آیه: البقرة، ۲:۲۳۵ - جمله: «وَلا جُناحَ عَلَيكُم»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و گناه/باطلی بر شما نیست.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: حرف عطف.
- لا: لای نافیۀ جنس.
- جُناحَ: اسم لا (مفرد، نکره، منصرف)، منصوب. ریشه: ج ن ح، معنا: گناه/باكی/حرج.
- عَلَيكُم: جار و مجرور (علی + ضمیر جمع مخاطب). نقش: خبر لا مقدّم.
- نوع جمله و نکته: خبریِ نفیِ حکم (رفع حرج). نکته: اصل اولیّه در این مورد، نبودن گناه است.
- جمله: «فيما عَرَّضتُم بِهِ مِن خِطبَةِ النِّساءِ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: در آنچه کنایه آوردید با آن از خواستگاریِ زنان.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- في: حرف جر.
- ما: اسم موصول/مصدر موصولی؛ «آنچه».
- عَرَّضتُم: فعل ماضی، باب تفعیل (عَرَّضَ)، ریشه: ع ر ض، صیغه: ۲ جمع مخاطب. معنا: کنایه گفتن/تلویح کردن.
- بِهِ: جار و مجرور؛ ضمیر به «ما» برمیگردد.
- مِن: حرف جر بیانی/تبعیضی؛ اینجا بیانی برای نوع.
- خِطبَةِ: اسم مجرور مضافالیه برای «من»، ریشه: خ ط ب، معنا: خواستگاری.
- النِّساءِ: مضافٌالیهِ «خِطبة»، ریشه: ن س و/ن س ء، معنا: زنان.
- نوع جمله و نکته: خبری توضیحی. نکته: «تعریض» یعنی اشاره غیرمستقیم در عدّه.
- جمله: «أَو أَكنَنتُم في أَنفُسِكُم»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: یا پنهان داشتید در نفسهایتان.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- أَو: عطفِ تخییری/تقسیمی.
- أَكنَنتُم: فعل ماضی، باب إفعال (أكننتم)، ریشه: ك ن ن، ۲ جمع مخاطب. معنا: پنهان کردن.
- في: حرف جر.
- أَنفُسِكُم: اسم مجرور با «في»، مضاف + ضمیر. ریشه: ن ف س، معنا: جان/درون شما.
- نوع جمله و نکته: خبری. نکته: چه اشاره کنید، چه در دل نگه دارید، گناهی نیست.
- جمله: «عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُم سَتَذكُرونَهُنَّ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: دانست خدا که شما بهزودی یادشان خواهید کرد.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- عَلِمَ: فعل ماضی، مجرد ثلاثی، ریشه: ع ل م، معنا: دانست.
- اللَّهُ: فاعل مرفوع.
- أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل، برای تأکید و نصب اسم خود.
- كُم: ضمیر متصل به «أنّ» بهعنوان اسم «أنّ» (أنَّكم).
- سَتَذكُرونَ: فعل مضارع با «سَ» دال بر آیندهٔ نزدیک، ریشه: ذ ك ر، صیغه: ۲ جمع مخاطب؛ خبر «أنّ».
- هُنَّ: ضمیر مفعولی جمع مؤنث؛ مفعول «تذكرون».
- نوع جمله و نکته: خبری مؤکد. نکته: قرآن واقعیت روانیِ توجه مردانِ خواستگار در عدّه را تصدیق میکند.
- جمله: «وَلٰكِن لا تُواعِدوهُنَّ سِرًّا»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: ولی پنهانی با آنان موعد نگذارید/وعده و قرار نگذارید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَلٰكِن: حرف استدراك؛ «اما/ولی».
- لا: «لا»ی ناهیّه.
- تُواعِدوا: فعل مضارع، باب مُفاعلة (واعد)، ریشه: و ع د، صیغه: ۲ جمع مخاطب؛ مجزوم به «لا»ی نهی.
- هُنَّ: ضمیر مفعولی جمع مؤنث؛ مفعول «تواعدوا».
- سِرًّا: حال/تمییز منصوب؛ معنا: پنهانی/در خفا.
- نوع جمله و نکته: نهی. نکته: منع از قرارهای پنهانی و روابط پشتپرده در مدت عدّه.
- جمله: «إِلّا أَن تَقولوا قَولًا مَعرُوفًا»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: مگر آنکه بگویید سخنی شایسته/معروف.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- إِلّا: ادات استثناء.
- أَن: مصدرية ناصبة.
- تَقولوا: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه: ق و ل، ۲ جمع مخاطب. معنا: بگویید.
- قَولًا: مفعولبه یا مفعول مطلق منصوب؛ «گفتاری».
