004-047-099-نساء

« Back to Glossary Index
ای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شده (اشاره به یهودیان و مسیحیان است که طرفدار تورات و انجیل بودند و در مدینه زندگی میکردند) به کتابی که ما برای مردم فرو فرستاده ایم که تصدیق کننده کتابی است که با شماست ایمان آورید پیش از آنکه جاه و جلالهای گروهی از با نفوذان را نابود کنیم و آنان را به قبل از نفوذشان برگردانیم و یا دچار آن نفرت و غضبی از خود بکنیم که مردم شنبه شكن را دچار کردیم و فرمان الله شدنی است (این نصيحتها که با تهدید برای یهود و مسیحیان مدینه همراه است هم جلای وطن یهودیان بنی نضیر را بیاد می آورد و هم آینده بقیه آنان را و ضمنا به ایشان اعلام میکند که قرآن تصديق کننده مقداری از تورات و انجیل است که دست نخورده در دست یهود و نصارا باقی مانده و آنچه را هم که از کتابهای آسمانی گذشته دست خورده، قرآن مجید با راهنمائیهای مستدل خود آن را تصحیح میکند و هر یهودی و یا مسیحی حق جو میتواند از مطالب دست نخورده کتاب خودش از جانب الله بودن قرآن را بفهمد) (۴۷)
يا أَيُّهَا الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ آمِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقًا لِما مَعَكُم مِن قَبلِ أَن نَطمِسَ وُجوهًا فَنَرُدَّها عَلىٰ أَدبارِها أَو نَلعَنَهُم كَما لَعَنّا أَصحابَ السَّبتِ ۚ وَكانَ أَمرُ اللَّهِ مَفعولًا

ای کسانی که به شما کتاب داده شده، ایمان بیاورید به آنچه نازل کردیم که تصدیق‌کننده چیزی است که نزد شماست، پیش از آن‌که چهره‌ها را محو کنیم و آن‌ها را به پشت‌هایشان برگردانیم، یا آن‌ها را لعنت کنیم همان‌گونه که اصحاب شنبه را لعنت کردیم، و کار خدا شدنی است.


يا أَيُّهَا الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ آمِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقًا لِما مَعَكُم

ای کسانی که به شما کتاب داده شده، ایمان بیاورید به آنچه نازل کردیم که تصدیق‌کننده چیزی است که نزد شماست.

  • يا
    • حرف ندا است؛ برای صدا زدن و توجه دادن مخاطب به کار می‌رود.
    • در فارسی: «ای».
  • أَيُّهَا
    • «أَيُّ» اسم ندا است که بر «ها»ی تنبیه و توجه وارد شده.
    • برای تأکید در خطاب به کار می‌رود، مثل: «ای شما…».
    • نشان می‌دهد خطاب مهم و جدی است.
  • الَّذينَ
    • اسم موصول جمع مذکر عاقل، به معنی «کسانی که».
    • موصول بودنش یعنی جمله بعد، صفت و توضیح این گروه است.
  • أوتُوا
    • فعل ماضی مجهول از ریشه «أعطى / يؤتي» به معنی «دادن».
    • «أوتُوا» یعنی «به آنان داده شد».
    • فاعل در ساخت مجهول حذف شده، ولی معلوم است که بخشنده خداست.
    • ضمیر «واو» در آخر، علامت جمع است: «به آنها داده شد».
  • الكِتابَ
    • «الکتاب» با الف و لام، یعنی کتاب شناخته‌شده و مشخص.
    • مراد: کتاب آسمانی؛ عمدتاً تورات و انجیل که به یهود و نصارا داده شده است.
    • مفعول فعل «أوتوا» است (به آنان کتاب داده شد).
  • آمِنوا
    • فعل امر جمع از «آمَنَ – يُؤمِنُ»، به معنی «ایمان بیاورید».
    • خطاب به همان «الذین أوتوا الکتاب» است.
    • امر به ایمان، در این‌جا یعنی ایمان آوردن به پیامبر اسلام و قرآن.
  • بِما
    • «بِـ» حرف جر، «ما» اسم موصول (یا مصدری)؛
    • «به آنچه / به چیزی که».
    • متعلق به «آمنوا» است: «به آنچه نازل کردیم ایمان بیاورید».
  • نَزَّلنا
    • فعل ماضی از باب تفعیل (تضعیف حرف وسط) از ریشه «نزل».
    • «نَزَّلنا» یعنی «ما نازل کردیم / فرو فرستادیم».
    • فاعل: ضمیر «نا» (ما)، اشاره به خداوند با تعظیم.
    • باب تفعیل معمولاً بر تدریج یا تکثیر دلالت می‌کند؛ یعنی قرآن تدریجاً نازل شده است.
  • مُصَدِّقًا
    • اسم فاعل از باب تفعیل «صَدَّقَ – يُصَدِّقُ».
    • «تصدیق‌کننده، تأییدکننده».
    • حال از «ما» است؛ یعنی: آنچه نازل کردیم در حالی‌که تصدیق‌کننده است.
    • یعنی قرآن حقانیت تورات و انجیل اصلی را که از طرف خدا آمده‌اند تأیید می‌کند، نه تحریف‌های بعدی را.
  • لِما
    • «لِـ» حرف جر، «ما» موصول؛ «برای آنچه / نسبت به آنچه / همان چیزی که».
    • اینجا در معنا نزدیک است به «آنچه را که نزد شماست»، یعنی کتاب‌های آسمانی پیشین.
  • مَعَكُم
    • «مَعَ» ظرف مکان به معنی «همراه، نزد»،
    • «کم» ضمیر جمع مخاطب: «نزد شما، با شما».
    • مقصود: کتاب‌ها و معارفی که اهل کتاب از کتاب‌های آسمانی حق دارند یا ادعای داشتن آنها را می‌کنند.

