004-007-099-نساء

« Back to Glossary Index
برای مردان از آنچه پدر و مادر و خویشان نزدیکترشان پس از مرگ باز گذاشته اند سهم مناسبی میباشد و برای زنان نیز از مالِ مانده ی پدر و مادر و خویشانِ نزدیکترشان نصیبی است چه مال مانده کم باشد و چه زیاد، چنین نصیبی واجب است (از آیات بعد پیداست که منظور از خویشان نزدیکتر انسان زن و فرزند و خواهر و برادر است و غیر از اینها سایر خویشاوندان خویشان دور ترند که سهم الارثی ندارند مگر در حکم اینگونه نزدیکتران باشند یعنی مثلا جد بمانند پدر و یا مادر خرج خور شخص فوت شده باشند و یا نوه ای که بمانند پسر در خانه شخص فوت شده در حکم فرزند او زندگی میکرده و در نظر گرفتن این توضیح است که تمام اختلافاتی را که در قوانین ارث اسلام در میان فرقه های اسلام است برطرف میکنند) (۷)

لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ وَلِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ مِمّا قَلَّ مِنهُ أَو كَثُرَ ۚ نَصيبًا مَفروضًا

برای مردان، بهره‌ای (سهمی) است از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته‌اند، و برای زنان نیز بهره‌ای است از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته‌اند؛ از آن (ارث) کم باشد یا زیاد، بهره‌ای معین و حتماً مقرر شده است.


جمله‌ی اول:

لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ

ترجمه:
برای مردان، بهره‌ای (سهمی) است از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته‌اند.

توضیح واژه‌ها و ساختار:

  • لِـ
    • حرف جر است، به معنای «برای» یا «از آنِ».
    • این «لام» برای بیان استحقاق و مالکیت به کار می‌رود؛ یعنی نشان می‌دهد که مردان حق دارند.
  • الرِّجالِ
    • «رِجال» جمع «رَجُل» به معنای «مرد» است.
    • با «الـ» معرفه شده و یعنی «مردان» به طور کلی، نه فقط گروه خاصی.
    • چون بعد از حرف جر «لِـ» آمده، مجرور است و کسره گرفته: «لِلرِّجالِ».
  • نَصيبٌ
    • به معنای «سهم، قسمت، بهره» است.
    • نکره آمده (بدون الف و لام) و در اینجا به صورت نکره، عظمت یا اهمیت این سهم را می‌رساند و نیز اصل وجود سهم را ثابت می‌کند.
    • از نظر اعراب مرفوع است و نقش آن مبتدا یا خبر در ساختار جمله است (در تقدیر: «لِلرِّجالِ نَصيبٌ ثابتٌ…»).
  • مِمّا
    • در اصل «مِن ما» بوده و ادغام شده است.
    • «مِن» حرف جر است به معنای «از».
    • «ما» اسم موصول یا اسم مبهمی است که اینجا معنای «آنچه» می‌دهد.
    • مجموعِ «مِمّا» یعنی «از آنچه…».
  • تَرَكَ
    • فعل ماضی (گذشته) از ریشه‌ی «تَرَكَ» به معنای «ترک کرد، باقی گذاشت، به جا گذاشت».
    • فاعل آن در ادامه ذکر می‌شود: «الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ».
  • الوالِدانِ
    • «والدان» مثنای «والِد» است، یعنی «پدر و مادر».
    • با «الـ» معرفه شده و به صورت مثنای مرفوع/منصوب/مجرور با الف و نون یا یاء و نون می‌آید؛ اینجا در نقش فاعل همراه با «الأقربون» است (به صورت ترکیب عطفی).
    • معنایش: «پدر و مادر» (هر دو).
  • وَ
    • حرف عطف، به معنای «و» برای پیوند دو گروه.
  • الأَقرَبونَ
    • جمع «أقرب» به معنای «نزدیک‌تر؛ خویشاوند نزدیک».
    • مراد از آن در این آیه: خویشاوندان نزدیک (اقوام نسبی که وارث می‌شوند).
    • با «الـ» معرفه شده و یعنی «خویشاوندان نزدیک».
    • همراه با «الوالدان» فاعل فعل «تَرَكَ» هستند: «آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک بر جای گذاشته‌اند».

پس ساختار جمله:
برای مردان، سهمی هست از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (پس از مرگ) به جا می‌گذارند (یعنی ارث مردان از ترکه‌ی آنان ثابت است).


جمله‌ی دوم:

وَلِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ

ترجمه:
و برای زنان نیز بهره‌ای (سهمی) است از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته‌اند.

