003-122-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
زمانیکه دو دسته از شما مؤمنان خواستند از جنگ کردن سست شوند، الله دانست و سخنانشان را شنید و او همه کاره آنان بود و بر الله باید مؤمنان حقیقی توکل نمایند (این مطالب درباره جنگ احد است و داستان جنگ احد چنین بود که پس از شکست کافران مکه در جنگ بدر بدست مسلمانان و کشته شدن بسیاری از بزرگان و لشگریان ایشان چون ابوسفیان که کاروان قریش را به مکه برده بود، خبر شکست کافران را شنید، متوجه شد که او باید ریاست کافران را به عهده بگیرد و تصمیم گرفت لشگری قویتر تهیه ببیند و هر چه زودتر بسوی مدینه برای جنگ با مسلمانان برود و شکست جنگ بدر را جبران نماید و لذا در حدود سه هزار جنگی جمع آوری نمود و حتی برای آنکه لشگریان فرار نکنند زنان بسیاری را هم همراه خودشان بسوی مدینه آوردند و این در حدود یک سال بعد از جنگ بدر بود یعنی در ماه شوال سال سوم هجری، چون خبر آمدن آنان به پیغمبر اسلام رسید، پیغمبر اسلام نیز اعلام نمود که لشگریان مسلمان هر چه بیشتر برای جنگ آماده شوند نزدیک به هزار نفر مؤمنان برای جنگ با کافران جمع شدند و گروهی از شرکت کنندگان تازه مسلمان بودند و بیشتر آنها به حساب پیروزی مسلمانان در جنگ بدر برای استفاده بردن از غنائم جنگی آمدند و این سست ایمانان چون دیدند لشگر کافران بسیار زیادتر و قویتر هستند خواستند از همراهی با لشگر اسلام سرباز زنند ولی روی تقویتهای روحی که از جانب پیغمبر اسلام و مسلمانان جدی برای ایشان شد با مسلمانان در جنگ شرکت کردند و چون اینان که در دو دسته مشخص بودند توکل کاملی به الله نداشتند و مال دوست بودند، چون در ابتدای جنگ دیدند که مسلمانان بر کافران پیروز شدند و بسیاری از آنان را کشتند و بقیه را فراری دادند، مال دوستی ایشان را تحریک نمود که از وظائف جنگی مقرره دست بکشند و به جمع کردن غنیمت بیشتر بپردازند و چون کافران متوجه شدند اینان از نگهداری گردنه مجاور احد دست برداشته اند، از گردنه داخل شدند و از پشت به مسلمانان دوباره حمله کردند و همین باعث شکست مسلمانان شد) (۱۲۲)
  • إِذ هَمَّت طائِفَتانِ مِنكُم أَن تَفشَلا
    • معنای جمله: هنگامی که دو گروه از شما قصد سستی و عقب‌نشینی داشتند
    • واژگان:
      • إِذ: ظرف زمان/حرف – هنگامی که – ریشه: ندارد – وزن/باب: ندارد
      • هَمَّت: فعل ماضی، مؤنث مفرد – اراده کرد/قصد کرد – ریشه: ه م م – وزن: فَعَّ – باب: تفعیل/ثُلاثی مُضعّف (همّ)
      • طائِفَتانِ: اسم، مثنای مؤنث – دو گروه – ریشه: ط و ف – وزن: فاعِلَة – باب: اسم مشتق
      • مِنكُم: جار و مجرور + ضمیر – از شما – ریشه: م ن – وزن/باب: حرف جر (مِن) + ضمیر (کُم)
      • أَن: حرف مصدری/نصب – که/تا – ریشه: ندارد – وزن/باب: ندارد
      • تَفشَلا: فعل مضارع منصوب، مثنای مؤنث/مخاطب – سست شوید/دلسرد شوید – ریشه: ف ش ل – وزن: تَفعَلا (از فَعَلَ) – باب: ثلاثی مجرد
  • وَاللَّهُ وَلِيُّهُما
    • معنای جمله: و خداوند یاور و سرپرست آن دو بود
    • واژگان:
      • وَ: حرف عطف – و – ریشه: ندارد – وزن/باب: ندارد
      • اللَّهُ: اسم جلاله – خدا – ریشه: أ ل ه – وزن: فَعَّال (اسم علم) – باب: اسم
      • وَلِيُّهُما: اسم مضاف + ضمیر تثنیه – ولیّ/یاورِ آن دو – ریشه: و ل ي – وزن: فَعيل (وَليّ) + ضمیر هما – باب: صیغه مبالغه/اسم فاعل معنایی
  • وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    • معنای جمله: و بر خدا باید مؤمنان توکل کنند
    • واژگان:
      • وَ: حرف عطف – و – ریشه: ندارد – وزن/باب: ندارد
      • عَلَى: حرف جر – بر/بر روی – ریشه: ع ل و – وزن/باب: حرف
      • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور – خدا – ریشه: أ ل ه – وزن: همان – باب: اسم
      • فَ: حرف استیناف/تفریع – پس/بنابراین – ریشه: ندارد – وزن/باب: ندارد
      • لِيَتَوَكَّلِ: فعل مضارع مجزوم/منصوب بصیغه امر غیر مستقیم (لام امر)، غایب جمع – باید توکل کنند – ریشه: و ك ل – وزن: يَتَفَعَّل (تَوَكُّل) – باب: تفعّل
      • المُؤمِنونَ: اسم فاعل، جمع مذکر سالم – مؤمنان – ریشه: أ م ن – وزن: مُفعِل (مُؤمِن) + وُنَ جمع – باب: إفعال (اسم فاعل از آمن)

ترجمهٔ کل آیه: هنگامی که دو گروه از شما قصد سستی داشتند، و خدا یاور آن دو بود؛ و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.

Nach oben scrollen