002-237-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و اگر مهری تعیین کرده بودید و پیش از دست زدن، طلاقش داده بودید، نصفِ مهر باید بدهید، مگر آنکه زن چیزی از نصف را ببخشد و یا مرد بخواهد بیشتر از نصف به زن بدهد، و هر یک از شما که این بخشش را انجام دهید برای پرهیز کاری قدمی جلوتر نهاده اید و نباید اینگونه فضيلتها را که در میان شما مردان و زنان مسلمان است فراموش نمائید و بدانید که الله بدانچه میکنید بیناست (اولا از قرینه هائی که در آیات فوق است فهمیده میشود که عبارت «عیبی نیست» که در ابتدای آیه هست، به معنای لازم است، میباشد، و از آنرو گفته شده که عیب نیست که اشخاص خود پسند میگفتند، چرا باید با اینکه استفاده ای نبرده ایم چیزی بدهیم، ثانیاً مقصود از دست نزدن به زن عقد شده آن نیست که شوهر او هیچ نوع دستی به او نزند، بلکه مقصود در درجه اول، نزدیکی نکردن با زن است و در درجه دوم، استفاده ممتد شهوانی و علت اینکه به لفظ نزدیکی و امثال اینها گفته نشده برای این است که اگر ناتوانی یا تقصیر از مرد بود و طلاق که پس از مدتی که با هم بودند و غیر از نزدیکی کامل، لذتهای دیگری بردند، آمیزش آن مدت طولانی نیز جزو دست زدن محسوب میگردد و باید تمام مهر را بدهد) (۲۳۷)

آیه: وَإِن طَلَّقتُموهُنَّ مِن قَبلِ أَن تَمَسّوهُنَّ وَقَد فَرَضتُم لَهُنَّ فَريضَةً فَنِصفُ ما فَرَضتُم إِلّا أَن يَعفونَ أَو يَعفُوَ الَّذي بِيَدِهِ عُقدَةُ النِّكاحِ ۚ وَأَن تَعفوا أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۚ وَلا تَنسَوُا الفَضلَ بَينَكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ

