002-225-091-بقرة

« Back to Glossary Index
الله شما را به قسم های بیهوده ای که میخورید مؤاخذه نمیکند بلکه به آنچه در دلهاتان برای فریب این و آن بیهوده قسم میخورید مؤاخذه میکند و الله چشم پوشی میباشد صبور (یعنی اگر سو گندی خوردید و راست بود و یا روی عادت سابق بیخود قسم خوردید خالق عالم از شما در میگذرد و چون قسم خوردن به خودی خود گناه است آن را ترک کنید) (۲۲۵)

«لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغوِ في أَيمانِكُم»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: خدا شما را به خاطر لغویاتِ در سوگندهایتان مؤاخذه نمی‌کند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و نقش‌ها:
    • لا: حرف نفی جملۀ خبری.
    • يُؤاخِذُكم: فعل مضارع مرفوع، ریشۀ ثلاثی «أ خ ذ» باب مفاعلة «آخَذَ/يُؤاخِذُ»، فاعل: مستتر تقدیره «هو» که به «اللّه» برمی‌گردد؛ «كم» ضمیر متصل مفعول‌به اول.
    • اللّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع برای «يؤاخذ».
    • باللَّغوِ: جار و مجرور (باءِ تعدیه/سببیت) + «اللَّغوِ» اسم مجرور؛ نقش: متعلق به «يؤاخذ»، بیان سبب/متعلَّق مؤاخذه.
    • في أيمانِكم: جار و مجرور + مضافٌ‌إلیه «كم»؛ نقش: قید مکان/حیطه؛ یعنی در زمینۀ سوگندها.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری منفی.
    • نکته: «اللَّغو» یعنی سوگندهای بی‌قصد و نااندیشیده (عادت زبانی)، که مؤاخذه شرعی بر آن نیست.

«وَلكِن يُؤاخِذُكُم بِما كَسَبَت قُلوبُكُم»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ولی (خدا) شما را به آنچه دل‌هایتان به دست آورده/درکرده مؤاخذه می‌کند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و نقش‌ها:
    • ولكن: «واو» عاطفه + «لکن» حرف استدراک (تضاد با جمله قبل).
    • يُؤاخِذُكم: فعل مضارع مرفوع، همان ساخت قبل؛ «كم» مفعول‌به.
    • بِما: «باء» جار، «ما» اسم موصول یا مصدری؛ مجموعاً جار و مجرور متعلق به «يؤاخذ» به معنی «به سبب آنچه/بر اساس آنچه».
    • كَسَبَت: فعل ماضی، ریشه «ك س ب»، فاعل: «قلوبُكم».
    • قلوبُكم: فاعل مرفوع برای «كَسَبَت»، «قلوب» جمع «قلب»، «كم» مضافٌ‌إلیه.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری مثبت با استدراک.
    • نکته: «کَسَبَت قلوبُكم» اشاره به قصد و عزم در سوگند (قصد جدّی و ارادی)، یعنی مؤاخذه وقتی است که نیت و اراده قلبی در کار باشد (سوگند عمدی).

«وَاللَّهُ غَفورٌ حَليمٌ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا آمرزندۀ بردبار است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و نقش‌ها:
    • واللّهُ: «واو» استیناف/عطف، «اللّهُ» مبتدا مرفوع.
    • غفورٌ: خبر اول مرفوع؛ صیغۀ مبالغه از ریشه «غ ف ر» (بسیار آمرزنده).
    • حليمٌ: خبر دوم مرفوع از ریشه «ح ل م» (بردبار، شتاب نکردن در عقوبت).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری اسمیه تأکیدی.
    • نکته: جمع میان «غفور» و «حلیم» تأکید بر گذشت و تأخیر در عقوبت؛ مناسب با رفع مؤاخذه در «لغو» و مؤاخذه در عمد همراه با رحمت و بردباری.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: خدا شما را به خاطر بیهوده‌گویی در سوگندهایتان مؤاخذه نمی‌کند، ولی شما را به آنچه دل‌هایتان به دست آورده (قصد کرده) مؤاخذه می‌کند، و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.

Nach oben scrollen