081-015-007-تكوير

« Back to Glossary Index
پس قسم میخورم بوضع آن ستارگان (یعنی آن ستارگان گواه من است) (۱۵)

فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

پس سوگند می‌خورم به ستارگانی که پنهان می‌شوند.

فَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: حرف عطف یا استئناف؛ در اینجا برای پیوند دادن این سخن با مطالب پیشین آمده است.
معانی: پس، آنگاه، بنابراین.

لَا
ریشه: حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: حرف زائد برای تأکید در ساختار سوگند دانسته شده است؛ «فَلَا أُقْسِمُ» در معنا یعنی «پس سوگند می‌خورم».
معانی: نه؛ در این کاربرد، تأکیدکنندهٔ سوگند است و معنای نفیِ حقیقی ندارد.

أُقْسِمُ
ریشه: ق س م.
گرامر: فعل مضارع، مرفوع، صیغهٔ اول شخص مفرد؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنا» است.
معانی: سوگند می‌خورم، قسم می‌خورم.

بِ
ریشه: حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: حرف جر؛ اسم پس از خود را مجرور می‌کند و به فعل «أُقْسِمُ» وابسته است.
معانی: به، سوگند به.

الْخُنَّسِ
ریشه: خ ن س.
گرامر: اسم مجرور با حرف جر «بِ» و نشانهٔ جر آن کسرهٔ پایانی است؛ جمع «خانِس» یا «خانِسَة» به شمار می‌آید.
معانی: پنهان‌شوندگان، واپس‌روندگان، ستارگانی که در حرکت و ناپدید شدن، بازمی‌گردند یا از دیده پنهان می‌شوند.

Nach oben scrollen