004-048-099-نساء

« Back to Glossary Index
الله هرگز کسانی را که در اطاعت دستورات دینی کسان دیگر را شریک او قرار میدهند نمی آمرزد و غیر از این را برای هر کس که بخواهد می آمرزد و کسی که دیگریرا شریک الله قرار میدهد گناه بس بزرگی را به الله دروغ بسته (این شرک متاسفانه گریبان عده ای از مسلمانان امروز را هم به مانند یهودیان و مسیحیان زمان پیغمبر اسلام گرفته زیرا پیشوایان مذهبی خود را در اطاعت دستورات دینی شریک الله قرار داده اند و عقاید و اعمال دینی خلاف قرآن را در مقابل متن صریح قرآن از آنان می پذیرند و دستورهای قرآن را نمی پذیرند و باید دانست که حتی بت پرستان مکه و بلکه تمام بت پرستان دنیا نیز شرک در اطاعت بنده وار داشتند که مشرک بودند یعنی مانند یهودیان و مسیحیان منحرف، از پیشوایان مذهبی خود اطاعت بنده وار میکردند و هرگز هیچ بت پرستی در دنیا نبوده که در خالقیت برای الله شریکی قرار داده باشد و بتهای بت پرستان مجسمه هائی از شخصیتهای دینی گذشته ایشان بود که سوءاستفاده چیان دینی به اسم آنها و روايات دروغی از آنها عقاید باطل خود را بر مردم تحمیل میکردند) (۴۸)

إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ وَيَغفِرُ ما دونَ ذٰلِكَ لِمَن يَشاءُ ۚ وَمَن يُشرِك بِاللَّهِ فَقَدِ افتَرىٰ إِثمًا عَظيمًا

خداوند این را که به او شرک ورزیده شود نمی‌بخشد، و غیر از آن (هر گناهی) را برای هر کس بخواهد می‌بخشد؛ و هر کس برای خدا شریکی قرار دهد، قطعاً گناهی بزرگ و عظیم را به دروغ ساخته و مرتکب شده است.


جمله‌ی اول:
إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ

«خداوند این را که به او شرک ورزیده شود نمی‌بخشد»

  • إِنَّ
    • حرف تأکید و نصب است.
    • برای تأکید بر جمله می‌آید؛ یعنی «به‌راستی، حتماً، بی‌گمان».
    • بعد از آن معمولاً اسم به حالت نصب می‌آید (اینجا: «اللَّهَ»).
  • اللَّهَ
    • اسم جلاله، نام خاص پروردگار.
    • مفعول «إِنَّ» است، به همین دلیل با فتحه آمده است.
    • اشاره به خدای یکتا، خالق و حکیم و ربّ کل عالم.
  • لا يَغفِرُ
    • «لا» در اینجا حرف نفی است (نهی نیست، بلکه نفی خبری است).
    • «يَغفِرُ» فعل مضارع، به معنای «می‌بخشد / می‌آمرزد».
    • «غَفَرَ» در اصل به معنای «پوشاندن» است؛ از همین‌جا «مغفرت» یعنی پوشاندن گناه و چشم‌پوشی از آن.
    • فعل مضارع بودن آن، استمرار را هم می‌رساند: قانون ثابت الهی است که این نوع گناه بخشیده نمی‌شود مگر آن‌که انسان توبه کند (قرآن در جای دیگر توبه را استثنا کرده است).
  • أَن يُشرَكَ بِهِ
    • «أَن» حرف مصدری است؛ جمله‌ی بعد از آن را تبدیل به «مصدر» می‌کند؛ یعنی: «شرک ورزیدن به او».
    • «يُشرَكَ» فعل مضارع مجهول از ریشه‌ی «شَرَكَ» به معنای «شریک قرار داده شد».
      • معلوم آن می‌شود: «يُشرِكُ» یعنی «شرک می‌ورزد، شریک قرار می‌دهد».
      • مجهول آن: «يُشرَكُ» یعنی «شریک قرار داده شود».
    • «بِهِ»
      • حرف جر «بـ» + ضمیر «هِ» که به «الله» برمی‌گردد.
      • یعنی: «در باره‌ی او»، «برای او»، «با او».
    • ترکیب «أَن يُشرَكَ بِهِ» یعنی:
      • «این‌که برای او شریکی قرار داده شود»،
      • یعنی شرک در عبادت، در ربوبیت، در صفات یا در هر گونه قرار دادن همتا برای خدا.