مِن قَبلِ أَن نَطمِسَ وُجوهًا فَنَرُدَّها عَلىٰ أَدبارِها

پیش از آن‌که چهره‌ها را محو کنیم و آن‌ها را به پشت‌هایشان برگردانیم.

  • مِن قَبلِ
    • «مِن» حرف جر، «قبل» ظرف زمان به معنی «پیش، قبل از».
    • ترکیباً: «پیش از آن‌که…».
    • متعلق به «آمنوا»ست: «ایمان بیاورید قبل از این‌که…».
  • أَن
    • «أن» مصدریه، فعل بعد از خود را به مصدر تبدیل می‌کند.
    • در فارسی غالباً به «که» ترجمه می‌شود: «پیش از آن‌که…».
  • نَطمِسَ
    • فعل مضارع منصوب (به سبب «أن») از ریشه «طَمَسَ – يَطمِسُ».
    • «طمس» یعنی محو کردن، از بین بردن اثر، صاف کردن.
    • «نطمس» یعنی «ما محو کنیم / از بین ببریم».
    • فاعل: «نا»ی مستتر (ما)، یعنی خدا.
    • معنای تهدید دارد: اگر ایمان نیاورید، عذاب محو چهره‌ها ممکن است واقع شود؛ برخی آن را عذاب دنیوی دانسته‌اند، برخی عذاب اخروی، و برخی مجازی (محو شخصیت و هدایت).
  • وُجوهًا
    • جمع «وجه» به معنی «چهره، صورت».
    • تنوین فتحه (= نصب) دارد، چون مفعول بهِ فعل «نطمس» است.
    • محو چهره، در ظاهر: از بین رفتن چشم و بینی و دهان و…؛ در تفسیرهای معنوی: محو شخصیت، عزت، و نشانه‌های هویت و هدایت.
  • فَنَرُدَّها
    • «فـ» در آغاز، فاءِ سببیه یا تفریع، یعنی نتیجه تهدید قبلی.
    • «نَرُدَّ» فعل مضارع مرفوع از ریشه «رَدَّ – يَرُدُّ» به معنی «بازگرداندن، برگرداندن».
    • فاعل: ضمیر مستتر (ما)، یعنی خدا.
    • تشدید «د» نشان باب ثلاثی مزید با تضعیف حرف دوم است که بر شدت یا تکرار دلالت دارد.
    • «ها» ضمیر مفعولی مفرد مؤنث، برمی‌گردد به «وجوه» (جمع غیرعاقل، در عربی حکم مفرد مؤنث دارد): «آن‌ها (چهره‌ها) را برگردانیم».
  • عَلىٰ أَدبارِها
    • «عَلىٰ» حرف جر، «أدبار» جمع «دُبُر» یعنی «پشت، عقب».
    • «ها» ضمیر مؤنث مفرد، باز هم راجع به «وجوه» است.
    • ترجمه: «بر پشت‌هایشان» / «به سمت پشتشان».
    • ظاهر تعبیر: چرخاندن صورت‌ها به طرف پشت؛ تفسیرهایی نیز به صورت معنوی داده شده، مثل برگرداندن از راه هدایت به راه گمراهی، یا برگشت از عزت به ذلت.