  1. جمله: وَإِن طَلَّقتُموهُنَّ مِن قَبلِ أَن تَمَسّوهُنَّ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر آنان را طلاق دادید، پیش از آن‌که با آنان نزدیکی کنید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف، معنی: «و».
    • إِن: حرف شرط جازم، معنی: «اگر».
    • طَلَّقتُمُوهُنَّ: فعل ماضی، مخاطب جمع «شما»، ریشه: ط-ل-ق (طلاق دادن)، صیغه: ماضی دوم‌شخص جمع. ضمیر «هم/هنّ» متصل: «آنانِ مؤنث» مفعول‌به. نقش: فعل شرط با مفعول.
    • مِن: حرف جر، معنی: «از».
    • قَبلِ: اسم مجرور به «من»، معنی: «پیش از»، مضاف.
    • أَن: حرف نصب مصدرساز، معنی: «که».
    • تَمَسّوهُنَّ: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه: م-س-س (تماس گرفتن/نزدیکی کردن)، باب: تفعّل/ادغام (تمسّ)، صیغه: دوم‌شخص جمع مخاطب با ضمیر مفعولی «هنّ»، معنی: «با آنان تماس/نزدیکی کنید». نقش: فعل مضارع منصوب در جملهٔ مصدری «أن تمسّوهنّ» که مضاف‌الیه برای «قبل» است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرط (اخباری شرطی).
    • نکته: حالت فرضی را بیان می‌کند که طلاق پیش از آمیزش رخ داده باشد.
  1. جمله: وَقَد فَرَضتُم لَهُنَّ فَريضَةً
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و حال آن‌که برای آنان مهری را مقرّر کرده بودید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • قَد: حرف تحقیق/تقریب؛ با ماضی، دلالت بر تحقق و وقوع قبلی.
    • فَرَضتُم: فعل ماضی، ریشه: ف-ر-ض (تعیین کردن/واجب کردن)، صیغه: دوم‌شخص جمع. فاعل: ضمیر «تم».
    • لَهُنَّ: جار و مجرور، ضمیر جمع مؤنث، متعلق به «فرضتم» (برای آنان).
    • فَريضَةً: مفعولٌ‌به منصوب، معنی: «فریضه/مهریهٔ تعیین‌شده».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری توضیحی (حالیه با «قد»).
    • نکته: شرط دوم را می‌افزاید که مهریه قبلاً تعیین شده باشد.
  1. جمله: فَنِصفُ ما فَرَضتُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس نصفِ آنچه تعیین کرده‌اید [بر عهده است].
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فای تفریع/نتیجه.
    • نِصفُ: مبتدا مرفوع (مضاف)، معنی: «نصف/نیمه».
    • ما: اسم موصول، معنی: «آنچه».
    • فَرَضتُم: صلهٔ «ما»، فعل ماضی از ریشهٔ ف-ر-ض، صیغه: دوم‌شخص جمع؛ عائد محذوف تقدیرش «فرضتموه».
    • خبر مبتدا: محذوف به تقدیر «واجبٌ/مستحقٌّ» یا «فعليكم»، یعنی «پس نصفِ آنچه فرض کرده‌اید [واجب است/بر شماست]».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری حکمی (بیان حکم شرعی).
    • نکته: نتیجهٔ شرط قبل را بیان می‌کند: استحقاق نصف مهریه.
  1. جمله: إِلّا أَن يَعفونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: مگر این‌که آنان گذشت کنند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • إِلّا: أداة استثناء، معنی: «مگر».
    • أَن: حرف نصب مصدرساز.
    • يَعفُونَ: فعل مضارع منصوب به «أن» با حذف نون نصب؟ توضیح: اصلش «يَعفُونَ» مرفوع است؛ در قرائت مشهور این‌جا منصوب به «أن» با فتحهٔ مقدّر بر نون حذف‌ناپذیر جمع مؤنث مجازی؟ در این آیه «يعفونَ» با نون نصب آمده است؛ فاعل: واو جمع یا نون نسوة؟ در رسم، مراد «النّساء» است: «يَعْفُونَ» ضمیر فاعلی: «هنّ» تقدیراً. ریشه: ع-ف-و (بخشیدن/صرف‌نظر کردن). معنی: «ببخشند/صرف نظر کنند».
    • ترکیب: «أن يعفون» مصدر مؤوّل در محل نصب، مستثنی‌منه محذوف از حکم قبل.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: استثناء از حکم.
    • نکته: اگر زنان خودشان ببخشند، حکم نصف مهریه دچار تغییر می‌شود (می‌توانند کلاً صرف‌نظر کنند).
  1. جمله: أَو يَعفُوَ الَّذي بِيَدِهِ عُقدَةُ النِّكاحِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: یا آن‌که کسی که گرهِ نکاح به دست اوست [ولی/شوهر] گذشت کند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • أَو: حرف عطف برای تخییر.
    • يَعفُوَ: فعل مضارع منصوب به «أن» مقدّر بعد از «أو» (به اعتبار معطوف‌علیه «أن يعفون»)، ریشه: ع-ف-و، معنی: «ببخشد/صرف‌نظر کند».
    • الَّذي: اسم موصول، معنی: «آن که».
    • بِيَدِهِ: جار و مجرور + ضمیر غایب، معنی: «به دست او»، متعلق به خبر موصول.
    • عُقدَةُ: مبتدا مؤخر یا بدل/خبر برای موصول، مرفوع؛ ریشه: ع-ق-د (گره زدن)، معنی: «گره/پیوند».
    • النِّكاحِ: مضاف‌الیه مجرور، معنی: «نکاح/ازدواج».
    • ترکیب: «الذي بيده عقدة النكاح» موصول و صله، فاعل فعل «يعفو».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: استثناء تخییری.
    • نکته: طرف دیگرِ ذی‌حق نیز می‌تواند گذشت کند. در فقه، مراد یا شوهر است یا ولیّ زن پیش از دخول؛ اکثر مفسران آن را زوج دانسته‌اند.
  1. جمله: وَأَن تَعفوا أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و این‌که ببخشید، به پرهیزگاری نزدیک‌تر است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف استئنافی/اعتراضی.
    • أَن: حرف نصب مصدرساز.
    • تَعفوا: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه: ع-ف-و، صیغه: جمع خطاب «شما»، معنی: «ببخشید/گذشت کنید».
    • أَقرَبُ: خبر برای مصدر مؤوّل «أن تعفوا»، یا مبتدا مؤخر؛ صیغهٔ تفضیل، معنی: «نزدیک‌تر».
    • لِلتَّقوىٰ: جار و مجرور، متعلق به «أقرب»، معنی: «به تقوا».
    • ساختار: «أن تعفوا» در حکم مبتدا و «أقرب للتقوى» خبر آن.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری ارشادی/توصیه اخلاقی.
    • نکته: تشویق به گذشت از حقّ قانونی برای رسیدن به تقوا.
  1. جمله: وَلا تَنسَوُا الفَضلَ بَينَكُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و فضل/نیکی را میان خود فراموش نکنید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا: حرف نهی غیر جازم برای جمع مخاطب.
    • تَنسَوُا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی؟ در املای قرآنی با واو جمع آمده؛ ریشه: ن-س-ي (فراموش کردن)، صیغه: دوم‌شخص جمع. معنی: «فراموش نکنید».
    • الفَضلَ: مفعول‌به منصوب، معنی: «فضل/بزرگواری/گذشت و نیکی».
    • بَينَكُم: ظرف مکان/جار و مجرور، مضاف‌ومضاف‌الیه، معنی: «میان شما».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: نهی (دستور منع).
    • نکته: توصیهٔ رفتاری برای حفظ کرامت و نیکی متقابل حتی هنگام جدایی.
  1. جمله: إِنَّ اللَّهَ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: همانا خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
    • اللَّهَ: اسم «إنّ» منصوب، معنی: «خدا».
    • بِما: حرف جر «بـ» + «ما» موصوله، معنی: «به آنچه».
    • تَعمَلونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ع-م-ل (عمل کردن)، صیغه: دوم‌شخص جمع، صلهٔ «ما».
    • بَصيرٌ: خبر «إنّ» مرفوع، معنی: «بیناست/آگاه‌بین».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تأکیدی.
    • نکته: یادآوری نظارت الهی برای تضمین اجرای عادلانهٔ حکم و تشویق به فضیلت.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و اگر آنان را پیش از آن‌که با آنان نزدیکی کنید طلاق دادید، در حالی که برایشان مهریه‌ای تعیین کرده بودید، پس نصفِ آنچه تعیین کرده‌اید [بر ذمه است]، مگر این‌که آنان ببخشند یا آن‌که کسی که گره نکاح به دست اوست ببخشد، و این‌که ببخشید به تقوا نزدیک‌تر است، و نیکی را میان خود فراموش نکنید؛ بی‌گمان خداوند به آنچه می‌کنید بیناست.

Nach oben scrollen