002-224-091-بقرة

« Back to Glossary Index
وقتی میخواهید کاری خوب کنید یا از کار بدی پرهیز نمائید و یا میان مردم اصلاحی بکنید الله را مورد قسمهای خود قرار ندهید و بدانید که الله شنوائی است دانا (بر طبق این آیه مسلمان حقیقی هرگز در کارها به الله قسم نمی خورد و چون قسم همیشه برای اثبات و حتمی جلوه دادن عمل است و معنای قسم به الله این است که الله شاهد است که چنین کاری واقع شده یا واقع میشود چون شهادت الله را طرف مقابل نمی شنود و نمی بیند قسم خوردن به الله منع شده است و میدانیم که بسیاری قسمها برای فریب است و لذا مسلمان هرگز نباید به الله قسم بخورد بلکه بهتر آن است که هر چه را مدعی است راستی آنرا با دلیل ثابت کند نه با قسم به الله) (224)
  • وَلا تَجعَلُوا اللَّهَ عُرضَةً لِأَيمانِكُم
    1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا را آماج/بهانه‌ای برای سوگندهایتان قرار ندهید.
    2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
      • وَ: حرف عطف.
      • لا: حرف نهی (لا الناهیه).
      • تَجعَلُوا: فعل مضارع منصوب/مجـزوم به «لا الناهیه»، باب افعال (جَعَلَ–یَجعَلُ)، صیغهٔ مخاطب جمع (شما). نقش: فعل جمله.
      • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعولٌ‌به اول منصوب.
      • عُرضَةً: اسم منصوب، مفعولٌ‌به دوم/حال به معنای «بهانه/سپرِ»، از ریشهٔ ع ر ض (چیزی که در معرض قرار داده می‌شود).
      • لِأَيمانِكُم: جار و مجرور متعلق به «تجعلوا» یا «عُرضةً».
        • لِ: حرف جر.
        • أَيمانِ: جمع «یَمین» (سوگند)، اسم مجرور، مضاف. ریشه: ی م ن.
        • كُم: ضمیر متصل، مضاف‌الیه.
    3. نوع جمله و نکته معنایی:
      • نوع: نهی (دستور منفی).
      • نکته: نهی از این‌که نام خدا سپرِ توجیهی برای ترک کارهای خوب یا گسستن پیوندها شود.
  • أَن تَبَرّوا
    1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: از این‌که نیکی کنید.
    2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
      • أَن: «أن» مصدریه، مصدرساز.
      • تَبَرّوا: فعل مضارع منصوب به «أن»، باب تفعّل/تفعیل؟ این فعل از «بَرَّ یَبَرُّ» (نیکی کردن) با صیغهٔ مخاطب جمع. نقش: فعل مصدری؛ کلّ «أن تبرّوا» در تأویل مصدر است و متعلق به «عُرضةً» (یعنی: بهانه‌ای برای «نیکی نکردن» نسازید).
        • ریشه: ب ر ر.
    3. نوع جمله و نکته معنایی:
      • نوع: عبارت مصدری (غیر مستقل)، در ادامهٔ نهی جملهٔ قبل.
      • نکته: مقصود این است که سوگند را دستاویز نکنید تا نیکی را ترک کنید.
  • وَتَتَّقوا
    1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و (این‌که) پرهیزکاری کنید.
    2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
      • وَ: عاطف.
      • تَتَّقوا: فعل مضارع منصوب (به اعتبار عطف بر «تبرّوا» بعد از «أن» مقدّر)، باب افتعال از «وَقى یَقی»، صیغهٔ مخاطب جمع. ریشه: و ق ی.
    3. نوع جمله و نکته معنایی:
      • نوع: ادامهٔ عبارت مصدری معطوف بر «أن تبرّوا».
      • نکته: پرهیزکاری هم از چیزهایی است که نباید با سوگند مانعش شد.
  • وَتُصلِحوا بَينَ النّاسِ
    1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و (این‌که) میانِ مردم آشتی برقرار کنید/اصلاح کنید.
    2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
      • وَ: عاطف.
      • تُصلِحوا: فعل مضارع منصوب (معطوف بر «تبرّوا»)، باب افعال از «صَلُحَ/أصلح»، صیغهٔ مخاطب جمع. ریشه: ص ل ح.
      • بَينَ: ظرف مکان منصوب، مضاف.
      • النّاسِ: اسم مجرور به اضافه (مضاف‌الیه).
    3. نوع جمله و نکته معنایی:
      • نوع: ادامهٔ عبارت مصدری معطوف بر «أن تبرّوا».
      • نکته: تاکید بر اینکه سوگند، بهانه‌ای برای ترک اصلاح ذات‌البین نشود.
  • وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ
    1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خداوند شنوا و داناست.
    2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
      • وَ: استیناف/عطف استینافی (شروع جملهٔ جدید).
      • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
      • سَميعٌ: خبر اول مرفوع، صیغه مبالغه از س م ع.
      • عَليمٌ: خبر دوم مرفوع، صیغه مبالغه از ع ل م.
    3. نوع جمله و نکته معنایی:
      • نوع: خبری.
      • نکته: تهدید/تذکر لطیف؛ خدا هم سوگندها و هم نیت‌ها را می‌شنود و می‌داند.

ترکیب معناییِ سه عبارت «أَن تبرّوا وتتقوا وتصلحوا بين الناس»: اینها مفعولِ برای آن نهی‌اند؛ یعنی: خدا را بهانهٔ سوگند قرار ندهید تا (به این بهانه) نیکی نکنید، تقوا پیشه نکنید، و میان مردم اصلاح نکنید. تقدیر رایجِ معنا: سوگند را دستاویز ترک این کارهای نیک نسازید.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و خدا را بهانهٔ سوگندهایتان قرار ندهید (چنان‌که به سبب سوگند،) نیکی نکنید و پرهیزکاری ننمایید و در میان مردم اصلاح نکنید؛ و خداوند شنوا و داناست.

Nach oben scrollen