| نه مال او از او رفع نیاز کرد و نه کارهایی که نمود. (اینکه افعال در این جملات به صورت ماضی استعمال شده، از لحاظ حتمیت نتیجه کارهایی است که کرده و مسلماً این زیانها، از همان روز که ابی لهب عمل بدی انجام داده، شروع شد و نمودار حقیقی آن کمکم در دنیا معلوم گردید. زیرا از آن پس میدید که مؤمنین به اسلام کمکم زیاد میشوند و امثال او ناراحتتر میگردند و کاری هم از دستشان ساخته نیست. عاقبت، ابی لهب چند روز پس از شکست اهل مکه از مسلمین در جنگ بدر به مرض طاعون مرد.) (۲) |
| مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ مال او و آنچه به دست آورد، هیچ سودی به حالش نبخشید. مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُمال او هیچ سودی به حالش نبخشید. مَا اسم استفهام یا نافیه است؛ در این آیه «ما»ی نافیه است و برای نفیِ سودرسانی به کار رفته است؛ یعنی: «سود نداد» یا «بینیاز نکرد». أَغْنَىٰ فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب، از ریشهٔ «غ ن ي»؛ از باب إفعال، «أَغْنَى يُغْنِي»؛ به معنای بینیاز کردن، سود رساندن، کفایت کردن و دفع نیاز یا زیان کردن است. عَنْهُ «عَنْ» حرف جر است و از ریشهٔ مستقلّی به شمار نمیآید؛ به معنای «از»، «دور از» یا در اینجا «به حالِ» است. «هُ» ضمیر پیوستهٔ مفرد مذکر غایب است؛ به معنای «او». مجموع آن: «از او» یا «به حال او». مَالُهُ «مَالُ» اسم مفرد، مذکر، مرفوع و فاعلِ فعل «أَغْنَىٰ» است؛ از ریشهٔ «م و ل»؛ به معنای دارایی، ثروت و اموال. «هُ» ضمیر پیوستهٔ مفرد مذکر غایب و مضافالیه است؛ یعنی: «مالِ او». وَمَا كَسَبَو آنچه به دست آورد نیز سودی به حالش نبخشید. وَ حرف عطف است و از ریشهٔ مستقلّی ندارد؛ برای پیوند دادن دو بخش جمله به کار میرود؛ یعنی: «و». مَا اسم موصول است؛ از ریشهٔ مستقلّی ندارد؛ به معنای «آنچه» و «هر آنچه» است. این واژه مفعولِ فعل «كَسَبَ» است و عبارت «مَا كَسَبَ» به معنای «آنچه به دست آورد» است. كَسَبَ فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب، از ریشهٔ «ك س ب»؛ از باب ثلاثی مجرد، «كَسَبَ يَكْسِبُ»؛ به معنای کسب کردن، به دست آوردن، فراهم کردن و اندوختن است. فاعل آن ضمیر پنهان «هُوَ» است که به شخص مورد نظر بازمیگردد. |
111-002-006-مسد
« Back to Glossary Index
