048-005-110-فتح

« Back to Glossary Index
و این کمکهای غیبی را به پیغمبر و لشگریانش از آنرو میرساند تا مردان و زنان مؤمن حقیقی را داخل باغهائی کند که از پای آنها جویبارها روان میباشد و آنان در آنجا همیشه خواهند ماند و الله گناهان ایشان را نیز از ایشان پاک میکند و این خوشیهای آخرت برای مؤمنان نزد الله رستگاری بس بزرگی میباشد (رستگاری مؤمنان در آخرت خیلی مهمتر و بهتر از پیروزی آنان در دنیا بر علیه کافرانست) (۵)
لِيُدخِلَ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها وَيُكَفِّرَ عَنهُم سَيِّئَاتِهِم ۚ وَكانَ ذٰلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوزًا عَظيمًا

تا مردان باایمان و زنان باایمان را به باغ‌هایی وارد کند که از زیرِ آن‌ها نهرها جاری است، در آن جاودانه بمانند، و گناهانشان را از آنان بزداید؛ و این نزد خداوند پیروزی بزرگی است.


لِيُدخِلَ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ جَنّاتٍ

تا مردان باایمان و زنان باایمان را به باغ‌هایی وارد کند
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: حرف تعلیل، به معنای «تا، برای این‌که».
  • يُدخِلَ: فعل مضارع منصوب به لام تعلیل، ریشه د-خ-ل، باب اِفعال، به معنای «داخل کند، وارد سازد». فاعل آن خداوند است.
  • المُؤمِنينَ: اسم جمع مذکر سالم، منصوب، ریشه أ-م-ن، به معنای «ایمان‌آورندگان مرد».
  • وَ: حرف عطف، به معنای «و».
  • المُؤمِناتِ: اسم جمع مؤنث سالم، منصوب، ریشه أ-م-ن، به معنای «ایمان‌آورندگان زن».
  • جَنّاتٍ: اسم جمع، منصوب، نکره، ریشه ج-ن-ن، به معنای «باغ‌ها، بهشت‌ها».

تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ

که از زیرِ آن‌ها نهرها جاری است
شرح واژه‌ها:

  • تَجري: فعل مضارع مرفوع، ریشه ج-ر-ي، به معنای «جاری می‌شود».
  • مِن: حرف جر، به معنای «از».
  • تَحتِ: اسم، مجرور به «مِن»، به معنای «زیر».
  • ها: ضمیر متصل، مرجع آن «جنّات»، به معنای «آن‌ها».
  • الأَنهارُ: اسم جمع، مرفوع، فاعل فعل «تجري»، ریشه ن-ه-ر، به معنای «نهرها».

خالِدينَ فيها

در آن جاودانه هستند
شرح واژه‌ها:

  • خالِدينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم، منصوب، ریشه خ-ل-د، به معنای «جاودانه‌مانندگان». حال برای «المؤمنين والمؤمنات».
  • فيها: جار و مجرور؛ في حرف جر «در»، ها ضمیر متصل به «جنّات».

وَيُكَفِّرَ عَنهُم سَيِّئَاتِهِم

و گناهانشان را از آنان بزداید
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • يُكَفِّرَ: فعل مضارع منصوب، ریشه ك-ف-ر، باب تفعیل، به معنای «بپوشاند، بزداید».
  • عَنهُم: جار و مجرور؛ عن به معنای «از»، هم ضمیر جمع «آنان».
  • سَيِّئَاتِهِم: اسم جمع مؤنث سالم، منصوب، ریشه س-و-ء، به معنای «بدی‌ها، گناهان»، هم مضاف‌الیه.

وَكانَ ذٰلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوزًا عَظيمًا

و این نزد خداوند پیروزی بزرگی است
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كانَ: فعل ماضی ناقص، ریشه ك-و-ن، به معنای «بود».
  • ذٰلِكَ: اسم اشاره، در محل اسم «كان»، به معنای «این».
  • عِندَ: ظرف مکان، به معنای «نزد».
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه، مجرور.
  • فَوزًا: خبر «كان» منصوب، ریشه ف-و-ز، به معنای «رستگاری، پیروزی».
  • عَظيمًا: صفت منصوب برای «فوزًا»، ریشه ع-ظ-م، به معنای «بزرگ».
Nach oben scrollen