004-091-099-نساء

« Back to Glossary Index
و در آینده گروهی از اینان را که امروز میخواهند هم از شما و هم از قوم خودشان در امان باشند خواهی دید اگر به آشوبی بر علیه شما کشیده شوند به مخالفت با شما بر میگردند پس در آنزمان اگر از شما کناره نگرفتند و بسوی شما تعهد صلح و سلامت نیفکندند و از شما دست باز نداشتند هر کجا به آنان دست یافتید بگیرید شان و بکشید شان و در چنان حالتی ما مقرر کرده ایم که شما بر علیه ایشان قدرت آشکاری نشان دهید (ملاحظه میکنید که در اسلام کسی حق ندارد قصاس قبل از جنایت نماید) (۹۱)

سَتَجِدونَ آخَرينَ يُريدونَ أَن يَأمَنوكُم وَيَأمَنوا قَومَهُم ۚ كُلَّما رُدّوا إِلَى الفِتْنَةِ أُرْكِسوا فِيها ۚ فَإِن لَم يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ۚ وَأُولٰئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا

به‌زودی با گروهی دیگر روبه‌رو می‌شوید که می‌خواهند از سوی شما در امان باشند و از سوی قوم خود نیز در امان بمانند؛ اما هرگاه به فتنه (شرک/دشمنی/آزمایشِ دشمن‌برانگیز) برگردانده شوند، در آن سرنگون می‌گردند. پس اگر از شما کنار نرفتند و برایتان صلح نیفکندند و دست‌های خود را (از آزار) فرو نکشیدند، آنان را بگیرید و هر جا یافتیدشان، بکشید؛ و ما برای شما در برابر آنان حجت و اختیار آشکاری قرار داده‌ایم.

———

سَتَجِدونَ آخَرينَ

  • ترجمه: به‌زودی با گروهی دیگر روبه‌رو می‌شوید
  • توضیح واژه‌ها:
    • سَتَجِدونَ: «به‌زودی خواهید یافت/برخواهید خورد». «سَـ» حرف استقبال نزدیک + «تَجِدونَ» فعل مضارع مخاطب جمع.
    • آخَرينَ: «دیگران/گروهی دیگر»، جمع «آخر»، منصوب به عنوان مفعول «تَجِدونَ».

———

يُريدونَ أَن يَأمَنوكُم

  • ترجمه: که می‌خواهند از سوی شما در امان باشند
  • توضیح واژه‌ها:
    • يُريدونَ: «می‌خواهند»، مضارع جمع.
    • أَن: حرف مصدریه، ایجاد مصدر مؤول.
    • يَأمَنوكُم: از ریشهٔ «أَمْن»؛ یعنی «شما را ایمن بدانند/در امان باشند نزد شما». فعل مضارع منصوب؛ ضمیر «كم» مفعول.

———

وَيَأمَنوا قَومَهُم

  • ترجمه: و از سوی قوم خود نیز در امان بمانند
  • توضیح واژه‌ها:
    • يَأمَنوا: مضارع منصوب (به سبب عطف بر «يَأمَنوكُم»).
    • قَومَهُم: «قومِشان/قبیله‌شان»، مفعول «يَأمَنوا».

———

كُلَّما رُدّوا إِلَى الفِتْنَةِ أُرْكِسوا فِيها

  • ترجمه: هرگاه به فتنه بازگردانده شوند، در آن سرنگون می‌گردند
  • توضیح واژه‌ها:
    • كُلَّما: «هر زمان که»، ظرف شرط تکرارشونده.
    • رُدّوا: «بازگردانده شدند»، ماضی مجهول جمع.
    • إِلَى الفِتْنَةِ: «به فتنه»؛ فتنه در این سیاق: آزمون سخت، وسوسهٔ شرک، فشار دشمن برای بازگشت به دشمنی.
    • أُرْكِسوا: «واژگون/سرنگون شدند»، ماضی مجهول؛ از «رَكَس/أركس» به‌معنای فروبردن و برگرداندن به حالتی پست.
    • فِيها: «در آن»، ضمیر به «فتنه» برمی‌گردد.

———

فَإِن لَم يَعْتَزِلُوكُمْ

  • ترجمه: پس اگر از شما کناره‌گیری نکردند
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَإِن: فای تفریع + إن شرطیه.
    • لَم يَعْتَزِلُوكُمْ: «کناره نگرفتند از شما»، مضارع مجزوم بعد از «لم»؛ ریشه «اعتزل» یعنی دوری گزیدن.

———

وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ

  • ترجمه: و به‌سوی شما صلح و تسلیم نینداختند
  • توضیح واژه‌ها:
    • يُلْقُوا: «بیفکنند/عرض کنند»، مضارع مجزوم عطف بر «يعتزلوكم».
    • إِلَيْكُمُ: «به سوی شما».
    • السَّلَمَ: «صلح/ترک جنگ/تسلیم به آشتی»، مفاد اظهار عدم دشمنی.

———

وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ

  • ترجمه: و دست‌هایشان را (از آسیب رساندن) نکشیدند
  • توضیح واژه‌ها:
    • يَكُفُّوا: «بازبدارند/کوتاه کنند»، مضارع مجزوم.
    • أَيْدِيَهُمْ: «دست‌هایشان»، کنایه از هرگونه تعرض.

———

فَخُذُوهُمْ

  • ترجمه: پس آنان را بگیرید
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَـ: فای نتیجه.
    • خُذُوهُمْ: «بگیریدشان/دستگیر کنید»، فعل امر مخاطب جمع + ضمیر مفعولی «هم».

———

وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ

  • ترجمه: و هر جا یافتیدشان، بکشیدشان
  • توضیح واژه‌ها:
    • اقْتُلُوهُمْ: «بکشیدشان»، امر جمع.
    • حَيْثُ: «هر کجا که».
    • ثَقِفْتُمُوهُمْ: از «ثَقِفَ» به‌معنای «یافتن/برخوردن و بر آن دست یافتن»، نه صرفاً «فرهنگ».

———

وَأُولٰئِكُم جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا

  • ترجمه: و اینانند که ما برای شما بر آنان حجت و اختیار آشکاری مقرر کردیم
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَأُولٰئِكُم: «و آنان (همان گروه)»؛ اسم اشارهٔ دور با ضمیر خطاب «كم» برای تأکید خطاب.
    • جَعَلْنَا: «قرار دادیم/مقرر کردیم».
    • لَكُمْ عَلَيْهِمْ: «برای شما بر ایشان».
    • سُلْطَانًا: «سلطه/اختیار/حجت و مجوز شرعی»، نکره برای بزرگداشت و تعظیم.
    • مُبِينًا: «آشکار/روشن»، صفت «سلطانًا».

———

نکته‌های واژگانی و سیاقی تکمیلی:

  • «السَّلَم»: در سیاق آیات جهاد به‌معنای اعلان ترک مخاصمه و عدم دشمنی است؛ برابر با «هدنه/صلح».
  • «أُرْكِسوا»: شدت سقوط اخلاقی/عقیدتی تحت فشار فتنه را می‌رساند؛ بازگشت به دشمنی یا شرک.
  • ساختار شرطی سه‌گانه «لَم يَعْتَزِلُوكُمْ… وَلَم يُلْقُوا… وَلَم يَكُفُّوا…» معیار تمایز میان غیرمحاربِ صلح‌جو و محاربِ مهاجم را بیان می‌کند.
Nach oben scrollen