004-112-099-نساء

« Back to Glossary Index
و کسی که خطائی کرد و یا گناهی نمود و از پس آن، آنرا به شخص بی گناهی نسبت داد او بهتان و گناه را بردوش خود خواهد گرفت (۱۱۲)
وَمَن يَكسِب خَطيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَريئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبينًا

و هر کس گناه یا خطایی مرتکب شود، سپس آن را به دیگری نسبت دهد و خودش را تبرئه کند، پس چنین کسی بار تهمتی آشکار و گناهی روشن را بر دوش کشیده است.

  1. وَمَن يَكسِب خَطيئَةً أَوْ إِثْمًا
  • ترجمه جمله: و هر که گناهی یا خطایی کسب کند
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَمَن: «و» حرف عطف است؛ «مَن» ضمیر سؤالی و نَسبت‌ساز عام است به معنی «هر کس» یا «هر که». در سیاق قرآنی «مَن» گاهی حکم تقییدی ندارد اما اینجا «هر که» مفهوم کلی می‌دهد.
    • يَكسِب: از ریشه «ک س ب» به معنی به‌دست آوردن، کسب کردن، به دست آوردن کاری و نیز در اینجا «مرتکب شدن» (عمل کردن)؛ فعل مضارع مجزوم به معنای «انجام می‌دهد/کسب می‌کند». در عربی شرعی «یَکسِبُ خَطیئَةً» معمولاً به معنی مرتکب شدن گناه است.
    • خَطيئَةً: اسم مؤنث به معنی «خطا، لغزش، عمل نادرست»؛ به صورت نکره آمده و بار معنایی عام دارد.
    • أَوْ: «یا»؛ حرف عطف در معنی انتخاب بین دو چیز.
    • إِثْمًا: اسم به معنی «گناه»؛ بار معنایی شرعی برای عمل ناپسند و معصیت دارد. تفاوت ظریف بین «خَطيئَة» و «إِثْم» در متون تفسیری گاهی اشاره به شدت یا جنبه‌های عرفانی/شرعی دارد، اما در اینجا هر دو به عنوان اصطلاح برای عمل زشت ذکر شده‌اند.

  1. ثُمَّ يَرمِ بِهِ بَريئًا
  • ترجمه جمله: سپس آن را به دیگری نسبت دهد (یا آن را به دیگری پرتاب کند) در حالی که او را بریء/بی‌گناه نشان دهد
  • توضیح واژه‌ها:
    • ثُمَّ: «سپس»، نشان‌دهنده توالی زمانی یا معنایی؛ عمل دوم بعد از عمل اول.
    • يَرمِ: از ریشه «رَمَى» به معنی انداختن، پرتاب کردن، نسبت دادن؛ در عبارت حقوقی/بلاغی به معنی نسبت دادن اتهام یا بار به دیگری نیز به کار می‌رود. فعل مضارع «می‌اندازد»/«نسبت می‌دهد».
    • بِهِ: حرف اضافه «بِ» به معنی «با/به ــ» و ضمیر «ه» به مفعول (آن گناه/خطا) اشاره دارد؛ یعنی «آن (گناه) را».
    • بَريئًا: اسم از ریشه «ب ر ا» به معنی «بی‌گناه، بریء»؛ در حالت نصب به معنی «بی‌گناه جلوه دادن/تبرئه نشان دادن». ترکیب «يَرمِ بِهِ بَريئًا» کنایه از نسبت دادن گناه به دیگری و اعلام یا نمایش بی‌گناهی آن دیگری است، یعنی گناه را به دیگری نسبت می‌دهد و آن دیگری را بی‌گناه نشان می‌دهد — یا اینکه با نسبت دادن آن، خود را مبرا و طرف مقابل را در موقعیت بی‌گناهی جلوه می‌دهد.

  1. فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبينًا
  • ترجمه جمله: پس او بار تهمتی (دروغ و افترا) و گناهی آشکار را به دوش کشیده است
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَ: حرف عطف و علت/نتیجه در این‌جا؛ «پس» یا «لذا».
    • قَدِ: از ادوات تأکیدی/اخبار گذشته در عربی؛ اینجا برای تأکید واقعیت وقوع به کار رفته است — «بی‌گمان» یا «قطعاً».
    • احْتَمَلَ: فعل گذشته از ریشه «ح م ل» به معنی حمل کردن، بر دوش گرفتن، تقبل کردن؛ در معنای مجازی «باری را به دوش کشیدن» یا «تحمل کردن مسؤولیت/وزن چیزی». در اینجا به معنی «بار را تحمل کرده است» (بار گناه و تهمت).
    • بُهْتَانًا: اسم به معنی «تهمت، افترا، دروغی آشکار»؛ بُهتان در لغت به معنی دروغ بزرگ و نسبت نارواست.
    • وَإِثْمًا: «و گناهی»؛ همان «اثم» که قبلاً آمده و نشان‌دهنده معصیت است.
    • مُبينًا: صفت به معنی «آشکار، روشن، واضح»؛ توصیف‌کننده «اثم» — یعنی گناهی روشن/آشکار. همچنین می‌تواند وصف «بهتان» هم باشد، اما در ترکیب آیه به گناه روشن اشاره دارد که آشکار و مشهود است.

Nach oben scrollen