ذِي القَرنَينِ

« Back to Glossary Index

ذَا القَرنَينِ

۱. کاربرد در زبان عربی

ذَا القَرنَينِ صورتِ عربیِ ترکیبی است که از نظر معنا یعنی:

«دارای دو شاخ» یا «صاحبِ دو قرن / دو سویه / دو دوره»

این عبارت از نظر نحوی معمولاً حالتِ منصوب دارد. صورت‌های اصلی آن در عربی چنین‌اند:

حالت نحویصورت عربیمعنی
مرفوعذُو القَرنَينِصاحبِ دو قرن
منصوبذَا القَرنَينِصاحبِ دو قرن را / صاحبِ دو قرن
مجرورذِي القَرنَينِاز / به / دربارهٔ صاحبِ دو قرن

در قرآن، صورت مشهور آن ذِي القَرنَينِ است:

وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي القَرْنَيْنِ
و از تو دربارهٔ ذوالقرنین می‌پرسند.

در فارسی معمولاً این نام به صورت ذوالقرنین نوشته می‌شود.


۲. اطلاعات ریشه‌شناسی

عبارت ذَا القَرنَينِ از دو بخش ساخته شده است:

الف) ذَا / ذو / ذي

واژهٔ ذو در عربی به معنی دارنده، صاحب، دارایِ است.
این واژه با توجه به نقش دستوری تغییر می‌کند:

  • ذو در حالت مرفوع
  • ذا در حالت منصوب
  • ذي در حالت مجرور

ب) القَرنَينِ

این واژه از قَرن آمده است.

قَرن در عربی چند معنی دارد:

  1. شاخ
  2. قرن، دوره، نسل
  3. هم‌زمانی یا همراهی
  4. گاهی: کناره، سویه، جانب

پس القَرنَينِ یعنی دو قرن / دو شاخ / دو سویه.

از نظر ساخت، قَرنَينِ مثنّیِ واژهٔ قَرن است؛ یعنی شکل دوتایی آن.

بنابراین ذَا القَرنَينِ از نظر لفظی یعنی:

«صاحبِ دو قَرن»

و بسته به تفسیر، می‌تواند چنین معنا شود:

  • صاحبِ دو شاخ
  • فرمانروای دو سوی جهان
  • صاحبِ دو دوره
  • کسی که به شرق و غرب رسیده است

۳. مترادف‌ها

برای ذَا القَرنَينِ، چون بیشتر نام یا لقب خاص است، مترادف دقیق بسیار محدود است. با این حال، از نظر معنایی این موارد نزدیک‌اند:

  1. صاحبُ القَرنَينِ
    صاحبِ دو قرن / دو شاخ
  2. ذُو الجانِبَينِ
    دارای دو جانب / دو سویه
  3. ذُو الطَّرَفَينِ
    دارای دو طرف / دو کرانه

۴. متضادها

چون ذوالقرنین نام یا لقب خاص است، متضاد حقیقی و رایج ندارد. اما اگر معنی لفظی آن یعنی دارای دو قرن / دو شاخ در نظر گرفته شود، متضادهای معنایی می‌توانند این‌ها باشند:

  1. فاقدُ القَرنَينِ
    بی‌بهره از دو قرن / دو شاخ
  2. عَديمُ القَرنَينِ
    بی‌دو قرن / بی‌دو شاخ
  3. بِلا قَرنَينِ
    بدون دو قرن / بدون دو شاخ

/////////

قوم مغول و قوم مانچو هر دو از اقوام مهم شمال و شمال‌شرق آسیا هستند که نقش بسیار بزرگی در تاریخ چین داشته‌اند. هر دو مدتی بر چین حکومت کردند، اما منشأ، زبان، ساختار سیاسی و شیوه حکومتشان تفاوت‌های مهمی داشت.

۱. قوم مغول در چین

خاستگاه و هویت

مغول‌ها مردمانی کوچ‌نشین از استپ‌های آسیای مرکزی و شمال چین بودند. مرکز اصلی قدرت آنان در ناحیه مغولستان امروزی و اطراف آن بود. زبان آنان از خانواده زبان‌های مغولی است.

