004-089-099-نساء

« Back to Glossary Index
دورویانی که بعضی از شما مؤمنان از ایشان طرفداری میکنید و لازم است طرد شوند دوست داشتند شما مؤمنان نیز راه کفر و دوروئی ایشان را بروید و مساوی آنان شوید پس کسی از ایشان را دوست خود نگیرید مگر زمانی که در راه الله هجرت نمایند (در زمان نزول آیات این سوره نفراتی در مدینه خود را مسلمان شده جلوه میدادند که دورو بودند و از یکطرف برای قبیله خود که نامسلمان بودند جاسوسی میکردند و از طرف دیگر در تازه مسلمانان حقیقی ایجاد شک کردند و گاه به پیغمبر اسلام کنایه هائی میزدند و چون تازه مسلمانان ایشان را نمی شناختند و طرفداری میکردند، خالق عالم میفرماید، اگر آنان جاسوس نیستند و مسلمانند باید از میان قبیله نامسلمان خود به مکانهای مسلمان نشین هجرت کنند، پس غیر از مهاجران معروفی که از مکه به مدینه هجرت کردند، هر کس برای تبليغ دين الله از مکان زندگی عادی خود روی علاقه به پیشرفت دین اسلام به مکان دیگری برای تبلیغ دین اسلام هجرت کند، مسلمانی آزمایش شده محسوب میگردد و اگر قبلا دورو و کم ایمان هم بوده علاقه او به هجرت برای تبلیغ دین آزمایشی است که میرساند مؤمن حقیقی شده است) پس اگر دورویان فوق پس از طرد شدن، مخالفت خود را با این دستور نشان دادند هر کجا ایشان را یافتید بگیریدشان و بکشیدشان و کسی از ایشان را به دوستی نگیرید و کمک دهنده خود نپندارید (۸۹)

وَدّوا لَو تَكفُرونَ كَما كَفَروا فَتَكونونَ سَواءً ۖ فَلا تَتَّخِذوا مِنهُم أَولِياءَ حَتّىٰ يُهاجِروا في سَبيلِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَخُذوهُم وَاقتُلوهُم حَيثُ وَجَدتُموهُم ۖ وَلا تَتَّخِذوا مِنهُم وَلِيًّا وَلا نَصيرًا

آرزو دارند که همان‌گونه که آنان کافر شدند، شما نیز کافر شوید تا برابر گردید؛ پس از میان آنان دوستی مگیرید تا هنگامی که در راه خدا هجرت کنند؛ پس اگر روی برتافتند، آنان را بگیرید و هر کجا یافتیدشان، به قتل رسانید؛ و از آنان نه دوستی بگیرید و نه یاوری.


وَدّوا لَو تَكفُرونَ كَما كَفَروا فَتَكونونَ سَواءً

  • ترجمه: آرزو دارند که همان‌گونه که آنان کافر شدند، شما نیز کافر شوید تا برابر گردید.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَدّوا: از ریشه «وُدّ/وَدّ» به معنی دوست داشتن و آرزو کردن؛ صیغه جمع ماضی (آنها دوست داشتند/آرزو کردند).
    • لَو: حرف شرط/تمنّی، در اینجا معنای «کاش/ای کاش» و بیان آرزو یا قصد درونی.
    • تَكفُرونَ: فعل مضارع مخاطب جمع از «کَفَرَ»، به معنی کفر ورزیدن/انکار کردن. نون در پایان علامت جمع مخاطب است.
    • كَما: حرف تشبیه و تعلیل در اینجا به معنی «همان‌گونه که/چنان‌که».
    • كَفَروا: فعل ماضی جمع غایب؛ «آنان کافر شدند».
    • فَتَكونونَ: «پس می‌شوید»؛ فعل مضارع ناقصه از «کان» با نون جمع مخاطب.
    • سَواءً: مصدر/اسم به معنی «یکسان/برابر». نقش مفعول مطلق/حال برای بیان حالت «برابر شدن» با ایشان در کفر و موضع.
  • نکته نحوی و معنایی:
    • «وَدّوا لَو…» ساختاری برای بیان تمنّی و میل درونی است، نه صرف خبر ساده.
    • «فَتَكونونَ سَواءً» نتیجهٔ مطلوبِ ایشان از کفر شماست: هم‌تراز شدن در موضعِ کفر، تا امتیاز هدایتی یا تمایز ایمانی شما از میان برود.

