004-043-099-نساء

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آوردند در حالیکه مست میباشید به نماز نزدیک نشوید تا وقتی که بدانید چه میگوئید (وای بر بعضی مسلمانان که با اینکه مستِ شراب نیستند چون معنای نماز خود را نمیدانند مانند مست ها نمی دانند که با الله چه میگویند و در نماز خود چه تعهدی را به خالق خود میسپارند و از آن بدتر وای بر علمای مذهبی ایشان که به مردم گفته اند، اگر معنای نماز را ندانی عیب نیست ولی اگر عین و ضاد و صاد را مانند لهجه عرب نگوئی نمازت باطل است) و اگر جنب هم بودید به نماز نزدیک نشوید تا اینکه خود را بشوئید ولی اگر جنب بودید، و در راهی عبور میکردید و لازم بود نماز بخوانید عیب نیست بدون شستن تمام بدن به نماز مشغول شوید (مقصود از نماز در اینجا هم نماز جماعت است و هم فرادا و بر اساس آنچه در جمله بعد گفته شده شخص مسافر میتواند در نماز جماعت در حال جنابت، به شرط تیمم شرکت کند اگر چه وقت زیادی هم برای نماز به فرادا پس از اغتسال کردن داشته باشد، ضمنا باید دانست اینکه شستن تمام بدن را مسلمانان غسل میگویند درست نیست، بلکه شستن تمام بدن را به عربی اغتسال یا تطهیر میگویند و لفظ غسل را جاهائی استعمال میکنند که مکان شستن را هم ذکر کنند مانند شستن پا یا شستن صورت یا شستن دست و لذا در قرآن و در مورد وضو لفظ غسل استعمال شده و در مورد جنابت و حيض لفظ اغتسال و تطهیر آمده است) و اگر هنگام خواندن نماز مریض بودید یا بر سفری یا یکی از شما از مستراح آمد، یا با زن خود روی شهوت دستمالی کردید و آبی برای اغتسال یا وضو نیافتید، تیمم کنید به برجسته زمینی خاک دار و پاک و برای تیمم از آن خاک به صورت و دستهاتان بمالید با این شرایط الله از اغتسال و یا وضوی شما برای آن نماز چشم می پوشد و از شما در میگذرد (از این آیات اولا پیداست که تیمم بدل از وضو و بدل از اغتسال به یک صورت است، ثانیا در تیمم بهتر است که تمام صورت و تمام دست یعنی جاهائی از دست و صورت که در وضو گرفتن شسته میشود از آن خاک پاک مالیده شود و قطعی است که اگر برای یک نماز نتوانستیم از آب استفاده نمائیم و تیمم کردیم، برای نماز دیگر، باید حتی المقدور اغتسال و یا وضو بگیریم و باید دانست مالیدن خاک برای این است که تا به آب رسیدیم حتما بشوئیم و در شستن اهمال نکنیم و اما دستور وضو در آیات اول سوره مائده است که دو سه سال بعد از سوره نساء نازل شده با مقایسه این آیه با آیه سوره مائده فهمیده میشود که مسلمانان مدتها قبل از نزول سوره نساء روی دستور الله به پیغمبرش برای نماز وضو میگرفتند به همانطور که در سوره مائده شرح آن هست ولی چون این دستور در متن قرآن نبود روی تنبلی گاهی پاهای خود را در وضو نمی شستند و بر روی جوراب یا کفشی که مانند جوراب بود با آب مسح میکردند و لذا در سوره مائده تاکید شده که حتما پاها را باید بشویند و مسح نکنند مگر آنکه بیماری و کم آبی یا نبودن آب مانع شستن، باشد در اینصورت تیمم میکردند بدیهی است چون این آیه از آمدن از مستراح سخن بمیان آمده دستور تیمم هم برای اغتسال است و هم وضو زیرا از مستراح آمدن فقط وضو را باطل میکند و ربطی به اغتسال ندارد روی همین موضوع باید یقین کنیم ملامسه با زن نیز که بعد از مبطل وضو آمده، وضو را باطل میکند و ملامسه نیز عبارت است از دست و بدن خود را روی لذت شهوانی به زن مالیدن، و آنانکه اینرا مبطل وضو نمیدانند و یا ملامسه را هم خوابی با زن معنی کرده اند و یا فتوا داده اند، دست انسان اگر به هر زنی بخورد چه از روی شهوت و یا بدون شهوت وضو باطل است، خلاف معنای مورد نظر الله فتوا داده اند و آمدن از مستراح برای این است که بدانیم هر کاری که برای آن مجبوریم به مستراح برویم، وضو باطل میشود و چون گاه انسان برای بادی که در دل دارد به تصور اینکه لازم است به مستراح رود به مستراح میرود و غیر از باد چیز دیگری از او دفع نمیشود، مبطلات وضو غیر از ملامسه با زن غایط و بول و خروج باد است) (۴۳)

