004-077-099-نساء

« Back to Glossary Index
آیا آن مسلمانان را ندیدی که مدتی برای ایشان گفته شده بود کاری به مردم دیگر نداشته باشید و نماز را بخوانید و زکات را بدهید؟ وقتی بر ایشان واجب شد که جنگ کنند گروهی از ایشان در آن زمان از مردم چنان می ترسیدند که گویی از الله میترسند یا بیشتر از الله از مردم میترسند و گفتند ای پروردگار ما چرا بر ما جنگ را واجب کردی و چرا جنگ را برای ما مدت کمی عقب تر نیانداختی؟ (این مطالب اشاره به زمان نزول آیات مربوط به جنگ در سوره بقره است، که سال دوم هجرت بود و در رمضان آن سال جنگ بدر بر مسلمانان واجب شد در حالیکه بعضی از مسلمانان روی ترس خود را آماده برای جنگ با کافران مکه نمی دانستند، و به بهانه میگفتند خوب است زمان جنگ کمی عقب تر افتد و روی بی ایمانی در جنگ بدر شرکت نکردند و نمی دانستند در آن جنگ الله چنان از مسلمانانِ حاضر به جنگ پشتیبانی خواهد نمود که بر سه برابر از کافران غلبه کردند با اینکه اسلحه و وسائل جنگی کافران بسیار زیادتر از وسائل مسلمانان بود، ضمنا این آیه میرساند مسلمانان در قبل از جنگ بدر، یعنی قبل از اینکه يقين داشته باشند پیروز میشوند، اجازه نداشتند با کسانیکه کافر بودند و مسلمانان را اذیت میکردند بجنگند و یا به غافلگیر کردن و کشتن آنان بپردازند، زیرا چنان کاری باعث هرج و مرج در محیط و ایجاد رعب در جامعه میشد) بگو برای کسانیکه تقوای اسلامی را پیشه گرفته اند، برخورداریهای دنیائی بس کم است و برخورداریهای آخرت بهتر می باشد و به شما در آنجا باندازه رشتهِ باریکِ میانِ هستهِ خرما ستم نخواهد شد (پرهیزکار حقیقی که همان مسلمان حقیقی میباشد در عین حال که در راه حق از جان خود میگذرد و در بهبود کردن اجتماع از هر کوشش مشروعی فروگذاری نمی کند، همیشه دقیق و عاقبت اندیش و محتاط است و هرگز حساب نشده خود را روی احساسات غیر منطقی به آب و آتش نمی زند و تحت تاثیر تحریکات سوءاستفاده چیان جامعه قرار نمی گیرد و همیشه اول در صدد تربیت صحیح جامعه میشود و بعد برای به قدرت رسیدن تربیت شدگان متحد اقدام عاقلانه و مؤثر میکند) (۷۷)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً ۚ وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ ۖ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ ۗ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ ۖ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ ۖ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا


آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد: دست‌های خود را بازدارید و نماز را برپا دارید و زکات را بدهید؟ پس هنگامی که جنگ بر آنان مقرر شد، ناگاه گروهی از آنان از مردم می‌ترسند؛ همچون ترس از خدا یا ترسی شدیدتر. و گفتند: پروردگارا، چرا جنگ را بر ما مقرّر کردی؟ چرا ما را تا مدّتی کوتاه‌تر مهلت ندادی؟ بگو: بهرهٔ دنیا اندک است، و آخرت برای کسی که تقوا پیشه کند بهتر است، و به اندازهٔ رشتهٔ هستهٔ خرما هم به شما ستم نخواهد شد.



جملهٔ اول

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ

ترجمه:
آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد: دست‌های خود را بازدارید و نماز را برپا دارید و زکات را بدهید؟

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • أَلَمْ«آیا نه…؟»؛ همزهٔ استفهام + لم (نفى در گذشته). برای پرسشِ تقریری به کار می‌رود، یعنی تأکید بر دانستن مخاطب.
  • تَرَفعل مضارع مجزوم؛ از ریشهٔ «ر أ ی» به معنای دیدن، دانستن، آگاه شدن.
  • إِلَىحرف جر، در اینجا برای توجه دادن: «به سوی / نسبت به».
  • الَّذِينَاسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که».
  • قِيلَفعل ماضی مجهول؛ از ریشهٔ «ق و ل»؛ «گفته شد».
  • لَهُمْجار و مجرور؛ «به آنان».
  • كُفُّوافعل امر جمع؛ از ریشهٔ «ك ف ف»؛ به معنای بازداشتن، دست نگه داشتن.
  • أَيْدِيَكُمْمفعول؛ «دست‌های شما». «ایدی» جمع «ید».
  • وَأَقِيمُوافعل امر جمع؛ از ریشهٔ «ق و م»؛ برپا داشتن، استوار انجام دادن.
  • الصَّلَاةَمفعول؛ نماز.
  • وَآتُوافعل امر جمع؛ از ریشهٔ «أ ت ی» به معنای دادن.
  • الزَّكَاةَمفعول؛ زکات، از ریشهٔ «ز ك و» به معنای پاکی و رشد.


