّلَّه» در معنای «او را رها کرد» یا «او را به چیزی سپرد».
  1. بازخوانی دقیق‌تر شکل «نُوَلِّهِ»
  • تجزیهٔ خاص «نُوَلِّهِ» با نشانه‌های صرفی:
    • پیش‌نشانهٔ نون (نُ): در عربی فصیح نون پیش‌نهادی به صورت «نَـ» برای اول شخص جمع در مضارع/ماضی التزامی می‌آید یا نونِ نصب/ابتدا در برخی قالب‌ها. «نُ» با ضم ممکن نشان فعل مضارع برای «ما» (نَفعلُ) نیست چون معمولاً ضمه بعد از نون ظاهر نمی‌شود مگر در صورت صرفی خاص. در برخی لهجه‌ها نون برای تأکید یا جلب توجه هم می‌آید.
    • «وَلِّ» با تشدید لام: شکل امر باب مبالغه/افتعال؟ در صرف عربی باب «فَعَّلَ» دارد؛ «وَلَّ» می‌تواند مصدر «وَلَّ» در باب افتعال/تفعیل باشد.
    • ضمیر «هِ» در پایان: می‌تواند ضمیر مفعولی (او، برای مذکر) یا ضمیر ملکی «او/آن/برای او» باشد.
  • بنابراین یک خوانش ممکن: «نُوَلِّهِ» = «ما … او را وَلَّ کردیم/ما او را به چیزی سپردیم» یا در لهجه: «ما او را رها کردیم/تحویلش دادیم»، اگر «نُ» نشان اول‌شخص جمع باشد و «وَلِّ» صورت مبالغه/مصدر فعل باشد.
  1. کاربرد در زبان عربی (فصیح و محاوره‌ای)
  • در فصیح کلاسیک: شکل دقیق «نُوَلِّهِ» به این صورت بندرت یا اصلاً در متون کلاسیک یافت نمی‌شود. فرم‌های رایج از ریشهٔ و-ل-ى عبارت‌اند از: وَلى، تَوَلّى، يولِّي، وَلَّى. استفاده از «نُ» آغازگر در فصحا نادر است مگر در اول‌شخص جمع مضارع («نَفْعَلُ»). پس «نُوَلِّيهِ» (با الف و یاء) ممکن است در زمینهٔ امروزی نوشته شود اما «نُوَلِّهِ» با هاءِ منفصل بیشتر شبیه لهجه یا نوشتار محاوره‌ای است.
  • در لهجه‌ها (شمال آفریقا، شام، خلیج): تغییرات صوتی و صرفی می‌تواند چنین شکل‌هایی تولید کند. مثلاً:
    • در برخی گویش‌ها «نْوَلِّيهِ» یا «نُولِّيهِ» به معنی «ما به او تحویل می‌دهیم/ما آن را به او می‌دهیم» (نَوَّلَهُ/نوّله) کاربرد دارد.
    • در لهجه‌های مغربی، افزوده‌شدن نون در آغاز فعل برای دسته‌های صرفی یا تاکید دیده می‌شود.
  • مثال فرضی در محاوره (ترجمه فارسی): «نُوَلِّهِ الكتاب» = «ما کتاب را به او می‌دهیم/تحویلش می‌دهیم» (در صورت پذیرش معنی «وَلَّ» = دادن/سپردن).
  1. اطلاعات اتیمولوژیک
  • منشأ واژگانی براساس ریشه‌های سامی: ریشهٔ و-ل-ى یا و-لّ-ى در سامی همسان‌ها/شاخه‌های مربوطه دارد. ریشه‌های سه‌حرفی در عربی معمولاً معانی پایه‌ای دارند و از طریق باب‌ها و قوالب (مصرّف‌ها) معانی مشتق می‌سازند.
  • شکل‌های مشتق مانند «تَوَلّى»/«تَوَلِّي»/«وَلّي» در طول زمان معانی متعددی از «سوگرفتن/سرپرستی کردن/روی آوردن/برگشتن» گرفته‌اند. در بستر لهجه‌ها، تبدیل به اشکال متفاوت و گاهی معنی «دادن/تحویل دادن» شده است.
  • وجود تشدید لام در «وَلّ» نشانهٔ یکی از باب‌های صرفی (مثل باب تفعیل/مبالغه) است که در تاریخ زبان برای تاکید یا تغییر ارادی فعل توسعه یافته است.
  1. مترادف‌ها و متضادها (احتمالی، بر اساس معانی یادشده)
  • اگر «نُوَلِّهِ» = «ما او را تحویل دادیم/سپردیم/دادیم» باشد، مترادف‌های احتمالی در عربی فصیح و محاوره‌ای:
    • مترادف‌ها: سَلَّمْنَاهُ (سَلَّمناهُ)، أَعْطَيْنَاهُ، وَهِبْنَاهُ (بستگی به زمینه دارد)، وَلَّيْنَاهُ (لهجه‌ای).
    • در لهجه‌ها: نَوَّلْنُه، دَفَعْنَالُه، سَلَّمْنَالُه.
  • متضادها (بر اساس معناهای مختلف):
    • اگر معنا «دادن/سپردن» باشد: متضادها = أَمْسَكْنَاهُ، ابْتَلَفْنَاهُ (نگه داشتن/پس گرفتن).
    • اگر معنا «رها کردن/بازگرداندن» باشد: متضادها = أَمْسَكَهُ، أَبْقَاهُ، حَفِظَهُ.
  1. جمع‌بندی و درجهٔ قطعیت
  • درجهٔ قطعیت تحلیل: متوسط تا کم — زیرا شکل «نُوَلِّهِ» در متون فصیح کلاسیک با همین تیلدف و همین املا مرسوم نیست و به احتمال زیاد شکل لهجه‌ای/محاوره‌ای یا نوشتاری غیررسمی از فعل ریشهٔ و-ل-ى است.
  • نتیجهٔ محتمل: «نُوَلِّهِ» در لهجه یا نوشتار محاوره‌ای به معنی «ما آن را/او را به او سپردیم یا تحویل دادیم» یا «ما او را رها کردیم/او را واگذار کردیم» است؛ ریشهٔ بنیادی احتمالاً و-ل-ى (وَلّى) است. مترادف‌ها و متضادها براساس این معنا ذکر شدند.
Nach oben scrollen