004-087-099-نساء

« Back to Glossary Index
الله کسی است که جز او خدائی نیست (خدا یعنی صاحب اختیار نه خالق) و او شما را بسوی زمان قیامتی که در آن هیچ شکی نیست، جمع آوری خواهد کرد و چه کسی در سخن گفتن راستگوتر از الله است؟ (ارواح تمام نسلهای بشری بسوی زمین آخرت برده میشوند و دوباره زنده میشوند و حیات دوباره ای خواهند داشت) (۸۷)

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۗ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا


خداست که هیچ معبودی جز او نیست؛ به‌طور قطع شما را تا روز قیامت گرد خواهد آورد، شکی در آن نیست؛ و چه کسی در سخن از خدا راستگوتر است؟

جملهٔ اول

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ

ترجمهٔ فارسی:
خداست، هیچ معبودی جز او نیست.

توضیح واژه‌ها:

  • اللَّهُ: نام خاص خداوند یگانه، مشتمل بر همهٔ صفات کمال؛ به صورت مبتدا آمده و معرف هویت الهی است.
  • لَا: حرف نفی جنس؛ برای نفی کامل و کلی آنچه پس از آن می‌آید.
  • إِلَٰهَ: معبود، کسی یا چیزی که شایستهٔ پرستش دانسته می‌شود؛ اسم «لا» و منصوب.
  • إِلَّا: ادات استثناء؛ برای بیرون کردن یک مورد از حکم نفی‌شده.
  • هُوَ: ضمیر منفصل سوم شخص مفرد مذکر؛ مرجع آن «الله» است و حصر و تأکید یگانگی را می‌رساند.

────────────────────────

جملهٔ دوم

لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ

ترجمهٔ فارسی:
بی‌گمان شما را تا روز قیامت گرد خواهد آورد؛ هیچ شکی در آن نیست.

توضیح واژه‌ها:

  • لَـ: لام تأکید؛ برای قطعیت و حتمیت وقوع فعل.
  • يَجْمَعَنَّكُمْ:
    • يَجْمَعَ: جمع می‌کند، گرد می‌آورد؛ فعل مضارع.
    • نَّ: نون تأکید ثقیله؛ شدت و قطعیت فعل را می‌رساند.
    • كُمْ: ضمیر متصل خطاب جمع؛ اشاره به همهٔ انسان‌ها.
  • إِلَىٰ: حرف جر؛ بیان‌کنندهٔ جهت یا نهایت.
  • يَوْمِ: روز؛ اسم مجرور به «إلى».
  • الْقِيَامَةِ: برپا شدن، رستاخیز؛ روزی که انسان‌ها برای حساب گردآوری می‌شوند.
  • لَا: حرف نفی.
  • رَيْبَ: شک، تردید همراه با اضطراب؛ اسم «لا»ی نفی جنس.
  • فِيهِ: در آن؛ ضمیر به «روز قیامت» بازمی‌گردد.

────────────────────────

جملهٔ سوم

وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا

ترجمهٔ فارسی:
و چه کسی در سخن از خدا راستگوتر است؟

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ پیونددهندهٔ جمله به مطالب پیشین.
  • مَنْ: اسم استفهام؛ برای پرسش انکاری، به معنای نفی وجود هر پاسخ ممکن.
  • أَصْدَقُ: راستگوتر؛ صیغهٔ افعل تفضیل، بیانگر بالاترین درجهٔ صدق.
  • مِنَ: حرف جر؛ برای مقایسه در افعل تفضیل.
  • اللَّهِ: خداوند؛ مضاف‌الیه و مرجع نهایی صدق مطلق.
  • حَدِيثًا: سخن، گفتار؛ تمییز منصوب که نوع برتری «أصدق» را روشن می‌کند.
Nach oben scrollen