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَقرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنتُم سُكارىٰ حَتّىٰ تَعلَموا ما تَقولونَ وَلا جُنُبًا إِلّا عابِري سَبيلٍ حَتّىٰ تَغتَسِلوا ۚ وَإِن كُنتُم مَرضىٰ أَو عَلىٰ سَفَرٍ أَو جاءَ أَحَدٌ مِنكُم مِنَ الغائِطِ أَو لامَستُمُ النِّساءَ فَلَم تَجِدوا ماءً فَتَيَمَّموا صَعيدًا طَيِّبًا فَامسَحوا بِوُجوهِكُم وَأَيديكُم ۗ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفورًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‌گویید، و نیز در حال جنابت به نماز نزدیک نشوید، مگر در حد عبور کردن از راه، تا زمانی که غسل کنید. و اگر بیمار بودید یا در سفر بودید یا یکی از شما از محلِ قضای حاجت آمد، یا زنان را لمس کردید و آب نیافتید، پس با خاک پاک تیمم کنید و صورت‌ها و دست‌هایتان را مسح نمایید؛ همانا خدا بسیار بخشنده و بسیار آمرزنده است.


1. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَقرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنتُم سُكارىٰ حَتّىٰ تَعلَموا ما تَقولونَ

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‌گویید.»

  • يا
    • حرف ندا (صدا زدن). برای توجه دادن شنونده به سخن بعدی استفاده می‌شود؛ نوعی خطاب مستقیم است.
  • أَيُّهَا
    • «أیُّ» اسم ندا است که همراه با «ها»ی تنبیه/توجه می‌آید. معنی: «ای» (خطاب تأکیدی).
    • ساختار «يا أَيُّهَا» خطاب محترمانه و مهم به مخاطبان است.
  • الَّذينَ آمَنوا
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، به معنای «کسانی که».
    • آمَنوا: فعل ماضی، ریشه «أمن»؛ به معنی «ایمان آوردند».
    • ترکیب «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا» در قرآن نشان می‌دهد که حکم بعدی مخصوص مؤمنان است و از آنها انتظار پذیرش و عمل می‌رود.
  • لا تَقرَبُوا
    • لا: «لا»ی نهی، برای منع و حرام کردن.
    • تَقرَبُوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی؛ ریشه «قرب» به معنی نزدیک شدن.
    • در این‌جا «نزدیک نشوید» یعنی «شروع به نماز نکنید»؛ یعنی حالت مستی با نماز جمع نمی‌شود.
  • الصَّلاةَ
    • با «ال» معرفه، یعنی نمازِ شناخته‌شده شرعی.
    • مراد، عبادت مخصوص با رکوع و سجود است، نه فقط دعا.
  • وَأَنتُم سُكارىٰ
    • وَ: حرف عطف؛ اما در این‌جا به معنای «در حالی که» و حالیه هم هست.
    • أَنتُم: ضمیر منفصل، «شما».
    • سُكارىٰ: جمع «سَكران»، به معنای مست‌ها؛ حالت مستی، از بین رفتن تعادل عقل و هوشیاری.
    • منظور، مستی از شراب (در حکم اولیه) است؛ فقها آن را به هر نوع از بین رفتن عقل (مستی از مواد دیگر) هم تعمیم می‌دهند.
  • حَتّىٰ تَعلَموا ما تَقولونَ
    • حَتّىٰ: حرف غایت؛ نشان‌دهنده پایانِ نهی: «تا زمانی که…».
    • تَعلَموا: فعل مضارع منصوب بعد از «حَتّى»، ریشه «ع ل م»؛ یعنی «بدانید، آگاه باشید».
    • ما تَقولونَ:
      • ما: اسم موصول؛ «آنچه که».
      • تَقولونَ: فعل مضارع، ریشه «قول»؛ «می‌گویید».
    • مفهوم جمله: نماز نیازمند حضور قلب و شعور است؛ تا وقتی که مست هستید و نمی‌فهمید در نماز چه می‌گویید، حق شروع نماز را ندارید.

