002-146-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آنانکه آن کتاب را به ایشان دادیم (یعنی کتاب تورات را) این قبله تو را می شناسند همانطور که فرزندان خود را می شناسند ولی گروهی از ایشان حق را کتمان میکنند با اینکه میدانند (146)
آیه: الَّذينَ آتَيناهُمُ الكِتابَ يَعرِفونَهُ كَما يَعرِفونَ أَبناءَهُم ۖ وَإِنَّ فَريقًا مِنهُم لَيَكتُمونَ الحَقَّ وَهُم يَعلَمونَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (زیر هر بخش):

  • الَّذينَ آتَيناهُمُ الكِتابَ
    • آنان که ما به ایشان کتاب را عطا کرده‌ایم
  • يَعرِفونَهُ كَما يَعرِفونَ أَبناءَهُم
    • او/آن را می‌شناسند همان‌گونه که پسرانِ خود را می‌شناسند
  • وَإِنَّ فَريقًا مِنهُم لَيَكتُمونَ الحَقَّ
    • و همانا گروهی از ایشان قطعاً حق را پنهان می‌کنند
  • وَهُم يَعلَمونَ
    • در حالی‌که آنان می‌دانند

ترجمهٔ روانِ نزدیک به متن: کسانی که به آنان کتاب داده‌ایم، او/آن را همان‌گونه که فرزندان خود را می‌شناسند، می‌شناسند؛ و بی‌گمان گروهی از آنان حق را، در حالی که می‌دانند، قطعاً پنهان می‌کنند.

بررسی نحوی و صرفی واژه‌ها و ریشه‌ها:

  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر. نقش: مبتدا یا صدر صله برای جمله موصولی که با خبر بعدی کامل می‌شود.
  • آتَيناهُمُ: فعل ماضی مزید «آتَى» باب إفعال (أتى/آتَى)، صیغه: متکلم مع‌الغیر + مفعول‌به متصل «هم». «نا» فاعل (ضمیر)، «هم» مفعول‌به. ریشه: أ-ت-ي. معنا: عطا کردیم/دادیم.
  • الكِتابَ: اسم، مفرد، منصوب به‌عنوان مفعول‌به دومِ «آتيناهم». معرفه با «ال». معنا: کتاب (مراد: کتاب آسمانی/تورات و به‌طور موسع کتب الهی).
  • يَعرِفونَهُ: فعل مضارع «عَرَفَ» ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ-يَفعِلُ. فاعل: «هم» مستتر تقدیره هم (برمی‌گردد به «الذين»). «هُ» ضمیر مفعول‌به (مرجع: پیامبر یا حق/کتاب؛ بسته به سیاق). ریشه: ع-ر-ف. معنا: می‌شناسند او/آن را.
  • كَما: حرف تشبیه و تعلیل/حرف مصدریه تشبیهیه. معنا: همان‌گونه که.
  • يَعرِفونَ: فعل مضارع «يعرفون»، فاعل: «هم» واو جمع، دلالت بر جمع. ریشه: ع-ر-ف.
  • أَبناءَهُم: «أبناء» جمع «ابن»، اسم منصوب مفعول‌به «يعرفون». «هم» مضافٌ‌إلیه ضمیر. ریشه: ب-ن-و/ب-ن-ي. معنا: پسرانشان/فرزندانشان.
  • وَإِنَّ: «و» عاطفه + «إنّ» حرف توکید و نصب.
  • فَريقًا: اسم «إنّ»، مفرد به معنای «گروهی»، منصوب. ریشه: ف-ر-ق (جدا کردن/گروه).
  • مِنهُم: جار و مجرور، متعلق به خبر «إنّ» یا صفت برای «فريقًا». «من» تبعیضیه؛ یعنی «برخی از ایشان».
  • لَيَكتُمونَ: لام ابتداء/لام قسم برای تأکید + فعل مضارع «يَكتُمونَ» از ریشه «كَتَمَ» (پنهان کردن)، فاعل: واو جمع (هم). معنا: حتماً پنهان می‌کنند.
  • الحَقَّ: مفعول‌به «يكتمون»، معرفه با «ال». ریشه: ح-ق-ق. معنا: حق/حقیقت.
  • وَهُم: «و» حالیه + ضمیر منفصل مبتدا. جملهٔ حالیه دلالت بر حالت همزمان دارد: «در حالی‌که ایشان…».
  • يَعلَمونَ: فعل مضارع «عَلِمَ/يَعلَمُ»، ثلاثی مجرد. فاعل: واو جمع. ریشه: ع-ل-م. معنا: می‌دانند.

ساختار جمله و نوع آن:

  • جملهٔ اول: «الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم»
    • جمله موصولیه با «الذين» به‌عنوان مبتدا و خبر آن جملهٔ فعلیه «يعرفونه…». درون آن «آتيناهم الكتاب» صلهٔ موصول برای «الذين» است. نوع: خبریِ توصیفی/بیانی.
  • جملهٔ دوم: «وإن فريقًا منهم ليكتمون الحق وهم يعلمون»
    • «إنّ» برای تأکید، «فريقًا» اسم آن، خبر محذوف مقدر مانند «لكاتمون» یا خبر ظاهر «ليكتمون الحق» با لام تأکید. جملهٔ حالیه «وهم يعلمون» بیانگر حال فاعلان هنگام کتمان است. نوع: خبری تأکیدی با تقبیح کتمان.

نکات معنایی و دلالی:

  • «يعرفونه كما يعرفون أبناءهم»: تشبیه بسیار قوی برای قطعیت شناخت؛ همان‌قدر روشن و بی‌تردید که فرزند خود را می‌شناسند.
  • ضمیر «ـه» در «يعرفونه»: بنا بر سیاق سورهٔ بقره، می‌تواند به «النبي» یا به «الحق/الكتاب/القرآن» برگردد؛ بسیاری از مفسران آن را راجع به پیامبر اسلام می‌دانند.
  • «منهم»: تبعیض؛ همگان کتمان نمی‌کنند، بلکه گروهی از آنان.
  • «ليكتمون»: اجتماع لام تأکید و صیغه مضارع بر استمرار/تجدد و تأکید بر عمدی بودن کتمان.
  • «وهم يعلمون»: قید حال که نشان می‌دهد کتمان از روی آگاهی است، نه جهل؛ بنابراین نکوهش شدیدتر است.

جمع‌بندی معنایی به فارسی: کسانی که به آنان کتاب داده‌ایم، حقیقت/پیامبر را به روشنی می‌شناسند، همان‌گونه که فرزندان خود را می‌شناسند؛ اما گروهی از میانشان با این‌که می‌دانند، حق را عمداً پنهان می‌کنند.

Nach oben scrollen