توضیح واژه‌ها و ساختار:

  • وَ
    • حرف عطف است، این جمله را به جمله‌ی قبلی وصل می‌کند.
    • از نظر معنا، بر برابر بودن حقوق زنان و مردان در اصلِ سهم ارث تأکید دارد.
  • لِلنِّساءِ
    • «لِـ» حرف جر به معنای «برای».
    • «نِساء» جمع «امرأة» به معنای «زن» است، و با «الـ» معرفه شده: «النساء» یعنی «زنان».
    • چون بعد از حرف جر آمده، مجرور است: «لِلنِّساءِ».
    • کل عبارت: «برای زنان».
  • نَصيبٌ
    • همانند جمله‌ی قبل، به معنای «سهم، بهره» است.
    • نکره بودنش هم اصل وجود سهم را بیان می‌کند و هم نفی هرگونه تبعیض مطلق را.
    • از نظر نقش، خبر برای مبتدا‌ی در تقدیر یا ساخت مشابه جمله‌ی قبل است.
  • مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ
    • عیناً مانند جمله‌ی اول:
      • «مِمّا» = «از آنچه»
      • «تَرَكَ» = «باقی گذاشت»
      • «الوالِدانِ» = «پدر و مادر»
      • «الأَقرَبونَ» = «خویشاوندان نزدیک»

این تکرار نشان می‌دهد که همان منبع ارث (ترکه‌ی پدر، مادر و خویشاوندان نزدیک) که مردان از آن سهم دارند، زنان هم از همان منبع سهم دارند؛ نه اینکه زنان فقط در شرایط خاص، یا از منبع جداگانه‌ای بهره‌مند شوند.

معنای مجموع این جمله با قبلی:
هم مردان و هم زنان، هر دو، در اصل استحقاق ارث شریک‌اند و قرآن به صراحت نام زنان را بیان می‌کند تا رسم جاهلیِ محروم‌کردن زنان از ارث را نفی کند.


جمله‌ی سوم:

مِمّا قَلَّ مِنهُ أَو كَثُرَ

ترجمه:
از آن (ارث)، کم باشد یا زیاد.

توضیح واژه‌ها و ساختار:

  • مِمّا
    • باز هم «مِن ما» ادغام شده؛ «از آنچه».
    • اینجا توضیح و تأکید بر کمیت ترکه است؛ یعنی «از آن مال، خواه اندک باشد یا فراوان».
  • قَلَّ
    • فعل ماضی از ریشه‌ی «قَلَّ» به معنای «کم بود، اندک بود».
    • فاعل آن ضمیر مستتر است که به «مالِ موروث» یا «ما ترک» برمی‌گردد؛ یعنی: «آن مال کم باشد».
  • مِنهُ
    • «مِن» = از.
    • «هُ» = ضمیر متصل، مفرد، غایب، به معنای «او/آن».
    • مرجع این ضمیر «ما ترَكَ» است (مالی که به جا گذاشته شده).
    • یعنی: «از آن (مال) کم باشد».
  • أَو
    • حرف عطف برای بیان انواع یا حالت‌های مختلف: «یا».
    • اینجا بین دو حالت «کم بودن» و «زیاد بودن» ترکه، یکی را یا هر دو را محتمل می‌داند.
  • كَثُرَ
    • فعل ماضی از ریشه‌ی «كَثُرَ» به معنای «بسیار شد، زیاد بود».
    • فاعلش هم همان ضمیر مستتر است که به مال برمی‌گردد.
    • مجموع عبارت: «چه کم باشد و چه زیاد».

پیام این بخش:
سهم زنان و مردان در ارث، وابسته به مقدار زیاد یا کم بودن ترکه نیست؛ حتی اگر مال کم باشد، حق ارث آنان محفوظ است و نمی‌توان به بهانه‌ی کم بودن، آن را از کسی دریغ کرد.


جمله‌ی چهارم:

نَصيبًا مَفروضًا

ترجمه:
بهره‌ای معین و حتماً مقرر شده.

توضیح واژه‌ها و ساختار:

  • نَصيبًا
    • همان «نصیب» به معنای «سهم و بهره» است.
    • اینجا به صورت منصوب آمده است.
    • از نظر نحوی، معمولاً آن را «حال» یا «مفعول مطلق» تفسیر می‌کنند که کیفیت آن سهم را توضیح می‌دهد:
      • یعنی: «سهمی در حالی که معین و واجب شده است»
      • یا: «سهمی، سهمی مقرر شده».
  • مَفروضًا
    • اسم مفعول از ریشه‌ی «فَرَضَ» به معنای «تعیین کرد، واجب کرد، مقرر ساخت».
    • «مَفروض» یعنی «قرار داده شده، تعیین شده، واجب شده».
    • صفت برای «نصيبًا» است و با آن از نظر اعراب (منصوب) و جنس و عدد هماهنگ است.
    • تعبیر «نصيبًا مَفروضًا» یعنی سهمی که خدا آن را تعیین و واجب کرده است، نه چیزی که تابع سلیقه، رسم، یا قراردادهای انسانی باشد.

مفهوم نهایی این بخش:
سهم مردان و زنان در ارث، سهمی است که از سوی خدا مشخص و واجب شده؛ نه قابل حذف است، نه قابل نادیده گرفتن، و نه قابل تبدیل به یک «لطف اختیاری» از طرف وارثان دیگر.


جمع‌بندی معنای کل آیه به زبان ساده:

  • هم مردان و هم زنان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک به جا می‌گذارند، حق ارث دارند.
  • این حق، هم در اموال کم و هم در اموال زیاد برقرار است؛ مقدار ترکه، اصل حق را از بین نمی‌برد.
  • این سهم، سهمی است که از طرف خدا تعیین شده و واجب است، و نمی‌توان با سنت‌ها یا توافق‌های ناعادلانه آن را لغو کرد.
Nach oben scrollen