2. وَلا جُنُبًا إِلّا عابِري سَبيلٍ حَتّىٰ تَغتَسِلوا

«و (نیز) در حال جنابت (به نماز و مسجد) نزدیک نشوید، مگر در حد عبور کردن از راه، تا زمانی که غسل کنید.»

  • وَلا
    • وَ: عطف بر جمله قبلی؛ یعنی علاوه بر حالت مستی، حکم دیگری هم بیان می‌شود.
    • لا: نهی دوباره؛ یعنی «و نیز نزدیک نشوید در حالی که…».
  • جُنُبًا
    • «جُنُب» اسم، حال منصوب؛ یعنی «در حال جنابت».
    • جنابت: حالتی که بر اثر خروج منی یا آمیزش جنسی ایجاد می‌شود و تا غسل جنابت، فرد از برخی عبادات (مثل نماز، لمس نوشته قرآن، اعتکاف در مسجد) منع می‌شود.
    • «جنب» هم برای مرد و هم زن به کار می‌رود.
  • إِلّا عابِري سَبيلٍ
    • إِلّا: اداة استثناء؛ «مگر».
    • عابِري: جمع «عابر»، اسم فاعل از «عبر» به معنی «گذشتن، عبور کردن».
    • سَبيلٍ: «راه».
    • معنی عبارت: «مگر کسانی که عبورکننده از راه باشند»؛ اشاره به این که جنب حق توقف و اقامت در مسجد را ندارد، اما می‌تواند برای گذشتن از آن‌جا فقط عبور کند (برخی مفسران گفته‌اند: میان دو درِ مسجد عبور کند بدون توقف).
  • حَتّىٰ تَغتَسِلوا
    • حَتّىٰ: غایت حکم؛ یعنی این منع باقی است تا زمانی که…
    • تَغتَسِلوا: فعل مضارع منصوب؛ از ریشه «غسل»، به معنی «شست‌وشوی کامل بدن» با نیت غسل جنابت.
    • یعنی: این ممنوعیت در حالت جنابت ادامه دارد تا زمانی که غسل انجام دهید.

3. وَإِن كُنتُم مَرضىٰ أَو عَلىٰ سَفَرٍ

«و اگر بیمار بودید یا در سفر بودید…»

  • وَإِن
    • وَ: عطف، انتقال به حکم بعدی (حکمِ مربوط به وضو و تیمم).
    • إِن: حرف شرط؛ یعنی «اگر».
  • كُنتُم مَرضىٰ
    • كُنتُم: فعل ماضی ناقص (کان) + ضمیر «تم»؛ «بودید».
    • مَرضىٰ: جمع «مَریض»؛ بیمار.
    • اشاره به حالتی که انسان به علت بیماری نمی‌تواند از آب استفاده کند، یا تماس با آب برایش ضرر دارد.
  • أَو عَلىٰ سَفَرٍ
    • أَو: «یا»؛ نشان‌دهنده حالت دوم شرط.
    • عَلىٰ: حرف جر، همراه با «سفر» نوعی حالت و وضع را می‌رساند.
    • سَفَرٍ: سفر، مسافرت.
    • «عَلىٰ سَفَرٍ» یعنی «در حال سفر بودن»؛ معمولا در قرآن سفر با نوعی سختی، کمبود امکانات و دشواری همراه است؛ ازاین‌رو احکام تخفیفی (رخصت) برای مسافر وارد شده است (مثل قصر نماز و تیمم).

