004-019-099-نساء

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید برای شما حلال نیست بدون رضایت زن، او را به ارث ببرید (در میان یهودیان مدینه رسم بود که مثلا برادر شخص مرده زن او را هم بنام ارث برادر، به زنی میگرفت اگر چه زن راضی نبود و آیه فوق آنرا برای مسلمان به شرطی جایز میداند که به رضایت زن و با تمام شرایط یک زناشوئی جدید باشد) و نباید زنان را برای آنکه مقداری از مالی را که به ایشان داده ايد بگیرید در فشار بگذارید مگر آنکه کار زشت بکنند ( این درباره زنی است که مردش از او خوشش نمی آید و میخواهد او را طلاق دهد و با فشارهای مختلف میخواهد مهری را که به او داده پس بگیرد یا چیزی از او بگیرد تا طلاقش بدهد یا تهدید به طلاقش کند مگر آنکه زن مالی به او ببخشد ولی اگر زن معلوم شد که نافرمانی زننده ای به مردش کرده و یا بی جهت میخواهد طلاق بگیرد مرد میتواند که وقتی او را طلاق داد مقداری از مال او را هم بگیرد تا طلاق بدهد) و با همسران خود به خوبی معاشرت نمائید و اگر از جهتی از آنان بدتان آمد بسا چیزهاست که شما را بد می آید ولی الله در آن خوبی بسیاری مینهد (از این آیه چنین مستفاد میشود که مرد نباید توقع داشته باشد که همسرش هيچ عیب نداشته باشد بخصوص بعد از زناشوئی زیرا چنین زنی کم اتفاق میافتد و بعلاوه بعضی بدیها در واقع خوبی است و بعضی خوبیها در واقع باعث بدبختی میباشد مانند زیبائی زیاد زن که خطرات و وسوسه هائی را بوجود می آورد و یا بعضی اخلاق ها که زن دارد و با اخلاق مرد جور نیست ولی برای تعدیل اخلاق مرد لازم و مفید است) (۱۹)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا يَحِلُّ لَكُم أَن تَرِثُوا النِّساءَ كَرهًا ۖ وَلا تَعضُلوهُنَّ لِتَذهَبوا بِبَعضِ ما آتَيتُموهُنَّ إِلّا أَن يَأتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ۚ وَعاشِروهُنَّ بِالمَعروفِ ۚ فَإِن كَرِهتُموهُنَّ فَعَسىٰ أَن تَكرَهوا شَيئًا وَيَجعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيرًا كَثيرًا

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا يَحِلُّ لَكُم أَن تَرِثُوا النِّساءَ كَرهًا ۖ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای شما روا نیست که زنان را به اکراه (وادار کنید تا) به ارث ببرید.

  • يا: حرف ندا؛ برای صدا زدن و خطاب کردن استفاده می‌شود، مثل «ای».
  • أَيُّهَا: ترکیب ندا؛ «ای»، برای توجه دادن مخاطب، معمولاً بعد از «یا» می‌آید تا خطاب را رسمی‌تر و جدی‌تر کند.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنی «کسانی که». جمله بعدی، وصف و توضیح آن‌هاست.
  • آمَنوا: فعل ماضی، جمع؛ یعنی «ایمان آوردند». فاعل، همان «الذین» است. مراد کسانی‌اند که به خدا و پیامبر ایمان آورده‌اند.
  • لا: حرف نفی؛ در اینجا برای نفی و منع حکم شرعی آمده است.
  • يَحِلُّ: فعل مضارع؛ از ریشه «ح-ل-ل»، یعنی «حلال/روا می‌شود، مجاز است». «لا يحلّ» یعنی «روا نیست، حلال نیست، مجاز نیست».
  • لَكُم: جار و مجرور؛ «برای شما». منظور، مؤمنان مخاطب آیه است.
  • أَن تَرِثُوا: «أن» مصدرساز + فعل مضارع «تَرِثُوا» (از ریشه «ورِثَ» یعنی «ارث بردن»).
    • در فرهنگ جاهلی، وقتی مردی می‌مرد، بازماندگانش گاه خودِ زن (همسر متوفی) را مانند مال و ارث، در اختیار می‌گرفتند و او را «به ارث می‌بردند»؛ یا او را نگه می‌داشتند تا بدون حق و اختیار، در مورد ازدواج و زندگی‌اش تصمیم بگیرند. آیه این رفتار را ممنوع می‌کند.
  • النِّساءَ: مفعول «تَرِثُوا»؛ یعنی «زنان». منظور، همسران مردان متوفی یا اصولاً زنانِ در اختیار مردان، که با آن‌ها مانند کالا رفتار می‌شده.
  • كَرَهًا: حال / مفعول مطلق نوعی؛ از ریشه «ک-ر-ه» یعنی «اکراه و زور».
    • یعنی: «به اکراه، از روی اجبار»؛ هم می‌تواند به اکراه خود زن اشاره داشته باشد (یعنی زنان را در حال اکراه و بی‌رضایت‌شان، به ارث نبرید) و هم به این معنا که شما نباید بر پایه یک اجبار و ظلم، مالکیت‌گونه نسبت به زنان داشته باشید.
  • ترجمه و مفهوم کلی:
    • خطاب به مؤمنان است: این‌که شما زنان را مانند ارث و مالِ مرده‌ها به دست بگیرید، آن هم بدون اختیار و رضایت آن‌ها، شرعاً ممنوع است. این آیه ریشه یک رسم جاهلی را قطع می‌کند و می‌گوید زن، «مال» نیست که به ارث برسد.

