- زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ
- ترجمه: دوست داشتنِ خواهشها برای مردم آراسته شده است.
- زُيِّنَ: فعل ماضی مجهول؛ معنا: آراسته شد/زیبا جلوه داده شد؛ ریشه: ز-ي-ن؛ وزن: فُعِّلَ؛ باب: تفعیل (مجهول)
- لِ: حرف جر؛ معنا: برای
- النّاسِ: اسم جمع محلیبهال؛ معنا: مردم؛ ریشه: أ-ن-س؛ وزن: فَعال (اسم جمع)
- حُبُّ: اسم؛ معنا: دوست داشتن/محبت؛ ریشه: ح-ب-ب؛ وزن: فُعّ (مصدر)
- الشَّهَواتِ: اسم جمع مؤنث سالم؛ معنا: خواهشها/تمایلات؛ ریشه: ش-ه-و؛ وزن مفرد: فَعَلَة (شَهْوَة)
- مِنَ النِّساءِ
- ترجمه: از [جمله] زنان،
- مِن: حرف جر؛ معنا: از
- النِّساءِ: اسم جمع؛ معنا: زنان؛ ریشه: ن-س-و/ن-س-ء؛ وزن مفرد: امْرَأَة (غیرقیاسی)
- وَالبَنينَ
- ترجمه: و پسران،
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- البَنينَ: اسم جمع؛ معنا: پسران/فرزندان ذکور؛ ریشه: ب-ن-ي؛ وزن مفرد: ابن (اسم جامد)
- وَالقَناطيرِ المُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ
- ترجمه: و گنجینههای انباشته از طلا و نقره،
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- القَناطيرِ: اسم جمع؛ معنا: قنطارها/گنجینههای سنگین؛ ریشه: ق-ن-ط-ر (معرّب/مولّد)؛ وزن مفرد: قِنطار
- المُقَنطَرَةِ: صفت مشبهه/اسم مفعول؛ معنا: انباشته/بستهبندیشده؛ ریشه: ق-ن-ط-ر؛ وزن: مُفَعْلَلَة (اسم مفعول قیاسی بر قالب فعلل)
- مِن: حرف جر؛ معنا: از
- الذَّهَبِ: اسم؛ معنا: طلا؛ ریشه: ذ-ه-ب؛ وزن: فَعَل (اسم جامد)
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- الفِضَّةِ: اسم؛ معنا: نقره؛ ریشه: ف-ض-ض؛ وزن: فِعَّة (اسم جامد)
- وَالخَيلِ المُسَوَّمَةِ
- ترجمه: و اسبانِ نشانهگذاریشده/آراسته،
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- الخَيلِ: اسم جمع؛ معنا: اسبها؛ ریشه: خ-ي-ل؛ وزن: فَعْل (اسم جمع)
- المُسَوَّمَةِ: اسم مفعول؛ معنا: نشانهگذاریشده/رام و آماده؛ ریشه: س-و-م؛ وزن: مُفَعَّلَة؛ باب: تفعیل (سَوَّمَ)
- وَالأَنعامِ
- ترجمه: و چارپایان،
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- الأَنعامِ: اسم جمع؛ معنا: دامها/چهارپایان (شتر، گاو، گوسفند و …)؛ ریشه: ن-ع-م؛ وزن مفرد: نَعَم (اسم جمع)
- وَالحَرثِ
- ترجمه: و کشت و زرع،
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- الحَرثِ: اسم؛ معنا: کِشت/زراعت؛ ریشه: ح-ر-ث؛ وزن: فَعْل
- ذٰلِكَ مَتاعُ الحَياةِ الدُّنيا
- ترجمه: اینها بهره و کالای زندگی دنیا است.
- ذٰلِكَ: اسم اشاره؛ معنا: این/آن (برای دور)
- مَتاعُ: اسم؛ معنا: کالای بهرهبرداری/متاع؛ ریشه: م-ت-ع؛ وزن: مَفَال/مَفَعال (مصدر/اسم جنس)
- الحَياةِ: اسم؛ معنا: زندگی؛ ریشه: ح-ي-ي؛ وزن: فَعالَة
- الدُّنيا: صفت؛ معنا: پستتر/دنیوی؛ ریشه: د-ن-و؛ وزن: فُعْلَى (تأنیث أَدْنَى)
- وَاللَّهُ عِندَهُ حُسنُ المَآبِ
- ترجمه: و بازگشت نیکو نزدِ خداست.
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و
- اللَّهُ: اسم جلاله؛ معنا: خدا
- عِندَهُ: ظرف + ضمیر؛ معنا: نزدِ او؛ ریشه (عند): ع-ن-د؛ وزن: فِعْل (اسم ظرف)
- حُسنُ: اسم؛ معنا: نیکی/نیکویی؛ ریشه: ح-س-ن؛ وزن: فُعْل
- المَآبِ: اسم؛ معنا: بازگشتگاه/فرجام؛ ریشه: أ-و-ب؛ وزن: مَفَال (مصدر میمی)
ترجمه یکباره آیه: دوست داشتنِ خواهشها برای مردم زیبا جلوه داده شده است: از زنان و پسران و گنجینههای انباشته از طلا و نقره و اسبانِ نشانهگذاریشده و چارپایان و کِشت و زرع؛ اینها کالای زندگی دنیا است، و فرجامِ نیکو نزدِ خداست. |