4. أَو جاءَ أَحَدٌ مِنكُم مِنَ الغائِطِ

«یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمد…»

  • أَو جاءَ
    • أَو: «یا»؛ حالت سوم.
    • جاءَ: فعل ماضی از ریشه «ج ي أ»؛ «آمد».
  • أَحَدٌ مِنكُم
    • أَحَدٌ: «یکی» (یک نفر).
    • مِنكُم: «از شما»، ضمیر جمع مخاطب.
    • یعنی: یکی از افراد شما.
  • مِنَ الغائِطِ
    • مِنَ: حرف جر.
    • الغائِطِ: در اصل به معنای زمین گود و پست؛ در فرهنگ عرب جاهلی و صدر اسلام، برای قضای حاجت به مکان‌های گودتر می‌رفتند تا از دید پنهان باشند. به تدریج «غائط» به صورت کنایه برای «مدفوع و تخلی» و خروج از دو راه (بول و غائط) به کار رفت.
    • در فقه، «مِنَ الغائِطِ» یعنی: انجام دادن ادرار یا مدفوع و سپس برگشتن، که موجب حدث اصغر (باطل‌کننده وضو) است.

5. أَو لامَستُمُ النِّساءَ

«یا با زنان تماس/نزدیکی داشتید (آمیزش کردید)…»

  • أَو
    • «یا»، حالت چهارم در سلسله شرایط.
  • لامَستُمُ
    • فعل ماضی، جمع مخاطب؛ از ریشه «لامَسَ» (باب مفاعله از «مَسَّ» به معنی لمس کردن).
    • از لحاظ لغوی یعنی: «لمس کردید».
    • در تفسیر و فقه دو برداشت مشهور هست:
      1. لمس بدنی (تماس پوست با پوست زن نامحرم).
      2. آمیزش جنسی (نزدیکی).
    • بسیاری از مفسران و فقها (به ویژه در فقه شیعه) این‌جا را کنایه از آمیزش می‌دانند؛ چون بلافاصله بعد از آن صحبت از تیممِ جایگزینِ غسل می‌آید.
  • النِّساءَ
    • «النساء»: جمع «امرأة»؛ «زنان».
    • در این‌جا یعنی «همسران» یا به طور کلی زنان که موضوع آمیزش با آنها مطرح است.

6. فَلَم تَجِدوا ماءً

«پس اگر آب نیافتید…»

  • فَـ
    • فای تفریع؛ یعنی بر اساس آن چهار حالت (بیماری، سفر، آمدن از غائط، آمیزش)، اگر این شرط هم اضافه شد…
  • لَم تَجِدوا
    • لَم: حرف نفی جازم، زمان گذشته را می‌رساند.
    • تَجِدوا: فعل مضارع مجزوم؛ از ریشه «وَجَدَ»؛ «یافتید/پیدا کردید».
    • «لم تجدوا» یعنی «نیافتید، در اختیار نداشتید».
    • یعنی: آب برای وضو یا غسل در دسترس و میسر نیست (یا آب هست ولی استفاده از آن ضرر جدی دارد، که در فقه هم داخل در این مفهوم شده است).
  • ماءً
    • «آب»؛ مفعول فعل «تجدوا».
    • منظور: آب پاک و قابل استفاده برای وضو یا غسل.

7. فَتَيَمَّموا صَعيدًا طَيِّبًا

«پس با خاکِ پاک تیمم کنید.»