فَلا تَتَّخِذوا مِنهُم أَولِياءَ حَتّىٰ يُهاجِروا في سَبيلِ اللَّهِ

  • ترجمه: پس از میان آنان دوستی مگیرید تا هنگامی که در راه خدا هجرت کنند.
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَلا: «پس» نتیجهٔ جملهٔ پیش، و «لا»ی نهی برای منع.
    • تَتَّخِذوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی؛ از «اتّخذ» به معنی «اتخاذ کردن/برگزیدن/در مقامِ دوستی یا سرپرستی گرفتن».
    • مِنهُم: «از ایشان/از میان آنان».
    • أَولِياءَ: جمع «وَلِیّ»؛ در بافت قرآنی به معنی دوست نزدیک، حامی، هم‌پیمان یا سرپرست. نقش مفعول به «تتّخذوا» (مفعول اول).
    • حَتّىٰ: حرف غایت/انتهاء؛ تعیین‌کننده حدّ و شرط پایان نهی.
    • يُهاجِروا: مضارع منصوب به «حتى» (علامت نصب حذف نون)؛ از «هاجر» یعنی هجرت کنند.
    • في سَبيلِ اللَّهِ: قید جهت و غایت؛ «در راه خدا» یعنی با انگیزه ایمانی و پیوستن به جامعه مؤمنان.
  • نکته نحوی و معنایی:
    • «لا تتخذوا منهم أولياء» نهی از ولایت و پیوند ولایی/سیاسی-نظامی است، نه مطلق نیکی یا رفتار عادلانه.
    • «حتى يهاجروا» نشان می‌دهد معیارِ رفع نهی، تغییر موضع عملی آنان و پیوستن به صف مؤمنان است.

فَإِن تَوَلَّوا فَخُذوهُم وَاقتُلوهُم حَيثُ وَجَدتُموهُم

  • ترجمه: پس اگر روی برتافتند، آنان را بگیرید و هر کجا یافتیدشان، به قتل رسانید.
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَإِن: «پس اگر»؛ شرط و نتیجه.
    • تَوَلَّوا: ماضی جمع به معنی «روی‌گردان شدند/اعراض کردند»؛ در بافت آیه یعنی نپذیرفتند، نپیوستند و در موضع خصمانه باقی ماندند.
    • فَخُذوهُم: امر از «أخذ»؛ «بگیریدشان/بازداشت کنید». ضمیر «هم» مفعول.
    • وَاقتُلوهُم: امر از «قتل» با ساخت مجهول‌نمای صرفی «اقتُلوا»؟ این‌جا «اقتُلوهم» قرائت معروف امر جمع «اقتلوا» + ضمیر «هم» است: «بکشیدشان».
    • حَيثُ: ظرف مکان عام؛ «هر جا/هر کجا که».
    • وَجَدتُموهُم: فعل ماضی برای تحقق در جملهٔ ظرفی؛ «یافتیدشان/پیدا کردیدشان» (مخاطب جمع + ضمیر مفعولی).
  • نکته فقهی-تفسیری مختصر:
    • این دستور در سیاق جنگی و بافت منافقان/مرتدانِ محارب یا هم‌پیمان با دشمن آمده است و با سایر آیات قتال، پیمان‌ها، و استثناهای بعدی در همان سوره مقیّد می‌شود؛ پس حکم عامِ رفتاری با همهٔ غیرمسلمانان نیست.

وَلا تَتَّخِذوا مِنهُم وَلِيًّا وَلا نَصيرًا

  • ترجمه: و از آنان نه دوستی بگیرید و نه یاوری.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَلا: نهی تکراری برای تأکید و تکمیل دایرهٔ منع.
    • تَتَّخِذوا: همان فعل پیشین با نهی.
    • مِنهُم: «از آنان».
    • وَلِيًّا: مفرد «ولیّ» در مقام مفعول؛ سرپرست/دوست نزدیک/متولی.
    • نَصيرًا: صیغهٔ مبالغه از «نصر»؛ یاور بسیار/حامی جنگی. آوردن هر دو، نفی هر دو نوع پیوند: سرپرستی و یاری‌طلبی/یاری‌رسانی.
  • نکته معنایی:
    • تقابل «ولیّ» و «نصیر» نشان‌دهنده منع هم از پیوند ساختاریِ ولایی و هم از اتکای نظامی-عملی به آنان، تا زمانی که معیار «هجرت فی سبیل الله» محقق نشده باشد.
Nach oben scrollen