064-011-108-تغابن

« Back to Glossary Index
هیچ مصیبتی، جز به اجازه الله، به کسی نمیرسد (هر بدبختی که به کسی رو آور شود، روی قانون طبیعی ای میباشد که الله نهاده و اگر الله بخواهد، بطور استثنا، آنرا دستور میدهد که برطرف شود و یا نرسد) و هر کس به الله ایمان آورد، الله قلب او را (مرکز توجه روح او را) متوجه چنین ایمانی کرده و الله به هر چیزی دانا میباشد (آن ایمانی درست است که لقلقه زبان نباشد و حقیقت روح انسان از روی علاقه ایمان آورده باشد) (۱۱)
ما أَصابَ مِن مُصيبَةٍ إِلّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَمَن يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ ۚ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به اجازهٔ خدا، و هر کس به خدا ایمان بیاورد، خدا دل او را هدایت می‌کند، و خدا به هر چیزی داناست.


ما أَصابَ مِن مُصيبَةٍ إِلّا بِإِذْنِ اللَّهِ

هیچ مصیبتی روی نمی‌دهد مگر به اجازهٔ خدا.
شرح واژه‌ها:

  • ما: حرف نفی؛ برای نفی وقوع فعل به‌کار می‌رود.
  • أَصابَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ از ریشهٔ «ص و ب» به معنای رسیدن، واقع شدن.
  • مِن: حرف جر زائده برای تأکید نفی.
  • مُصيبَةٍ: اسم، مفرد مؤنث، نکره، مجرور به‌سبب «مِن»؛ از ریشهٔ «ص و ب» به معنای حادثه، بلا، پیشامد.
  • إِلّا: ادات استثناء؛ برای استثنا کردن از نفی.
  • بِإِذْنِ: «بِ» حرف جر + «إِذْن» اسم، مفرد، مجرور؛ از ریشهٔ «أ ذ ن» به معنای اجازه، فرمان.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضافٌ‌الیه، مجرور.


وَمَن يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ

و هر کس به خدا ایمان بیاورد، دل او را هدایت می‌کند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَن: اسم شرط جازم، به معنای «هر کس».
  • يُؤْمِنْ: فعل مضارع مجزوم به‌سبب اسم شرط؛ از ریشهٔ «أ م ن» به معنای ایمان آوردن.
  • بِاللَّهِ: «بِ» حرف جر + «اللَّه» اسم جلاله، مجرور؛ متعلق به فعل «يؤمن».
  • يَهْدِ: فعل مضارع مجزوم به‌سبب جواب شرط؛ از ریشهٔ «ه د ي» به معنای هدایت کردن.
  • قَلْبَهُ: «قلب» اسم مفرد منصوب به‌عنوان مفعول‌به؛ از ریشهٔ «ق ل ب به معنای دل، باطن؛ «هُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه، اشاره همان شخصمن.


وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

و خدا به هر چیزی داناست.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: عطف یا استئناف.
  • اللَّهُ: اسملاله، مبتدا، مرفوع.
  • بِكُلِّ: «ِ» حرف جر + «كُلّ» اسم، مجرور، مضاف؛ به معنای همهٔ.
  • شَيْءٍ: اسم مفرد نکره، مضافٌ‌الیه، مجرور؛ به معنای هر چیز.
  • عَلِيمٌ: صیغهٔ مبالغه، خبر مبتدا، مرفوع؛ از ریشهٔ «ع ل م» به معنای بسیار دانا.
Nach oben scrollen