  • فَتَيَمَّموا
    • فَـ: نتیجه‌گیری از شرط «فلم تجدوا ماء».
    • تَيَمَّموا: فعل امر، جمع مخاطب؛ ریشه «ي م م» به معنی «قصد کردن، رو آوردن به».
    • در اصطلاح فقهی: تیمم یعنی قصد کردن و استفاده کردن از خاک پاک، به جای وضو یا غسل، با شرایط مخصوص (زدن دست بر خاک و مسح صورت و دست‌ها).
  • صَعيدًا
    • از ریشه «ص ع د» به معنای «بلندی».
    • در لغت: سطح زمین؛ چیزی که رویِ زمین است (خواه خاک، شن، ریگ، یا سطح خاکی).
    • در فقه: غالبا به خاک و هر چیزی از جنس زمین (مثل سنگ، گچ، خاک رس، آجر پخته، آهک، ریگ) که عنوان «تراب و صعید» داشته باشد اطلاق می‌شود، با اختلاف نظر میان مذاهب.
    • مفرد و نکره، مفعول‌به برای «تَيَمَّموا».
  • طَيِّبًا
    • صفت برای «صَعيدًا».
    • از ریشه «ط ي ب»؛ به معنی «پاک، پاکیزه، پاک از نجاست و آلودگی».
    • شرط خاک تیمم: پاک باشد، نجس نباشد، غصبی نباشد، و غالبا در فقه گفته می‌شود بهتر است دارای گردی باشد که به دست بچسبد.

8. فَامسَحوا بِوُجوهِكُم وَأَيديكُم

«پس صورت‌ها و دست‌هایتان را مسح کنید.»

  • فَامسَحوا
    • فَـ: نتیجه حکم قبلی (بعد از تیمم با صعید طیب).
    • امسَحوا: فعل امر از «مَسَحَ»؛ یعنی کشیدن دست بر روی عضو (نه شست‌وشو).
    • در وضو، «مسح» با رطوبتی که از وضو باقی مانده انجام می‌شود؛ در تیمم، مسح با خاک (یا گرد آن) انجام می‌شود.
  • بِوُجوهِكُم
    • بِـ: حرف جر، همراه با فعل «امسحوا» آمده است.
    • وُجوهِكُم: جمع «وجه» + ضمیر «کم»؛ «صورت‌های شما».
    • مسح صورت در تیمم: تمام پیشانی و دو طرف آن تا جایی که عرفاً صورت نامیده می‌شود، طبق بیان‌های فقهی.
  • وَأَيديكُم
    • أَيديكُم: جمع «ید» (دست) + «کم»؛ «دست‌های شما».
    • مقدار دست در تیمم: در فقه شیعه معروف است که از مچ تا سر انگشتان، و برخی اهل سنت تا آرنج را نیز گفته‌اند.
    • ترتیب در آیه: نخست صورت، سپس دست‌ها؛ از این جمله، ترتیب در تیمم فهمیده شده است.

9. إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفورًا

«همانا خدا بسیار بخشنده و بسیار آمرزنده است.»

  • إِنَّ
    • حرف تأکید؛ یعنی مطلب بعدی بسیار مؤکد و مهم است.
  • اللَّهَ
    • اسم جلاله؛ خداوند.
  • كانَ
    • فعل ماضی ناقص؛ در این‌جا معنی ثبوت و استمرار دارد، نه صرفاً گذشته؛ یعنی همیشه چنین بوده و هست.
  • عَفُوًّا
    • صیغه مبالغه از ریشه «عفو»؛ به معنی «بسیار درگذرنده، کسی که خطاها و گناهان را محو و نادیده می‌گیرد».
    • عفو: پاک کردن اثر گناه، مثل پاک کردن اثر پا بر روی شن.
  • غَفورًا
    • صیغه مبالغه از «غفر»؛ «بسیار آمرزنده».
    • «غفران» به معنای پوشاندن گناه و جلوگیری از اثر آن در عذاب است.
  • جمع «عَفُوّ» و «غَفور» در پایان آیه:
    • نشان می‌دهد که این احکام (حرمت نماز در حال مستی و جنابت، و رخصت تیمم در نبود آب) از روی لطف و رحمت خداست؛ هم از خطا می‌گذرد، هم راه جایگزین برای عبادت قرار داده تا بندگان دچار مشقت نشوند.
Nach oben scrollen