چنگیزخان و گسترش امپراتوری

در اوایل قرن ۱۳ میلادی، تموچین که بعدها به نام چنگیزخان شناخته شد، قبایل مغول را متحد کرد. پس از او، مغول‌ها یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های تاریخ را ساختند؛ از چین و آسیای مرکزی تا ایران، روسیه و بخش‌هایی از اروپا.

حکومت مغول‌ها بر چین: دودمان یوان

در چین، مهم‌ترین دوره مغول‌ها مربوط به دودمان یوان است.

  • بنیان‌گذار رسمی دودمان یوان: قوبلای‌خان، نوه چنگیزخان
  • سال تأسیس: ۱۲۷۱ میلادی
  • پایتخت: خان‌بالیق، همان پکن امروزی
  • پایان حکومت: ۱۳۶۸ میلادی، با قیام‌ها و روی کار آمدن دودمان مینگ

قوبلای‌خان توانست بخش‌های جنوبی چین را هم تصرف کند و برای نخستین بار تمام چین را زیر فرمان یک حکومت غیرهان قرار دهد.

ویژگی‌های حکومت یوان

حکومت یوان ترکیبی از سنت‌های مغولی، چینی و آسیای مرکزی بود. مغول‌ها برای اداره چین از دیوان‌سالاری چینی استفاده کردند، اما در بسیاری از امور، خود را طبقه حاکم جداگانه نگه داشتند.

برخی ویژگی‌ها:

  • اهمیت زیاد به نظام نظامی و سواره‌نظام
  • ارتباط گسترده با آسیای مرکزی و غرب آسیا
  • رونق مسیرهای تجاری، مخصوصاً راه ابریشم
  • حضور بازرگانان، مسلمانان، ایرانیان و آسیای‌مرکزی‌ها در دستگاه اداری
  • کاهش جایگاه برخی نخبگان کنفوسیوسی نسبت به دوره‌های پیشین

سقوط یوان

دودمان یوان به دلایل مختلفی سقوط کرد:

  • فشار مالیاتی
  • فساد اداری
  • شورش‌های دهقانی
  • اختلافات داخلی میان شاهزادگان مغول
  • بلایای طبیعی و بحران اقتصادی
  • نارضایتی گسترده چینی‌های هان

در نهایت، ژو یوان‌جانگ دودمان مینگ را بنیان گذاشت و مغول‌ها را از پکن بیرون راند.

مغول‌ها در چین امروز

امروزه مغول‌ها یکی از اقلیت‌های رسمی چین هستند. مهم‌ترین محل زندگی آنان:

  • منطقه خودمختار مغولستان داخلی در شمال چین
  • بخش‌هایی از شین‌جیانگ، گانسو، چینگهای و شمال‌شرق چین

باید توجه کرد که مغولستان داخلی بخشی از چین است، اما کشور مغولستان یک کشور مستقل در شمال چین است.


۲. قوم مانچو در چین

خاستگاه و هویت

مانچوها از شمال‌شرق چین، یعنی منطقه‌ای که امروز بیشتر با نام منچوری شناخته می‌شود، برخاستند. آنان از نظر تاریخی با قوم جورچن ارتباط دارند؛ همان قومی که پیش‌تر دودمان جین را در شمال چین ساخته بود.

زبان مانچویی از خانواده زبان‌های تونگوزی است، نه چینی و نه مغولی.

شکل‌گیری قدرت مانچو

در اواخر قرن ۱۶ و اوایل قرن ۱۷، رهبر بزرگی به نام نورهاچی قبایل جورچن را متحد کرد. او ساختاری نظامی ـ اجتماعی به نام نظام هشت پرچم ایجاد کرد که بعدها پایه قدرت مانچو شد.

پس از او، هونگ تایجی نام قوم را از جورچن به مانچو تغییر داد و نام حکومت را چینگ گذاشت.

حکومت مانچوها بر چین: دودمان چینگ

دودمان چینگ آخرین دودمان سلطنتی چین بود.

  • آغاز رسمی حکومت چینگ بر چین: ۱۶۴۴ میلادی
  • پایان: ۱۹۱۲ میلادی
  • پایتخت: پکن
  • قوم حاکم: مانچو

در سال ۱۶۴۴، شورشیان دودمان مینگ را سرنگون کردند. سپس نیروهای مانچو وارد پکن شدند و به‌تدریج سراسر چین را گرفتند.