- مَعرُوفًا: صفت برای «قولًا»، ریشه: ع ر ف، معنا: پسندیده، مطابق عرف و شرع.
- نوع جمله و نکته: استثناء از نهی پیشین. نکته: تنها حد مجاز، گفتار رسمیِ محترمانه و غیرتحریکآمیز است؛ کنایه مؤدبانه، بدون وعده و قرار.
- جمله: «وَلا تَعزِموا عُقدَةَ النِّكاحِ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و آهنگِ بستنِ گرهِ نکاح نکنید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَلا: عطف همراه با «لا»ی ناهیّه.
- تَعزِموا: فعل مضارع مجزوم به نهی، ریشه: ع ز م (عزم کردن)، ۲ جمع مخاطب. معنا: تصمیم قطعی گرفتن.
- عُقدَةَ: مفعولبه منصوب، ریشه: ع ق د، معنا: گره/عقد.
- النِّكاحِ: مضافٌالیهِ «عقدة»، ریشه: ن ك ح، معنا: ازدواج/عقد نکاح.
- نوع جمله و نکته: نهی. نکته: تا پیش از پایان عدّه، تصمیم و اقدام نهایی برای عقد ممنوع است.
- جمله: «حَتّىٰ يَبلُغَ الكِتابُ أَجَلَهُ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: تا اینکه نوشته/مدّت، پایانش را برسد.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- حَتّىٰ: حرف غاية وتعليل؛ غایتِ نهی قبلی را نشان میدهد.
- يَبلُغَ: فعل مضارع منصوب به «حتى»، ریشه: ب ل غ، ۳ مفرد مذکر.
- الكِتابُ: فاعل مرفوع؛ در اینجا بهمعنای حکمِ مکتوب/مدّتِ مقرّر (عدّه).
- أَجَلَهُ: مفعولبه یا مفعولٌ فيه بهاعتبار تقدیر؛ «أجله»: مضاف + ضمیر. ریشه: أ ج ل، معنا: سرآمد/مدت.
- نوع جمله و نکته: غایی/تعلیلی. نکته: «الكتاب» کنایه از مقررات مکتوب الهی یا خودِ عدّه است.
- جمله: «وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ يَعلَمُ ما في أَنفُسِكُم فَاحذَرُوهُ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و بدانید که خدا میداند آنچه را در درون شماست، پس از او بپرهیزید/هشدار داشته باشید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَاعلَموا: واو عاطفه + فعل امر جمع، ریشه: ع ل م. معنا: بدانید.
- أَنَّ: حرف تأکید و نصب.
- اللَّهَ: اسم «أنّ» منصوب.
- يَعلَمُ: فعل مضارع مرفوع؛ خبر «أنّ»، ریشه: ع ل م.
- ما: اسم موصول/موصوله؛ مفعول «يَعلَم».
- في: حرف جر.
- أَنفُسِكُم: اسم مجرور با «في»، ریشه: ن ف س؛ «درونتان».
- فَاحذَرُوهُ: فا سببیه/تفریع + فعل امر جمع «احذروا»، ریشه: ح ذ ر، ضمیر «ه» مفعول؛ «از او بترسید/بر حذر باشید».
- نوع جمله و نکته: امرِ ارشادی همراه با تهدیدِ تربیتی. نکته: نیتهای پنهان نیز زیر نظر خداست؛ حتی گفتار مجاز باید با نیت پاک باشد.
- جمله: «وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ غَفورٌ حَليمٌ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و بدانید که خدا بسیار آمرزنده، بردبار است.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَاعلَموا: فعل امر جمع.
- أَنَّ: حرف تأکید و نصب.
- اللَّهَ: اسم «أنّ» منصوب.
- غَفورٌ: خبر «أنّ» مرفوع؛ صیغهٔ مبالغه از ریشه: غ ف ر؛ بسیار میآمرزد.
- حَليمٌ: خبر دوم مرفوع؛ ریشه: ح ل م؛ بردبار، شتاب در عقوبت ندارد.
- نوع جمله و نکته: خبریِ تأکیدی پس از امر به دانستن. نکته: در کنار هشدار، راهِ امید و گذشت باز است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: و باکی بر شما نیست در آنچه کنایه آوردید از خواستگاریِ زنان یا [آن را] در دلهایتان پنهان داشتید؛ خدا دانست که شما یادشان خواهید کرد، ولی پنهانی با آنان وعده مگذارید مگر اینکه سخنی شایسته بگویید، و عزمِ گرهِ نکاح نکنید تا مقررِ مکتوب به سر آید؛ و بدانید که خدا میداند آنچه را در درون شماست، پس از او بر حذر باشید؛ و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است. |