003-013-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
برای شما در وضع آن دو گروه مقابل هم در جنگ بدر نشانه روشنی است بر آنچه گفته شد، دیدید که گروهی در راه الله جنگ میکرد و گروه دیگر کفران کننده بود و گروه اول گروه دوم را با چشمان خود در برابر خود میدیدند و پیروزی گروه اول بر دوم میرساند که الله هر کس را بخواهد با یاری خودش قدرت میدهد به يقين در این حادثه عبرتی است برای صاحبان بینش (از متن این آیه پیداست که آنچه مورخان نوشته اند، مسلمانان در جنگ بدر سیصد و سیزده نفر و کافران هزار نفر بودند درست نیست و آنچه مسلم است لشگریان کافران دو برابر لشگریان مسلمانان بودند و آیه 66 از سوره انفال نیز مؤید این تذکر میباشد و از موضوع کمک هزار فرشته نیز عدد هزار در کافران تثبیت میشود، زیرا هر یک فرشته مامور یک نفر از کافران برای سست کردن افکار و اراده های مختلف او بوده است) (۱۳)

آیه: قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الَّتِي التَقَتَاۖ فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِۚ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ في ذٰلِكَ لَعِبرَةً لِأُولِي الأَبصارِ

تعیین ضمایر:

  • لَكُمْ — ضمیر مفعولی به مخاطب جمع (کاف مخاطب)؛ مرجع: مؤمنان/امت مسلمان (خوانندگان/مخاطبان آیه).
  • هُنا در „آيَةٌ“ ضمیر نیست، کلمه مستقل است.
  • الَّتِي (در „الَّتِي التَقَتَا“) — اسم موصول مؤنث مفرد که به „فِئَتَيْنِ“ (دو گروه) باز می‌گردد؛ از آنجا که „فِئَتَيْنِ“ مثنی مؤنث یا محاوره‌ای برای دو گروه است، موصول به آن عطف شده است.
  • تُقَاتِلُ — فعل مجهول ضمیری در فارسی لازم نیست؛ فاعل ضمیر مستتر مؤنث یا مذکر جمع نیست بلکه به „فِئَةٌ“ (یکی از دو گروه) باز می‌گردد: یعنی «فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» = «گروهی که در راه خدا می‌جنگد».
  • أُخْرَىٰ — ضمیر شبه‌صفت (اسم اشاره یا صفت) که به „فِئَتَيْنِ“ برمی‌گردد و مشخص می‌کند «گروه دیگر».
  • كَافِرَةٌ — توضیح برای „أُخْرَىٰ“: «دیگری کافر است».
  • يَرَوْنَهُمْ — در این عبارت دو ضمیر وجود دارد:
    • يَرَوْنَ — فعل با ضمیر فاعل «هُمْ» یا ضمیر متصل به فعل؛ فاعل صریح ضمیر شخص سوم جمع مذکر یا جمع در اینجا، مرجع آن «أُخْرَىٰ كَافِرَةٌ» یا بهتر: «کافرانِ گروه دیگر» نیست؛ در ساخت جمله، واژه‌ی پیشین «كَافِرَةٌ» اسم مفرد مؤنث است، اما در اینجا «يَرَوْنَ» فاعل جمع است که به مشاهده‌کنندگان بیرونی اشاره دارد — مفسران بیشتر توضیح می‌دهند که مرجع «يَرَوْنَ» جمع سپاهیان مشرک یا دیدگان مردم مقابلند که دو دسته را مانند هم می‌بینند. بنابراین فاعل ضمیر «یَرَوْنَ» = کسانی که دو گروه را می‌بینند (ناظران، دشمنان یا مردم) — نه «أُخْرَىٰ».
    • هُمْ در «يَرَوْنَهُمْ» — ضمیر مفعولی جمع سوم مذکر است که مرجعش «فِئَتَيْنِ» یا دقیق‌تر: هر دو گروهِ جنگی و کافر (یعنی افرادِ آن دو دسته) است؛ ترجمه: «آن‌ها (یعنی ناظران) آن‌ها (دو گروه) را مثل یکدیگر می‌بینند».
  • مِثْلَيْهِمْ — «مثلَ» + ضمیر متصل «-همْ»؛ مرجع «فِئَتَيْنِ» یا هر یک از دو گروه؛ یعنی «آن‌ها را شبیه یکدیگر می‌بینند» (ضمیر «هم» به هر دو گروه بازمی‌گردد).
  • رَأْيَ الْعَيْنِ — «از منظر دید چشم» (توضیح بیانی).
  • وَاللَّهُ — ضمیر نیست؛ اسم خاص.
  • يُؤَيِّدُ — فعل با ضمیر فاعل محذوف که صریح شده: فاعل «اللَّهُ» است.
  • بِ نَصْرِهِ — ضمیر «-ه» در «نَصْرِهِ» متعلق به «اللَّهِ» است (نصرِ او = نصرت او).
  • مَنْ يَشَاءُ — «مَنْ» موصول شرطی/سببی؛ «يَشَاءُ» فعل با فاعل ضمیر مستتر که مرجعش «اللَّهُ» است؛ ترجمه: «هر که را بخواهد (خدا) یاری می‌کند».