خلاصه‌ی معنای این بخش:
خداوند قانوناً این نوع گناه را – در صورتی که با حالت شرک از دنیا برود – نمی‌بخشد، چون ریشه‌ی همه‌ی فسادها و قطع رابطه‌ی بنده با خداست.


جمله‌ی دوم:
وَيَغفِرُ ما دونَ ذٰلِكَ لِمَن يَشاءُ

«و آنچه را غیر از این (شرک) است برای هر کس که بخواهد می‌بخشد»

  • وَ
    • حرف عطف؛ جمله‌ی جدید را به جمله‌ی قبل وصل می‌کند.
    • در اینجا هم‌زمان تضاد و تکمیل را می‌رساند: در برابر گناه نابخشودنی (شرک)، گناهان دیگر امکان بخشش دارند.
  • يَغفِرُ
    • فعل مضارع: «می‌بخشد، می‌آمرزد».
    • فاعل آن همان «اللَّه» است که از جمله‌ی قبلی فهمیده می‌شود.
    • تکرار فعل «يَغفِرُ» بعد از «لا يَغفِرُ» نوعی تأکید است که هم نفی را روشن کند، هم اثبات مغفرت را در غیر آن.
  • ما دونَ ذٰلِكَ
    • «ما» اسم موصول (یا موصول عام)؛ یعنی «آنچه را که».
    • «دونَ»
      • در اصل به معنای «پایین‌تر»، «غیر از»، «سواىِ».
      • ترکیب «ما دونَ ذٰلِكَ» یعنی: «هر چیزی غیر از آن (گناه)».
    • «ذٰلِكَ»
      • اسم اشاره برای دور؛
      • اشاره به «أن يُشرَكَ بِهِ» یعنی شرک.
    • جمع‌بندی: «ما دونَ ذٰلِكَ» = هر گناهی غیر از شرک؛
      • شامل کبیره و صغیره می‌شود، ولی بخشش آن وابسته به مشیت و حکمت الهی است؛ ممکن است با توبه، با کارهای خوب، با شفاعت، یا صرف نظر از بعضی مجازات‌ها باشد.
  • لِمَن يَشاءُ
    • «لِـ» حرف جر، دلالت بر اختصاص و تعلق: «برای».
    • «مَن» اسم موصول، به معنای «کسی که / هر که».
    • «يَشاءُ» فعل مضارع، از «شاءَ – يَشاءُ» یعنی «بخواهد، اراده کند».
      • فاعلش «الله» است که در سیاق فهمیده می‌شود.
    • ترکیب «لِمَن يَشاءُ» یعنی: «برای هر کسی که او (خدا) بخواهد».
      • یعنی مغفرت مطلق و خودکار برای همه بدون قید نیست؛ بلکه بر اساس علم، حکمت، ایمان، توبه، اعمال و… است.

خلاصه‌ی معنای این بخش:
هر گناه دیگری غیر از شرک، در حوزه‌ی قدرت و اراده‌ی خدا برای آمرزش قرار دارد و خداوند نسبت به هر که بخواهد (بر اساس حکمتش) می‌بخشد.


جمله‌ی سوم:
وَمَن يُشرِك بِاللَّهِ فَقَدِ افتَرىٰ إِثمًا عَظيمًا

«و هر کس برای خدا شریکی قرار دهد، قطعاً گناهی بزرگ را به دروغ ساخته و مرتکب شده است.»

