002-145-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و اگر تو (خالق عالم به پیغمبرش محمد میگوید) برای این یهودیان که به ایشان آن کتاب داده شده هر نشانه ای که بخواهند بیاوری (کتاب یعنی مطالب صد در صد محکم و مستدل و ثابت و لازم الاجرا و تورات نیز مانند قرآن کتاب بوده) آنان قبله تو را پیش روی خود قرار نمی دهند و تو نیز نباید قبله ایشان را پیش روی خود قرار دهی و بعضی از ایشان نیز که مسلمان شده اند نباید قبله بعضی دیگر از یهود را پیش روی خود قرار دهند و تو اگر بعد از اینکه چنین دانشی (نسبت به تعیین قبله بسوی مکه از جانب الله) برایت آمد از دلخواه ایشان تبعیت نمائی به یقین از ستمکاران محسوب خواهی شد (145)
متن آیه: وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ۚ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ ۚ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ ۚ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ

تقسیم به جمله‌ها و ترجمه تحت‌اللفظی (زیر هر جمله):

  1. وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ
  • و: و
  • لَئِنْ: به‌راستی اگر
  • أَتَيْتَ: اگر بیایی/برویم به سوی آنان؛ «تو آمدی» در ساخت شرطی: «اگر بیاوری/اگر نزدشان بروی»
  • الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ: کسانی که کتاب (آسمانی) به ایشان داده شده
  • بِكُلِّ آيَةٍ: با هر نشانه/معجزه‌ای
  • مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ: پیروی نمی‌کنند قبله تو را ترجمه تحت‌اللفظی: و اگر نزد اهل کتاب با هر نشانه‌ای (هم) بیایی، قبله تو را پیروی نخواهند کرد.
  1. وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ ترجمه تحت‌اللفظی: و تو پیرو قبله آنان نخواهی بود.
  2. وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ ترجمه تحت‌اللفظی: و برخی از آنان پیرو قبله برخی دیگر نیستند.
  3. وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ
  • وَلَئِنِ: و به‌راستی اگر
  • اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ: پیروی کنی خواهش‌های آنان را
  • مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ: پس از آن‌که از دانش (وحیانی) نزدت آمده
  • إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ: قطعاً تو آنگاه از ستمگران خواهی بود ترجمه تحت‌اللفظی: و اگر پس از آن‌که دانشی (وحی) نزدت آمده، از خواسته‌های آنان پیروی کنی، بی‌گمان تو در آن صورت از ستمگران خواهی بود.

تحلیل صرفی-نحوی و ریشه‌ها:

  • و: حرف عطف.
  • لَئِنْ: لامِ موطِّئه للقسم + إن شرطیه؛ «به‌راستی اگر».
  • أَتَيْتَ: فعل ماضی، مخاطب مفرد مذکر؛ ریشه: أتى (أ-ت-ي)، باب مجرد. در سیاق شرطی با إن، معنای «اگر بیایی/اگر نزدشان بروی» می‌دهد.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل.
  • أُوتُوا: فعل ماضی مجهول «أُوتوا» (به آنان داده شد)، ریشه: أتى؟ نه، از «آتَى» (أتى بالمدّ: آتَى = اعطاء کرد)، باب افعال (آتَى یُؤْتِی). صیغه: جمع غایب مجهول.
  • الْكِتَابَ: اسم، مفعول بهِ «أُوتوا» در تقدیر (أُوتوا الكتابَ = به آنان کتاب داده شد). ریشه: ك-ت-ب.
  • بِكُلِّ: جار و مجرور؛ «کلّ» مضاف و «آیةٍ» مضافٌ‌إلیه. «ب» برای مصاحبت/ابزار.
  • آيَةٍ: اسم نکره مجرور؛ ریشه: أ-ي-ي (آیة به معنی نشانه/معجزه).
  • مَا: حرف نفی.
  • تَبِعُوا: فعل ماضی جمع غایب؛ ریشه: ت-ب-ع (پیروی کردن). در معنای «پیروی نخواهند کرد» چون در جواب شرط با «إن» و «لام» و «ما» آمده، افاده استمرار نفی می‌کند؛ از نظر صیغه ماضی است ولی معنای وعده/ثبات.
  • قِبْلَتَكَ: اسم «قبلة» با ضمیر مخاطب مفرد «کَ» در حالت مضاف‌الیه؛ ریشه: ق-ب-ل.
  • وَمَا: حرف عطف + نفی.
  • أَنْتَ: ضمیر منفصل، مبتدا.
  • بِتَابِعٍ: اسم فاعل مجرور به «باءِ زائده» برای تأکید نفی؛ خبر «ما/لیس» در محل رفع. ریشه: ت-ب-ع.
  • قِبْلَتَهُمْ: مضاف‌الیه با ضمیر جمع «هم».
  • وَمَا بَعْضُهُمْ: «ما» نافیه، «بعضُهم» مبتدا مرفوع + ضمیر مضاف‌الیه.
  • بِتَابِعٍ: خبر به وسیله باءِ زائده، همان تأکید نفی.
  • قِبْلَةَ بَعْضٍ: «قبلةَ» مفعول‌به/تمییز به اعتبار عمل اسم فاعل، مضاف و «بعضٍ» مضاف‌الیه مجرور.
  • وَلَئِنِ: واو عطف + لام موطئه + إن شرطیه.
  • اتَّبَعْتَ: فعل ماضی، مخاطب مفرد؛ ریشه: ت-ب-ع، باب افتعال (اتّباع).
  • أَهْوَاءَهُمْ: جمع «هوى»، مفعول‌به + ضمیر جمع.
  • مِنْ بَعْدِ: جار و مجرور (ظرف زمان).
  • مَا جَاءَكَ: «ما» موصوله یا مصدریه، «جاءَ» فعل ماضی، «ک» ضمیر مفعولی؛ ریشه: ج-ي-ء.
  • مِنَ الْعِلْمِ: بیان/تمییز برای «ما جاءَک»، یعنی علمی که آمد. ریشه: ع-ل-م.
  • إِنَّكَ: «إنّ» تأکیدیه + ضمیر مخاطب.
  • إِذًا: حرف جواب و جزا، دلالت بر نتیجه در صورت تحقق شرط.
  • لَمِنَ الظَّالِمِينَ: لامِ ابتداء/تأکید + «مِن» زائده برای تأکید تبعیضی در ظاهر، «الظالمین» اسم جمع، خبر «إنّ». ریشه: ظ-ل-م.

نوع جمله‌ها و ساختار:

  • جمله 1: شرطیه تأکیدی (لام موطِّئه + إن شرطیه) با جواب شرط منفی خبری: «ما تَبِعوا قبلتک». معنای خبریِ ثابت: حتی با هر نشانه‌ای، پیروی نمی‌کنند.
  • جمله 2: جمله اسمیه منفی با «ما» و باءِ زائده در خبر برای تأکید نفی: ثبوت عدم پیروی پیامبر از قبله آنان.
  • جمله 3: جمله اسمیه منفی با «ما» و باءِ زائده در خبر: اختلاف داخلی اهل کتاب در قبله‌ها (هر گروه قبله خود).
  • جمله 4: شرطیه تأکیدی با نتیجه وعیدی/تهدیدی، سپس جمله تأکیدیه اسمیه با «إنّ» و «لام» و «إذًا» برای شدت حکم: پیروی از اهواء پس از علم، موجب قرار گرفتن در زمره ستمگران است.

معنای کلی (روانِ فارسی):

  • حتی اگر نزد اهل کتاب با همه‌گونه دلیل و نشانه بروی، قبله تو را دنبال نخواهند کرد؛ و تو هم پیرو قبله آنان نخواهی بود؛ و خودِ آنان نیز قبله یکدیگر را پیروی نمی‌کنند. و اگر پس از دانشی که به تو رسیده، از خواسته‌های آنان پیروی کنی، در آن صورت بی‌گمان از ستمگران خواهی بود.

نکات نحوی/بلاغی:

  • «لام + إن» در ابتدای دو بخش اول و چهارم برای تأکید شدید وقوع شرط آمده.
  • «ما»ی نفی + باءِ زائده در «بِتابِعٍ» برای تقویت نفی و افاده ثبوت.
  • تقابل سه‌گانه: آنان پیرو قبله تو نیستند؛ تو پیرو قبله آنان نیستی؛ آنان هم پیرو قبله یکدیگر نیستند؛ این نظم، استقلال قبله اسلام و بی‌اثر بودن مجادلات را می‌رساند.
  • «إذًا» میان «إنّک» و «لَمِن» قرار گرفته تا نتیجه شرط را برجسته کند.
  • انتقال از خبر (گزارش وضعیت پیروی‌نکردن) به وعید (هشدار به پیروی از اهواء) نشان‌دهنده معیار حق: وحیِ نازل‌شده، نه خواسته‌های گروه‌ها.
Nach oben scrollen