وَلا تَعضُلوهُنَّ لِتَذهَبوا بِبَعضِ ما آتَيتُموهُنَّ إِلّا أَن يَأتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ۚ
و آن‌ها را تحت فشار قرار ندهید تا بخشی از آنچه به ایشان داده‌اید (مهریه و حقوقشان) را ببَرید، مگر آن‌که کار زشت آشکاری انجام دهند.

  • وَ: واو عطف؛ این حکم را به حکم قبلی وصل می‌کند، یعنی در ادامه همان نهی است.
  • لا تَعضُلوهُنَّ:
    • لا: نهی؛ یعنی «ممنوع است که…».
    • تَعضُلوهُنَّ: فعل مضارع مجزوم به «لا» (نهی)، همراه با نون تأکید ثقیله. از ریشه «ع-ض-ل» یعنی «سخت گرفتن، تنگ کردن، مانع شدن، فشار و آزار ایجاد کردن».
    • ضمیر «هُنَّ» به زنان برمی‌گردد؛ یعنی «آن‌ها را در تنگنا و فشار نگذارید».
    • در فقه و تفسیر، مصداقش:
      • مرد، زن را نگه می‌دارد، نه او را «خوش‌رفتارانه» همسری می‌کند، نه او را طلاق می‌دهد؛ بلکه او را آزار می‌دهد، تا زن مجبور شود از مهریه و حقوقش بگذرد تا رها شود.
  • لِتَذهَبوا:
    • «لِـ» لام تعلیل؛ یعنی «برای این‌که، به این قصد که».
    • تَذهَبوا: فعل مضارع؛ از ریشه «ذ-ه-ب» در اینجا به معنی «ببرید، از دست کسی خارج کنید، تصاحب کنید».
  • بِبَعضِ ما آتَيتُموهُنَّ:
    • بِبَعضِ: «با بخشی از، نسبت به قسمتی از». یعنی هدفِ این فشار، بردن «بخشی» از دارایی و حقوق زن است.
    • ما: اسم موصول؛ یعنی «آنچه را که».
    • آتَيتُموهُنَّ: فعل ماضی جمع؛ «دادید به آنان».
      • ریشه «أتى» به معنی «دادن/رساندن» در این ساختار.
      • ضمیر «هُنَّ» برای زنان است؛ یعنی «آنچه به آنان داده‌اید».
    • منظور اصلی، مهریه و احتمالاً دیگر هدایای مالی است که در عقد و زندگی زناشویی به آنان داده شده.
    • مفهوم: زنان را آن‌قدر تحت فشار و محدودیت قرار ندهید تا ناچار شوند از مهریه و حقوقشان چشم‌پوشی کنند و شما آن را پس بگیرید.
  • إِلّا أَن يَأتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ:
    • إِلّا: ادات استثنا؛ یک استثنا از حکم قبلی را بیان می‌کند.
    • أَن يَأتينَ: «أن» مصدرساز + فعل مضارع جمع مؤنث؛ یعنی «این‌که مرتکب شوند، بیاورند». فاعل، زنان‌اند.
    • بِفاحِشَةٍ: از ریشه «ف-ح-ش»؛ به معنی «کار بسیار زشت، گناه بزرگ». در تفاسیر، گفته‌اند:
      • برخی گفته‌اند منظور زناست.
      • برخی گفته‌اند هر گونه رفتار بسیار ناپسند و آشکار در حق شوهر (مثل خیانت آشکار، ناسازگاری افراطی، آزار شدید، خروج از حدود اخلاقی).
    • مُبَيِّنَةٍ: اسم مفعول از «بَیَّنَ»؛ یعنی «آشکار، روشن، اثبات‌شده».
      • تأکید بر این‌که این نسبتی که به زن داده می‌شود، باید روشن، ثابت و آشکار باشد، نه تهمت و سوءظن.
    • مفهوم استثنا:
      • اگر زن مرتکب فاحشه آشکار شود، آن‌وقت در چارچوب قوانین، شوهر می‌تواند در مورد مهریه یا برخی حقوق مالی، وضعیت متفاوتی داشته باشد (مثل برخی احکام فسخ، یا مصالحه‌های خاص).
  • جمع‌بندی این جمله:
    • حکم اصلی: شما حق ندارید برای پس گرفتن مهریه و بخشش‌هایی که کرده‌اید، با ایجاد فشار، زنان را در مضیقه قرار دهید.
    • استثنا: مگر در صورتی که زن خود، به صورت روشن و ثابت، مرتکب کار بسیار زشت و خلاف آشکار شود.