خلاصهٔ مختصرِ ارجاعات اصلی:

  • لَكُمْ = شما (مخاطبان/مؤمنان)
  • الَّتِي = به «فِئَتَيْنِ» بازمی‌گردد
  • تُقَاتِلُ = فاعلش «فِئَةٌ» (یکی از دو گروه)
  • أُخْرَىٰ كَافِرَةٌ = گروه دیگر که کافر است
  • يَرَوْنَ = فاعلش «ناظران/دیدگانِ مقابل» (جمع)، کسانی که دو گروه را مشاهده می‌کنند
  • هُمْ در يَرَوْنَهُمْ = مفعول، اشاره به هر دو گروه (افراد دو دسته)
  • مِثْلِهِمْ = اشاره به همان دو گروه (مثلِ آن‌ها)
  • هُوَ (ضمني در يَشَاءُ) و ضميرِ «-ه» در نَصْرِهِ = متعلق به اللَّه
  • «قد كان لكم آيةٌ في فئتينِ التقتا»
    • ترجمه: بی‌گمان برای شما نشانه‌ای بود در دو گروهی که با هم روبه‌رو شدند.
    • قد: حرف، برای تحقیق وقوع؛ ریشه: ق-د؛ وزن/باب: حرف غیرمصرفی.
    • كان: فعل ماضی ناقص؛ معنی: بود/واقع شد؛ ریشه: ك-و-ن؛ وزن: فَعَلَ؛ باب: ثلاثی مجرد.
    • لكم: جار و مجرور (لـ حرف جر + كم ضمیر)؛ معنی: برای شما؛ ریشه «لـ»: ل-و-ي (حرف جر)، «كم»: ك-م (ضمیر)؛ وزن/باب: حروف و ضمیر غیرمصرفی.
    • آيةٌ: اسم مؤنث؛ معنی: نشانه/آیه؛ ریشه: أ-ي-ي؛ وزن: فاعلة؛ باب: اسم جامد.
    • في: حرف جر؛ معنی: در؛ ریشه: —؛ وزن/باب: حرف غیرمصرفی.
    • فئتينِ: اسم مثنى مجرور؛ معنی: دو گروه؛ ریشه: ف-ئ-ة؛ وزن: فِعلة؛ باب: اسم جامد.
    • التقتا: فعل ماضی مثنى مؤنث؛ معنی: روبه‌رو شدند/به هم رسیدند؛ ریشه: ل-ق-ي؛ وزن: افتعل (التقى) + علامت تثنیه؛ باب: افتعال.
  • «فئةٌ تقاتلُ في سبيلِ الله»
    • ترجمه: گروهی در راه خدا می‌جنگید.
    • فئةٌ: اسم مؤنث مفرد؛ معنی: گروه؛ ریشه: ف-ئ-ة؛ وزن: فِعلة؛ باب: اسم جامد.
    • تقاتلُ: فعل مضارع؛ معنی: می‌جنگد/پیکار می‌کند؛ ریشه: ق-ت-ل؛ وزن: تفاعل؛ باب: تفاعُل.
    • في: حرف جر؛ معنی: در؛ —.
    • سبيلِ: اسم مجرور؛ معنی: راه؛ ریشه: س-ب-ل؛ وزن: فعيل؛ باب: اسم جامد.
    • اللهِ: اسم جلالة؛ معنی: خدا؛ ریشه: أ-ل-ه؛ وزن/باب: جامد.
  • «وأُخرى كافرةٌ»
    • ترجمه: و گروهی دیگر که کافر بود.
    • و: حرف عطف؛ معنی: و؛ —.
    • أُخرى: اسم مؤنث؛ معنی: دیگری؛ ریشه: أ-خ-ر؛ وزن: فُعلى (مؤنث أَخَرُ)؛ باب: اسم صفة.
    • كافرةٌ: اسم/صفة مؤنث؛ معنی: کافر؛ ریشه: ك-ف-ر؛ وزن: فاعلة؛ باب: صفة مشبهة.
