004-009-099-نساء

« Back to Glossary Index
و کسانی اگر از پس خود فرزند ضعیفی باز گذارند و بر آینده ایشان بترسند باید از الله بترسند و سخن محکمی برای کمک به آینده آنان بگویند (این آیه میرساند که انسان برای باز ماندگان ناتوان خود اگر صلاح باشد میتواند سایر باز ماندگان غير ضعیف و غیر محتاج خود را حتی از ارث محروم نماید، مثلا اگر دختری داشت که فلج بود و قابل زناشوئی نبود میتواند برای بعد از مرگ خود وصیت کند که حتی تمام مالش متعلق به آن دختر باشد به شرطی که سایر وارث ها محتاج نباشند و ظلمی به ایشان نشود و میدانیم بر اساس آیه ۱۸۰ از سوره بقره هر گاه کسی برای بعد از مرگش وصیتی کرده بود که آن وصیت روی انحراف از حق و ظلم و گناه به کسی بود وصی او یا حکومت مسلمین باید آن وصیت را بصورت عادلانه و بهتری که انحراف و ظلم نباشد برگرداند) (۹)

وَليَخشَ الَّذينَ لَو تَرَكوا مِن خَلفِهِم ذُرِّيَّةً ضِعافًا خافوا عَلَيهِم فَليَتَّقُوا اللَّهَ وَليَقولوا قَولًا سَديدًا

و باید بترسند (ملاحظه کنند و در دل خود بیم داشته باشند) کسانی که اگر [خودشان] فرزندانی ناتوان و نیرومندنشده پس از خود بر جا بگذارند، بر حالِ آنان می‌ترسند؛ پس باید از خدا پروا کنند و سخنی استوار و درست بگویند.


۱. وَليَخشَ الَّذينَ لَو تَرَكوا مِن خَلفِهِم ذُرِّيَّةً ضِعافًا خافوا عَلَيهِم

ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
«و باید بترسند کسانی که اگر پس از خود، فرزندانی ناتوان بر جای گذارند، بر آنان بیمناک می‌شوند.»

ترجمهٔ روان‌تر:
«و کسانی باید [به خود آیند و] بترسند که اگر روزی بعد از خود، فرزندانی ضعیف و ناتوان برجای بگذارند، نگران آیندهٔ آنان می‌شوند.»