وَعاشِروهُنَّ بِالمَعروفِ ۚ
و با آنان به شایستگی و نیکی رفتار کنید.

  • وَ: پیوند با احکام قبلی؛ بعد از نهی‌ها، یک دستور مثبت می‌آید.
  • عاشِروهُنَّ:
    • فعل امر از ریشه «ع-ش-ر» به معنی «معاشرت کردن، هم‌زیستی داشتن».
    • صیغه امر جمع؛ یعنی «با آن‌ها زندگی کنید / معاشرت کنید».
    • ضمیر «هُنَّ» به زنان (همسران) برمی‌گردد، یعنی «با همسرانتان…».
    • معاشرت شامل: رفتار، گفتار، نفقه، احترام، همدلی، رعایت حقوق جنسی و عاطفی، تأمین امنیت روانی و جسمی.
  • بِالمَعروفِ:
    • «بِـ» حرف جر؛ یعنی «به (وسیله)».
    • المَعروف: از ریشه «ع-ر-ف» یعنی «شناخته‌شده». در اصطلاح شرعی:
      • هر چیزی که عقل، فطرت و عرف سالم آن را نیکو و درست می‌داند؛ نوعی رفتار نیک، عادلانه و شایسته.
      • شامل: انصاف، احترام، مهربانی، اخلاق خوب، رعایت حقوق، پرهیز از خشونت و تحقیر، و بالاتر از صرفاً «نخوردن حق».
    • مفهوم جمله:
      • زندگی زناشویی فقط نبودِ ظلم نیست، بلکه باید همراه با «رفتار درست، مهربان و انسانی» باشد.

فَإِن كَرِهتُموهُنَّ فَعَسىٰ أَن تَكرَهوا شَيئًا وَيَجعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيرًا كَثيرًا
و اگر از آنان ناخوشایندتان آمد (و دوستشان نداشتید)، چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید و خداوند در آن، خیر فراوان قرار داده باشد.