أَو نَلعَنَهُم كَما لَعَنّا أَصحابَ السَّبتِ

یا آن‌ها را لعنت کنیم، همان‌گونه که اصحاب شنبه را لعنت کردیم.

  • أَو
    • حرف عطف به معنی «یا».
    • بیان احتمال دیگرِ عذاب است: یا این نوع عذاب (طمس و ردّ وجوه)، یا لعنت مانند لعنت اصحاب سبت.
  • نَلعَنَهُم
    • «نلعن» فعل مضارع از ریشه «لَعَنَ – يَلعَنُ» به معنی «دور کردن از رحمت، لعن کردن».
    • فاعل: ضمیر مستتر «نحن» (ما)، یعنی خدا.
    • «هم» ضمیر مفعولی جمع، اشاره به همان اهل کتابی که ایمان نیاورند.
    • ترجمه: «آن‌ها را لعنت کنیم، از رحمت خود دور سازیم».
  • كَما
    • «کاف» تشبیه، «ما» موصول؛ یعنی «همان‌گونه که / آن‌چنان‌که».
    • جمله بعدی، وجه تشبیه را بیان می‌کند.
  • لَعَنّا
    • فعل ماضی از ریشه «لعن» با «نا» فاعلی.
    • «لعنّا» یعنی «لعنت کردیم».
    • اشاره به عذاب و طرد واقعی گروهی که در ادامه معرفی شده‌اند.
  • أَصحابَ السَّبتِ
    • «أصحاب» جمع «صاحب» به معنی «یاران، همراهان، اهلِ».
    • «السبت» با الف و لام، یعنی «شنبه»، روزی که بر بنی‌اسرائیل حرام شده بود که صید کنند و کار خاصی انجام دهند.
    • «أصحاب السبت» به گروهی از بنی‌اسرائیل گفته می‌شود که در شهر ساحلی (مشهور به «أیله») با حیله، حکم حرمت صید در روز شنبه را شکستند؛ خدا آن‌ها را به صورت بوزینه مسخ کرد و از رحمت رانده شدند.
    • در این‌جا، لعنت آن‌ها الگوی لعنت احتمالی بر اهل کتابِ معاند معرفی می‌شود.

وَكانَ أَمرُ اللَّهِ مَفعولًا

و کار خدا انجام‌شدنی و قطعی است.

  • وَ
    • حرف عطف؛ جمله نتیجه و تأکید بر تهدیدهای قبلی را بیان می‌کند.
    • همچنین نوعی جمع‌بندی: این تهدیدها شوخی نیست، چون حکم خدا حتماً واقع می‌شود.
  • كانَ
    • فعل ماضی ناقص از «کان – يكون».
    • در این‌جا برای بیان ثبات و دوام یک حقیقت به کار رفته: «همیشه چنین بوده و هست که…».
  • أَمرُ
    • «أمر» یعنی «دستور، فرمان، کار، اراده».
    • مرفوع است چون اسم «کان» محسوب می‌شود: «فرمانِ خدا، کار خدا».
    • مراد: هر چه خدا اراده و حکم می‌کند.
  • اللَّهِ
    • مضاف‌الیه «أمر»، یعنی: «فرمانِ خدا».
    • نسبت دادن امر به خدا، یعنی این کار از طرف خداست و هیچ مانعی بر آن غالب نیست.
  • مَفعولًا
    • خبر «کان» است، منصوب.
    • از ریشه «فعل» در باب اسم مفعول: «انجام‌شده، تحقق‌یافته».
    • معنای جمله: «فرمان خدا قطعاً انجام می‌گیرد / حتماً واقع شدنی است.»
    • نکته: ماضی «کان» همراه با اسم مفعول، معنای ثبات دارد؛ یعنی همیشه چنین است که تصمیم و حکم الهی غیرقابل شکست و حتمی است؛ تهدیدهای مذکور نیز اگر در اراده قطعی خدا قرار گیرد، بدون تردید رخ خواهد داد.

Nach oben scrollen