092-014-009-ليل

« Back to Glossary Index
پس وظیفه ی من بود که شما را از آتشی پر زبانه بترسانم (چون خالق عالم در همه جاست و همه چیز را شامل می گردد و به ظاهر دست های زیادی از الله در کارِ خلقت اندر کار است، از این لحاظ او در آیاتِ قبل خود را به «ما» که جمعِ متکلم است، معرفی میکند و از لحاظِ اینکه تمام این دست های قدرت بهم متصلند و یک واحدِ متصلِ جهانی میباشد، در این آیه خودش را «من» معرفی کرده و چنانکه در سه آیه ی آخر این سوره خواهید دید، خود را بصورتِ «او» که غایب و دور می باشد، معرفی میکند و ارتباط تمامِ اجزاء خلقت با مرکز آن، بوسیله دستهای قدرت نمای کوچکتری است که همه و همه با هم یک واحدِ متصل «وحدتِ وجودِ حقیقی» را تشکیل میدهند و در عین حال همه، مخلوقِ آن قدرت مرکزی میباشند) (۱4)

فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ

پس شما را از آتشی شعله‌ور هشدار دادم.

فَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف یا تفریع.
معنا: پس، بنابراین.

أَنذَرْتُكُمْ
ریشه: ن‌ذ‌ر.
گرامر: فعل ماضی؛ «أَنذَرَ» در صیغهٔ متکلم وحده، همراه با «تُ» فاعلی و «كُمْ» مفعول‌به.
معنا: شما را هشدار دادم، شما را بیم دادم.

نَارًا
ریشه: ن‌و‌ر.
گرامر: اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ مفعول‌به یا مفعول دومِ «أَنذَرْتُ».
معنا: آتش، آتشی.

تَلَظَّىٰ
ریشه: ل‌ظ‌ی.
گرامر: فعل مضارع؛ از باب تفعّل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن «نار» است.
معنا: شعله‌ور می‌شود، زبانه می‌کشد، شدیداً می‌سوزد.

Nach oben scrollen