111-001-006-مسد

« Back to Glossary Index
هم دو دست ابی لهب زیان دید و هم خودش. (از این عبارت پیداست که ابی لهب با دست‌های خود، پس از اینکه می‌بیند نصیحت در محمد اثر نمی‌کند، اذیتی به پیامبر اسلام رسانده و محمد را تهدید به زیان‌هایی کرده است.) (۱)
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ

دستانِ ابولهب بریده و نابود باد، و خود او نیز نابود شد.

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ

دو دستِ ابولهب نابود باد.

تَبَّتْ
ریشه: «ت ب ب». فعل ماضی، مؤنث مفرد؛ به‌سبب آن‌که فاعلِ آن «يَدَا» است و «ید» در عربی مؤنث به‌شمار می‌آید. معنا: نابود شد، زیان کرد، بریده و تباه گشت؛ در اینجا دعای نفرین و اعلام نابودی است.

يَدَا
ریشه: «ي د ي». اسم، مثنّی، مرفوع، و فاعلِ فعل «تَبَّتْ»؛ اصل آن «يَدَانِ» است و به‌سبب اضافه، نونِ مثنّی حذف شده است. معنا: دو دست؛ و به‌صورت کنایی می‌تواند به توان، عمل، دارایی و کوشش انسان نیز اشاره داشته باشد.

أَبِي
ریشه: «أ ب و». اسم، مفرد، مجرور، و مضاف‌الیه برای «يَدَا»؛ «أبي» شکلِ مجرورِ «أبو» است و به «لَهَبٍ» اضافه شده است. معنا: پدرِ.

لَهَبٍ
ریشه: «ل ه ب». اسم، مفرد، مجرور، و مضاف‌الیه برای «أبي». معنا: شعله، زبانهٔ آتش. «أبو لهب» کنیهٔ عبدالعُزّی بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اسلام، است.


وَتَبَّ

و خود او نیز نابود شد.

وَ
حرف عطف. معنا: و.

تَبَّ
ریشه: «ت ب ب». فعل ماضی، مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به ابولهب بازمی‌گردد. معنا: نابود شد، زیان دید، تباه گشت.

Nach oben scrollen