ویژگی‌های حکومت چینگ

حکومت چینگ بسیار طولانی و نیرومند بود و در زمان برخی امپراتوران مانند کانگ‌شی، یونگ‌ژنگ و چیان‌لونگ به اوج قدرت رسید.

ویژگی‌های مهم:

  • حفظ ساختار اداری چینی و آزمون‌های کنفوسیوسی
  • برتری سیاسی خاندان و اشراف مانچو
  • استفاده از نظام هشت پرچم
  • گسترش مرزهای چین به مغولستان، تبت، شین‌جیانگ و تایوان
  • رشد جمعیت و اقتصاد در دوره‌های نخست
  • سخت‌گیری فرهنگی در برخی زمینه‌ها، از جمله اجبار مردان هان به بستن مو به سبک مانچویی، یعنی گیسو یا صف مو

مانچوها و فرهنگ چینی

مانچوها با اینکه قوم حاکم بودند، به‌تدریج بسیار تحت تأثیر فرهنگ چینی قرار گرفتند. بسیاری از آنان زبان چینی را جایگزین زبان مانچویی کردند. در اواخر دوره چینگ، زبان مانچویی در میان خود مانچوها هم رو به فراموشی رفت.

سقوط چینگ

در قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، دودمان چینگ با مشکلات بزرگی روبه‌رو شد:

  • فشار قدرت‌های اروپایی و ژاپن
  • جنگ‌های تریاک
  • قراردادهای نابرابر
  • شورش‌های بزرگ داخلی، مانند شورش تای‌پینگ
  • ضعف مالی و نظامی
  • نارضایتی روشنفکران و ملی‌گرایان چینی

در سال ۱۹۱۱ انقلاب شین‌های رخ داد و در ۱۹۱۲ آخرین امپراتور، پویی، از سلطنت کناره‌گیری کرد. با این رویداد، نظام پادشاهی چند هزارساله چین پایان یافت.

مانچوها در چین امروز

مانچوها امروز یکی از اقلیت‌های رسمی چین هستند. بسیاری از آنان در شمال‌شرق چین، پکن، هبئی و لیائونینگ زندگی می‌کنند. از نظر جمعیت، مانچوها یکی از پرشمارترین اقلیت‌های چین‌اند، اما زبان مانچویی امروزه بسیار کم‌گویشور است.


۳. تفاوت‌های اصلی مغول‌ها و مانچوها

موضوعمغول‌هامانچوها
خاستگاه اصلیاستپ‌های مغولستان و شمال چینشمال‌شرق چین، منچوری
خانواده زبانیمغولیتونگوزی
دودمان حاکم بر چینیوانچینگ
دوره حکومت۱۲۷۱ تا ۱۳۶۸۱۶۴۴ تا ۱۹۱۲
بنیان‌گذار مهمچنگیزخان و قوبلای‌خاننورهاچی و هونگ تایجی
شیوه زندگی اولیهعمدتاً کوچ‌نشین و جنگاورنیمه‌کوچ‌نشین، شکارچی، کشاورز و جنگاور
میزان جذب در فرهنگ چینیکمتر از مانچوها در دوره حکومتبسیار زیاد، مخصوصاً در اواخر چینگ
جایگاه امروزاقلیت رسمی چین، عمدتاً در مغولستان داخلیاقلیت رسمی چین، عمدتاً در شمال‌شرق چین

۴. شباهت‌های مهم

هر دو قوم:

  • از شمال یا شمال‌شرق چین برخاستند؛
  • ابتدا خارج از مرکز تمدن چینی هان بودند؛
  • توانستند سراسر چین را فتح کنند؛
  • دودمان‌هایی غیرهان در چین تشکیل دادند؛
  • برای اداره چین از ساختار دیوان‌سالاری چینی استفاده کردند؛
  • به‌تدریج با فرهنگ چینی ارتباط عمیق پیدا کردند؛
  • امروز به‌عنوان اقلیت‌های رسمی در جمهوری خلق چین شناخته می‌شوند.

۵. اهمیت تاریخی

مغول‌ها و مانچوها نشان می‌دهند که تاریخ چین فقط تاریخ قوم هان نیست. چین در طول تاریخ از تعامل، جنگ، آمیزش و رقابت میان اقوام مختلف ساخته شده است. دودمان یوان و چینگ، هرچند توسط اقوام غیرهان پایه‌گذاری شدند، بخش مهمی از تاریخ سیاسی و فرهنگی چین به شمار می‌آیند.