جملهٔ دوم

فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً

ترجمه:
پس هنگامی که جنگ بر آنان مقرر شد، ناگهان گروهی از آنان از مردم می‌ترسند؛ همچون ترس از خدا یا ترسی شدیدتر.

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • فَلَمَّا«پس هنگامی که»؛ حرف تفریع + ظرف زمان.
  • كُتِبَفعل ماضی مجهول؛ از ریشهٔ «ك ت ب»؛ در اینجا به معنای واجب و مقرر شدن.
  • عَلَيْهِمُجار و مجرور؛ «بر آنان».
  • الْقِتَالُفاعلِ معنایی فعل مجهول؛ جنگ، از ریشهٔ «ق ت ل».
  • إِذَاظرف فجائیه؛ نشان‌دهندهٔ ناگهانی بودن.
  • فَرِيقٌمبتدا؛ گروهی.
  • مِّنْهُمْجار و مجرور؛ از میان آنان.
  • يَخْشَوْنَفعل مضارع؛ از ریشهٔ «خ ش ي»؛ ترسی همراه با بزرگ‌داشت و نگرانی درونی.
  • النَّاسَمفعول؛ مردم.
  • كَخَشْيَةِ اللَّهِتشبیه؛ «همچون ترس از خدا».
  • أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً«یا ترسی شدیدتر»؛ «أشدّ» اسم تفضیل.


جملهٔ سوم

وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ

ترجمه:
و گفتند: پروردگارا، چرا جنگ را بر ما مقرر کردی؟

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • وَقَالُوافعل ماضی جمع؛ گفتند.
  • رَبَّنَامنادا + مضاف‌الیه؛ «ای پروردگارِ ما».
  • لِمَمرکب از «لِـ» + «ما» استفهامی؛ برای بیان علت: چرا.
  • كَتَبْتَفعل ماضی مخاطب؛ از ریشهٔ «ك ت ب»؛ مقرر کردی.
  • عَلَيْنَاجار و مجرور؛ «بر ما».
  • الْقِتَالَمفعول؛ جنگ.


جملهٔ چهارم

لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ

ترجمه:
چرا ما را تا مدتی نزدیک‌تر مهلت ندادی؟

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • لَوْلَاحرف تحضیض و تمنّا؛ بیان خواهش یا اعتراض.
  • أَخَّرْتَنَافعل ماضی مخاطب + مفعول؛ از ریشهٔ «أ خ ر»؛ به تأخیر انداختن ما.
  • إِلَىٰحرف جر؛ تا.
  • أَجَلٍاسم؛ مدت معین.
  • قَرِيبٍصفت؛ نزدیک.


جملهٔ پنجم

قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ

ترجمه:
بگو: بهرهٔ دنیا اندک است.

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • قُلْفعل امر مفرد؛ بگو.
  • مَتَاعُمبتدا؛ بهره، کالای بهره‌بردنی موقّت.
  • الدُّنْيَامضاف‌الیه؛ زندگی نزدیک و زودگذر.
  • قَلِيلٌخبر؛ اندک.


جملهٔ ششم

وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ

ترجمه:
و آخرت برای کسی که تقوا پیشه کند بهتر است.

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • وَالْآخِرَةُمبتدا؛ زندگی پس از دنیا.
  • خَيْرٌخبر؛ بهتر، برتر.
  • لِّمَنِجار و مجرور؛ برای کسی که.
  • اتَّقَىٰفعل ماضی؛ از ریشهٔ «و ق ي»؛ پرهیزکار شد، خودنگه‌دار بود.


جملهٔ هفتم

وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا

ترجمه:
و حتی به اندازهٔ رشتهٔ هستهٔ خرما هم به شما ستم نخواهد شد.

توضیح واژه‌ها و گرامر

  • وَلَاحرف نفی.
  • تُظْلَمُونَفعل مضارع مجهول جمع؛ از ریشهٔ «ظ ل م»؛ مورد ستم قرار گرفتن.
  • فَتِيلًاتمییز؛ «فتیل» رشتهٔ بسیار نازک در شکاف هستهٔ خرما، کنایه از کمترین مقدار.
Nach oben scrollen