  • فَإِن: «فَـ» تفریع (نتیجه‌گیری/پی‌آمد از امر به معاشرت به معروف) + «إن» شرطیه؛ یعنی «پس اگر…».
  • كَرِهتُموهُنَّ:
    • فعل ماضی؛ از ریشه «ک-ر-ه» یعنی «دوست نداشتن، ناخوش داشتن، کراهت داشتن».
    • فاعل «شما» (مردان مخاطب آیه).
    • ضمیر «هُنَّ» برای زنان؛ یعنی «اگر شما زنان‌تان را ناخوش داشتید».
    • نکته:
      • اینجا از «احساس» صحبت می‌شود؛ ممکن است مرد به دلایلی (ظاهری، اخلاقی، عادت‌ها، تغییرات زندگی) احساس علاقه‌اش کم شده باشد؛ اما آیه می‌گوید صرفِ این «احساس منفی»، مجوز ظلم و آزار و تنگ‌گرفتن بر زن نیست.
  • فَعَسىٰ:
    • «فَـ» برای نتیجه/ترغیب + «عَسىٰ»؛ فعل رجاء، یعنی «شاید، چه بسا».
    • در کلام خدا، جنبه امیدوارکننده قوی دارد؛ یعنی جدی است، صرف احتمال ضعیف نیست.
  • أَن تَكرَهوا شَيئًا:
    • «أن» مصدرساز + فعل مضارع «تَكرَهوا» از همان ریشه «ک-ر-ه».
    • «شَيئًا»: نکره در سیاق اثبات؛ گسترده و کلی است، یعنی «چیزی» (هر چیزی).
    • یعنی: «شاید شما چیزی را خوش نداشته باشید».
    • در سیاق آیه، «آن چیز» عمدتاً همین همسر/زندگی زناشویی با اوست، یا برخی اخلاق و وضعیت‌های او.
  • وَيَجعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيرًا كَثيرًا:
    • وَ: عطف بر «تَكرَهوا»؛ یعنی دو رخداد ممکن کنار هم: شما کراهت دارید، ولی…
    • يَجعَلَ: فعل مضارع؛ از ریشه «ج-ع-ل» یعنی «قرار می‌دهد، می‌آفریند، پدید می‌آورد».
    • اللَّهُ: فاعل؛ خداوند.
    • فيهِ: «در آن»؛ ضمیر به همان «شَيء» برمی‌گردد؛ یعنی در همان چیزی که شما دوستش ندارید (همسر/این ازدواج/این وضعیت).
    • خَيرًا كَثيرًا:
      • «خیر» یعنی نفع، برکت، رشد، سعادت، ثمره مثبت.
      • «کثیرًا» یعنی فراوان، بسیار.
      • یعنی: خدا ممکن است در این چیزی که شما در نگاه اول ناخوش می‌دارید، خیر و برکت و ثمره‌های فراوانی قرار داده باشد.
    • این خیر می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد:
      • رشد اخلاقی و معنوی خودِ مرد (صبوری، گذشت، تحمل، انصاف).
      • فرزندان صالح.
      • تغییرات مثبت در خود زن در طول زمان.
      • آرامش و ثبات در زندگی در درازمدت، با وجود سختی‌های ظاهری اولیه.
  • پیام عملی جمله:
    • صرفِ این‌که الان از همسر خود خوش‌تان نمی‌آید، به معنی «حق ستم، حق فشار، حق خوردن حق او یا طلاق شتاب‌زده» نیست.
    • باید با «معروف» با او زندگی کرد، به آینده و امکان خیر نگاه کرد، و تصمیم‌ها را با انصاف، عقل و تقوا گرفت، نه فقط با احساس آنی.

جمع‌بندی کوتاه معنایی آیه (در پیوستگی همه جمله‌ها):

  • زنان را مثل مال و ارث، بدون رضایت و اختیارشان، در کنترل نگیرید.
  • برای این‌که مهریه و حقوق مالی‌شان را پس بگیرید، آن‌ها را در تنگنا و آزار قرار ندهید، مگر وقتی که واقعاً و آشکارا کار بسیار زشت و سنگینی انجام داده باشند.
  • معیار زندگی با همسر، «معاشرت با معروف» است؛ یعنی رفتار شایسته، نیک، عادلانه و انسانی.
  • اگر هم در دل از همسرتان خوش‌تان نمی‌آید، عجولانه و از روی احساس، به ظلم و طلاق روی نیاورید؛ چه بسا در همین چیزی که امروز نمی‌پسندید، خدا خیر بسیار قرار داده باشد.
Nach oben scrollen