  • «يرونَهم مثليهم رأيَ العين»
    • ترجمه: آنان ایشان را به دو برابرِ خود، با دیدنِ چشم، می‌دیدند.
    • يرونَ: فعل مضارع جمع؛ معنی: می‌بینند؛ ریشه: ر-أ-ي؛ وزن: يفعلون (يرون)؛ باب: ثلاثی مجرد.
    • هم: ضمیر مفعولی؛ معنی: ایشان/آن‌ها را؛ ریشه: ه-م؛ —.
    • مثليهم: اسم + ضمیر مجرور ترکیبی؛ معنی: دو برابرِ ایشان؛ ریشه «مثل»: م-ث-ل؛ وزن: فِعل؛ «هم»: ه-م؛ باب: اسم جامد/ضمیر.
    • رأيَ: مصدر منصوب؛ معنی: دیدن/دید؛ ریشه: ر-أ-ي؛ وزن: فَعْل؛ باب: مصدر ثلاثی.
    • العينِ: اسم مجرور مضافٌ‌الیه؛ معنی: چشم؛ ریشه: ع-ي-ن؛ وزن: فَعْل؛ باب: اسم جامد.
  • «واللهُ يؤيدُ بنصرِه من يشاءُ»
    • ترجمه: و خدا هر که را بخواهد، با یاریِ خود پشتیبانی می‌کند.
    • و: حرف عطف؛ معنی: و؛ —.
    • اللهُ: اسم جلالة؛ معنی: خدا؛ —.
    • يؤيدُ: فعل مضارع؛ معنی: تأیید می‌کند/پشتیبانی می‌کند؛ ریشه: أ-ي-د؛ وزن: يُفَعِّل (يُؤَيِّد)؛ باب: تفعيل.
    • بِنصرِه: جار و مجرور (بِ + نصر + ه)؛ معنی: به یاریِ خود؛ ریشه «نصر»: ن-ص-ر؛ وزن: فَعْل؛ «ه»: ه-و (ضمیر)؛ باب: اسم/ضمیر.
    • من: اسم موصول؛ معنی: هر که؛ —.
    • يشاءُ: فعل مضارع؛ معنی: می‌خواهد؛ ریشه: ش-ي-ء؛ وزن: يَفْعَل (يَشاء)؛ باب: ثلاثی مجرد.
  • «إنَّ في ذلك لعِبرةً لأُولي الأبصارِ»
    • ترجمه: بی‌گمان در این، عبرتی برای صاحبانِ بینش است.
    • إنَّ: حرف توكيد؛ معنی: بی‌گمان/همانا؛ —.
    • في: حرف جر؛ معنی: در؛ —.
    • ذلك: اسم اشاره؛ معنی: آن/این امر؛ ریشه: ذ-ل-ك؛ —.
    • لَعِبرةً: اسم مؤكد با لام؛ معنی: عبرت/درس؛ ریشه: ع-ب-ر؛ وزن: فِعلة؛ باب: اسم جامد.
    • لأُولي: جار و مجرور (لـ + أُولي)؛ معنی: برای صاحبان؛ ریشه «أُولي»: أ-و-ل؛ وزن: فُعَل (جمع ذو)؛ باب: اسم جمع.
    • الأبصارِ: اسم جمع مجرور؛ معنی: دیدگان/بینش‌ها؛ ریشه: ب-ص-ر؛ وزن: أَفْعال (جمع بصر)؛ باب: اسم جامد.

ترجمه یک‌پارچه آیه: بی‌گمان برای شما نشانه‌ای بود در دو گروهی که با هم روبه‌رو شدند؛ گروهی در راه خدا می‌جنگید و گروهی دیگر کافر بود؛ آنان ایشان را به دو برابرِ خود با دیدگانشان می‌دیدند؛ و خدا هر که را بخواهد با یاریِ خود پشتیبانی می‌کند؛ بی‌گمان در این برای صاحبانِ بینش عبرتی است.

Nach oben scrollen