081-024-007-تكوير

« Back to Glossary Index
محمّد بخیل نیست که مشاهدات غیبی خود را نگوید (۲4)

وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ

و او نسبت به غیب، بخیل و دریغ‌دار نیست.

وَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف عطف یا استئناف؛ جمله را به آیهٔ پیشین پیوند می‌دهد.
معانی: و، نیز، همچنین.

مَا
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف نفی؛ بر سر جملهٔ اسمیه آمده و خبر را منفی می‌کند.
معانی: نیست، نمی‌باشد.

هُوَ
ریشه: ضمیر است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: ضمیر منفصلِ مبنی بر فتح، در محل رفع مبتدا؛ مرجع آن پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم است.
معانی: او.

عَلَى
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف جر؛ اسم پس از خود را مجرور می‌کند.
معانی: بر، نسبت به، دربارهٔ.

الْغَيْبِ
ریشه: غ ـ ي ـ ب.
گرامر: اسمِ مجرور به «عَلَى» و نشانهٔ جر آن کسره است؛ «الـ» برای معرفه‌کردن آن آمده است.
معانی: امرِ پنهان، نادیدنی، آنچه از حواس و آگاهی عادی انسان پوشیده است؛ در اینجا: وحی و اخبار غیبی.

بِضَنِينٍ
ریشه: ض ـ ن ـ ن.
گرامر: «باء» حرف جر زائد برای تأکید نفی است؛ «ضَنِينٍ» خبرِ «هُوَ» است که از نظر لفظی مجرور و از نظر محلّی مرفوع است؛ اسمِ مشتق به معنای بسیار بخیل و دریغ‌دار.
معانی: بخیل، دریغ‌کننده، کسی که چیزی را از دیگران بازمی‌دارد و پنهان می‌سازد.

Nach oben scrollen