اکنون توضیح واژه به واژه و ترکیب‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف (و).
    • جمله را به آیات و مطالب قبل پیوند می‌دهد؛ یعنی این دستور ادامهٔ مطلب قبلی در سورهٔ نساء است که دربارهٔ رفتار با یتیمان و ارث و… است.
  • لِيَخْشَ
    • فعل مضارع منصوب از ریشهٔ «خ ش ی» (خشیت) به معنای: ترس همراه با احترام، توجه و ملاحظه.
    • «لیخشَ» یعنی: «باید بترسند»، «شایسته است بترسند»، «بیم داشته باشند».
    • لام در «لیخشَ» لامِ امر و ترغیب است: یعنی «پس باید…».
    • این «خشیت» معمولاً ترسی عاقلانه و حساب‌شده است، نه ترسِ کورکورانه.
  • الَّذينَ
    • اسم موصول: «کسانی که».
    • به دستهٔ خاصی از انسان‌ها اشاره می‌کند و صفت/توصیف بعد از آن، این گروه را مشخص می‌کند.
  • لَو تَرَكوا
    • لو
      • حرف شرط.
      • در این‌جا نوعی «فرض» و تصویر ذهنی است؛ یعنی «اگر چنین وضعی برایشان پیش آید…».
    • تَرَكوا
      • فعل ماضی از ریشهٔ «تَرَكَ» به معنای: ترک کردن، رها گذاشتن، باقی گذاشتن.
      • «ترکوا» یعنی: «رها کردند / باقی گذاشتند».
      • در این سیاق معنای «بعد از مرگ چیزی را بعد خود گذاشتن» هم می‌دهد.
  • مِن خَلفِهِم
    • مِن
      • حرف جر: از.
    • خَلفِهِم
      • «خلف» یعنی: پشت سر، بعد از.
      • «خلفهم» یعنی: پشت سرشان، بعد از آنان (در زمان پس از مرگ یا رفتنشان).
    • ترکیب «مِن خلفهم» یعنی: «بعد از خود»، «پس از آنان».
  • ذُرِّيَّةً ضِعافًا
    • ذُرِّيَّةً
      • از ریشهٔ «ذ ر ر» به معنای: فرزندان، نسل، دودمان.
      • معمولاً بر فرزندان کوچک و نسلِ پس از شخص اطلاق می‌شود.
      • منصوب است، مفعول به برای «ترکوا»: «اگر پس از خود، فرزندانی باقی بگذارند».
    • ضِعافًا
      • جمع «ضعیف» به معنای: ناتوان، کم‌توان، فاقد قدرت و توان کافی.
      • می‌تواند ضعف جسمی، مالی، اجتماعی یا حتی روحی را شامل شود.
      • در این‌جا بیشتر به معنای ناتوانی اقتصادی و اجتماعی است؛ یتیمان ضعیفی که پشتوانه ندارند.
    • ترکیب «ذریةً ضعافًا»:
      • یعنی «فرزندانی ناتوان و بی‌پشتوانه»،
      • تصویر فرزندانی که بعد از مرگ پدر، قدرت دفاع از خود یا اداره زندگی را ندارند.
  • خافوا عَلَيهِم
    • خافوا
      • فعل ماضی از ریشهٔ «خ و ف» به معنای ترسیدن.
      • «خافوا» یعنی: «ترسیدند / بیمناک شدند».
      • در این ساختار، معنای «اگر بترسند» دارد؛ یعنی اگر در دلشان نسبت به آیندهٔ این فرزندان نگرانی داشته باشند.
    • عَلَيهِم
      • ضمیر «هم» به «ذریّة» برمی‌گردد: «بر آنان».
      • «خافوا علیهم» یعنی: «بر حالِ آن‌ها ترسیدند»، «نگرانِ آنان شدند».
    • مجموعهٔ «لَو تَرَكوا مِن خَلفِهِم ذُرِّيَّةً ضِعافًا خافوا عَلَيهِم»:
      • یعنی: «کسانی که اگر فرض کنند بعد از خود فرزندانی ضعیف خواهند گذاشت، نسبت به آن‌ها احساس نگرانی می‌کنند.»
      • آیه می‌گوید: همان‌طور که شما نگران فرزندان خود هستید، باید نسبت به یتیمان دیگر هم همین احساس را داشته باشید.

۲. فَليَتَّقُوا اللَّهَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
«پس باید از خدا پروا کنند.»

ترجمهٔ روان‌تر:
«پس باید تقوای الهی را پیشه کنند و از خدا بترسند.»

  • فَـ
    • حرف تفریع و نتیجه: «پس / بنابراین».
    • می‌فهماند که این دستور، نتیجهٔ تصورِ قبلی است؛ یعنی: وقتی می‌دانی اگر بچه‌های خودت ضعیف بمانند ناراحت می‌شوی، «پس»…
  • ليَتَّقُوا
    • فعل مضارع از ریشهٔ «و ق ی» (تقوا) به صورت «یتّقوا».
    • با «لام» امر آمده و معنای «باید پروا کنند / باید تقوا داشته باشند» می‌دهد.
    • تقوا یعنی:
      • خودنگهداری در برابر نافرمانی خدا،
      • مراقبتِ آگاهانه برای انجام درستِ وظیفه،
      • ترس همراه با محبت و احترام از خدا که انسان را از ظلم و گناه بازمی‌دارد.
    • در این آیه، تقوا خصوصاً دربارهٔ:
      • رعایت حق یتیمان،
      • رعایت عدالت در وصیت و تقسیم ارث،
      • پرهیز از ظلم به کسانی است که ضعیف و بی‌پناه هستند.
  • اللَّهَ
    • اسم جلاله، مفعولِ فعل «لیتقوا».
    • «لیتقوا الله» یعنی: «باید نسبت به خدا تقوا داشته باشند»،
    • یعنی به خاطر خدا از ظلم به دیگران (به‌ویژه یتیمان) خودداری کنند.