  • وَ
    • حرف عطف؛ اما این‌جا بیشتر برای نتیجه‌گیری و بیان قاعده‌ی کلی بعد از دو جمله‌ی قبل آمده است.
  • مَن
    • اسم شرط یا موصول شرطی، به معنای «هر کس که».
    • اطلاق دارد: هر شخص، با هر جایگاه، هر زمان، هر مکان.
  • يُشرِك
    • فعل مضارع معلوم، از ریشه‌ی «شَرَكَ» (شریک قرار دادن).
    • باب إفعال: «أشرَكَ – يُشرِك» یعنی «شرک می‌ورزد»، «برای کسی همتا قرار می‌دهد».
    • این فعل، عمل آگاهانه‌ی قرار دادن شریک برای خدا در عبادت، اعتقاد یا عمل را نشان می‌دهد.
  • بِاللَّهِ
    • حرف جر «بـ» + «اللَّهِ» اسم جلاله در حالت جر.
    • «بِاللَّهِ» یعنی: «در مورد خدا»، «در باره‌ی خدا»، «برای خدا».
    • ترکیب «يُشرِك بِاللَّهِ» یعنی: برای خدا شریکی قائل شود، چه در عبادت (سجده، دعا، نذر برای غیر او)، چه در ربوبیت (معتقد باشد دیگری هم مثل او در اداره‌ی جهان دخالت کامل دارد)، چه در صفات (کسی را هم‌رتبه‌ی او بداند).
  • فَقَدِ
    • «فَـ» حرف فاء، غالباً برای نتیجه و تفریع می‌آید؛ یعنی «پس، در نتیجه».
    • «قَد» حرفی است که با فعل ماضی می‌آید و در اینجا تأکید بر تحقق و مسلم بودن کار دارد؛ یعنی «حتماً، به‌راستی».
  • افتَرىٰ
    • فعل ماضی، از ریشه‌ی «افترى – یفتری» (باب افتعال).
    • معنای اصلی: «چیزی را از پیش خود ساختن»، «دروغ بستن»، «تراشیدن و نسبت دادن دروغ».
    • در اصطلاح قرآنی: نسبت دادن دروغ به خدا یا جعل اعتقادی که ریشه در وحی و حقیقت ندارد.
    • یعنی کسی که شرک می‌ورزد، واقعاً چیزی را اختراع کرده که هیچ حقیقتی ندارد؛ شریک خیالی برای خدا ساخته است.
  • إِثمًا
    • «إثم» یعنی گناه، جرمی که انسان را از خیر و پاداش باز می‌دارد.
    • در لغت، «إثم» نوعی گناه است که اثر منفی و بازدارنده‌ی عمیق دارد.
    • نکره آمدن آن (با تنوین) در این‌جا برای تعظیم است؛ یعنی «گناهی بسیار سنگین».
  • عَظيمًا
    • صفت برای «إثمًا».
    • یعنی «بسیار بزرگ، عظیم، سنگین».
    • بیان می‌کند که شرک نه یک لغزش کوچک، بلکه بزرگ‌ترین تعدی از حق خداست؛ چون اصل توحید را می‌شکند.

خلاصه‌ی معنای این بخش:
هر کسی که برای خدا شریک قرار دهد، در حقیقت یک دروغ بزرگ عقیدتی ساخته و نسبت داده و با این کار، گناهی فوق‌العاده بزرگ مرتکب شده است؛ چون حق خدا را که یکتایی است پایمال کرده است.


جمع‌بندی معنایی کل آیه:

  • شرک (شریک قرار دادن برای خدا) اگر با آن از دنیا برود و توبه نکند، گناهی است که خدا آن را نمی‌بخشد.
  • همه‌ی گناهان دیگر، حتی بسیار بزرگ، در حیطه‌ی بخشش خدا قرار دارند و او برای هر که بخواهد می‌بخشد.
  • شرک، نوعی دروغ‌پردازی بزرگ بر ضدّ حقیقت توحید است و صاحبش مرتکب گناهی بسیار سنگین می‌شود.
Nach oben scrollen