به‌طور خلاصه:

  • مغول‌ها با دودمان یوان چین را وارد شبکه گسترده‌تر امپراتوری مغولی کردند.
  • مانچوها با دودمان چینگ مرزهای چین را به شکل نزدیک به چین امروزی گسترش دادند و آخرین سلطنت چین را پدید آوردند.

///////////////////////////////////////////////////

بله؛ هر دو قوم با دیوار چین ارتباط دارند، اما نوع ارتباطشان متفاوت است.

۱. مغول‌ها و دیوار چین

ارتباط مغول‌ها با دیوار چین بسیار مستقیم است.

دیوار چین در دوره‌های مختلف برای دفاع در برابر اقوام شمالی ساخته و بازسازی شد. یکی از مهم‌ترین تهدیدها برای حکومت‌های چینی، قبایل کوچ‌نشین شمالی بودند؛ از جمله اقوامی که بعدها مغول‌ها در میان مهم‌ترین آن‌ها قرار گرفتند.

نقش مغول‌ها

در دوره دودمان‌های پیش از یوان، دیوار برای جلوگیری از حملات اقوام شمالی اهمیت داشت. اما مغول‌ها در قرن ۱۳ میلادی با قدرت نظامی بسیار بالا توانستند از سدهای دفاعی چین عبور کنند و شمال چین را بگیرند.

بعدها با تأسیس دودمان یوان توسط مغول‌ها، دیوار چین اهمیت دفاعی خود را تا حد زیادی از دست داد، چون خودِ قومِ بیرون از دیوار بر چین حکومت می‌کرد.

نکته مهم

بخش‌های معروف دیوار چین که امروز بیشتر گردشگران می‌بینند، عمدتاً در دوره مینگ ساخته یا بازسازی شدند؛ یعنی پس از سقوط حکومت مغول‌ها. دودمان مینگ دیوار را تقویت کرد تا جلوی بازگشت مغول‌ها و حملات آنان از شمال را بگیرد.

پس می‌توان گفت:

دیوار چین در دوره مینگ تا حد زیادی برای دفاع در برابر مغول‌ها تقویت شد.


۲. مانچوها و دیوار چین

مانچوها هم ارتباط مهمی با دیوار چین دارند، مخصوصاً در سال ۱۶۴۴ میلادی.

مانچوها از شمال‌شرق چین، یعنی آن سوی گذرگاه‌های شرقی دیوار، قدرت گرفتند. در آن زمان چین زیر حکومت دودمان مینگ بود و دیوار یکی از موانع دفاعی مهم در برابر آنان محسوب می‌شد.

ورود مانچوها از گذرگاه شانهای

مهم‌ترین نقطه ارتباط مانچوها با دیوار چین، گذرگاه شانهای است؛ جایی که دیوار چین به نزدیکی دریای بوهای می‌رسد.

در سال ۱۶۴۴، یک فرمانده مینگ به نام وو سان‌گوی دروازه‌های گذرگاه شانهای را به روی نیروهای مانچو باز کرد. مانچوها وارد چین شدند، پکن را گرفتند و دودمان چینگ را پایه حکومت خود بر سراسر چین قرار دادند.

بعد از فتح چین

پس از اینکه مانچوها حکومت چینگ را تشکیل دادند، دیوار دیگر نقش سابق خود را در برابر آنان نداشت؛ چون خود مانچوها حاکمان چین شدند.


جمع‌بندی کوتاه

قومارتباط با دیوار چین
مغول‌هادیوار، مخصوصاً در دوره مینگ، برای دفاع در برابر حملات مغول‌ها تقویت شد.
مانچوهادر سال ۱۶۴۴ از مسیر گذرگاه شانهای وارد چین شدند و دودمان چینگ را پایه‌گذاری کردند.

اگر بخواهیم ساده بگوییم:
دیوار چین بیشتر برای دفاع در برابر اقوام شمالی، به‌ویژه تهدیدهایی مثل مغول‌ها، ساخته و تقویت شد؛ اما مانچوها با عبور سیاسی ـ نظامی از گذرگاه شانهای توانستند وارد چین شوند و آخرین دودمان سلطنتی چین را تشکیل دهند.

Nach oben scrollen