۳. وَليَقولوا قَولًا سَديدًا

ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
«و باید سخنی استوار بگویند.»

ترجمهٔ روان‌تر:
«و باید سخنی درست، سنجیده، عادلانه و استوار بر زبان بیاورند.»

  • وَ
    • حرف عطف.
    • این دستور را به دستور قبلی (لیتقوا الله) وصل می‌کند.
    • یعنی دو وظیفه کنار هم قرار گرفته:
      1. تقوا و پرهیزکاری،
      2. درست‌گویی و سخنِ محکم.
  • ليَقولوا
    • فعل مضارع از ریشهٔ «ق و ل» (گفتن) با لام امر:
    • «لیقولوا» یعنی: «باید بگویند»، «سزاوار است بگویند».
    • منظور این است که در موقعیت‌های حساس (مثل تقسیم ارث، مشورت، قضاوت، وصیت، حرف زدن دربارهٔ یتیمان و حقوق آنان) باید مراقبِ سخن خود باشند.
  • قَولًا
    • مصدر به معنای: «گفتار / سخن».
    • مفعول مطلق برای «لیقولوا» است، یعنی نوع گفتن را توضیح می‌دهد.
    • در فارسی: «سخنی…» که صفتش بعداً می‌آید.
  • سَديدًا
    • صفت برای «قولاً».
    • از ریشهٔ «س د د» به معنای: محکم، راست، استوار، بی‌کجی، بدون انحراف.
    • «قول سدید» یعنی:
      • سخن درست و دقیق،
      • سخنی که در حق‌کشی و ظلم نباشد،
      • سخن بر پایهٔ عدالت، عقل و حق.
    • در این آیه، «قول سدید» می‌تواند چند معنا داشته باشد که هم‌زمان درست‌اند:
      • در هنگام وصیت، سخنِ عادلانه و صحیح بگویند، نه سخنِ غرض‌آلود و ظالمانه.
      • در مواجهه با یتیمان، حرف‌هایی نزنند که دل آن‌ها را بشکند یا حقشان را ضایع کند.
      • در مشورت با صاحب‌مال یا وارثان، توصیه‌های غلط و ظالمانه نکنند، بلکه سخنی بگویند که نتیجه‌اش عدالت باشد.

جمع‌بندی معنای آیه در یک نگاه

این آیه با تصویر بسیار انسانی و ملموس سخن می‌گوید:

  • هر کس به این فکر کند که اگر روزی از دنیا برود و بچه‌هایش ضعیف و بی‌پشتوانه بمانند، چقدر نگرانِ آیندهٔ آن‌ها می‌شود.
  • قرآن می‌فرماید: همان حسی را که نسبت به فرزندان خود داری، نسبت به فرزندان دیگران (به‌ویژه یتیمان و ضعفا) هم داشته باش.
  • نتیجه:
    1. پس باید از خدا پروا کنید؛ یعنی در تصمیم‌ها، وصیت‌ها، تقسیم‌ها و رفتار با یتیمان، تقوا داشته باشید.
    2. و سخن درست و محکم بگویید؛ یعنی:
      • در مقام مشورت و قضاوت،
      • در هنگام وصیت،
      • در برخورد با صاحبانِ مال و وارثان،

        حرفی بزنید که راست، منصفانه و عادلانه باشد و موجب تضییع حقِ ضعفا نشود.

این آیه هم هشدار است، هم یادآوریِ همدلی:
اگر دوست داری دیگران با فرزندانِ ضعیفِ تو عادلانه رفتار کنند، تو هم امروز با فرزندانِ ضعیفِ دیگران عادلانه رفتار کن.

Nach oben scrollen