022-065-105-حج

« Back to Glossary Index
آيا نديدی الله هر چه را در زمین است، در اختیار شما در آورده و کشتی را ندیدی که به فرمان و قانون اوست که در دریا روان میشود (هم قانون باد و هم قانونِ درست کردن بادبان و هم قانون اجسام شناور در آب و هم قانون طرز استفاده از این قوانین و هم قانون پیدایش موتورهای محرکه کشتی های بس بزرگ و هم قوانین فهم و کشف و اختراعات را برای کشتی ها، و برای هر چيز الله نهاده، تا زندگی دنیا مقدمه ای برای زندگی آخرت و از پس مرگ باشد) و این ابری که می بینی، اوست که چنان در بالا نگه میدارد که بر زمین نیفتد و اگر او اجازه دهد، میافتد و الله به مردم رئوف و مهربان میباشد (گاه دیده شده که ابرهائی گاز دار و سنگین پیدا میشوند و مردم بسیاری را در روی زمین نابود میکنند و این یکی از عذابهائی بود که بر طبق آیات قرآنی دوبار، یکدفعه بطور خفيف و دفعه دیگر شدید، طبق پیشگوئی هائی که بوسیله قرآن شد برای عذاب کردن کافران مکه به خواست الله پیدا شد. به تفسیر آیات اول سوره دخان مراجعه شود) (65)
أَلَم تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

آیا ندیدی که خداوند آنچه را در زمین است برای شما رام کرده و کشتی را که به فرمان او در دریا روان است، و آسمان را نگاه می‌دارد تا جز به اجازهٔ او بر زمین نیفتد؟ همانا خداوند نسبت به مردم بسیار مهربان و دلسوز است.


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ

آیا ندیدی که خداوند آنچه را در زمین است برای شما رام کرده است؟

شرح واژه‌ها:
أَلَمْ: همزهٔ استفهام + «لَم» حرف نفی جازم، برای پرسش همراه با توبیخ یا توجه دادن.
تَرَ: فعل مضارع مجزوم، ریشهٔ «ر أ ي»، به معنای دیدن، دانستن.
أَنَّ: حرف مشبهه بالفعل، برای تأکید.
اللَّهَ: اسم جلاله، اسم «أَنَّ»، منصوب.
سَخَّرَ: فعل ماضی، ریشهٔ «س خ ر»، به معنای رام و مطیع گردانیدن.
لَكُمْ: لام جر + ضمیر مخاطب جمع، بیانگر اختصاص و نفع.
مَا: اسم موصول، به معنای «آنچه».
فِي: حرف جر.
الْأَرْضِ: اسم مجرور، ریشهٔ «أ ر ض»، به معنای زمین.


وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ

و کشتی که به فرمان او در دریا روان است.

شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
الْفُلْكَ: اسم جمع، ریشهٔ «ف ل ك»، به معنای کشتی‌ها.
تَجْرِي: فعل مضارع، ریشهٔ «ج ر ي»، به معنای حرکت کردن و روان بودن.
فِي: حرف جر.
الْبَحْرِ: اسم مجرور، ریشهٔ «ب ح ر»، به معنای دریا.
بِأَمْرِهِ: باء سببیت + «أَمْر» ریشهٔ «أ م ر»، به معنای فرمان، همراه با ضمیر «او».


وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ

و آسمان را نگاه می‌دارد تا بر زمین نیفتد، مگر به اجازهٔ او.

شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
يُمْسِكُ: فعل مضارع، ریشهٔ «م س ك»، به معنای نگه داشتن.
السَّمَاءَ: اسم منصوب، ریشهٔ «س م و»، به معنای آسمان.
أَنْ: حرف مصدری و ناصبه.
تَقَعَ: فعل مضارع منصوب، ریشهٔ «و ق ع»، به معنای افتادن.
عَلَى: حرف جر.
الْأَرْضِ: اسم مجرور، زمین.
إِلَّا: اداة استثناء.
بِإِذْنِهِ: باء + «إِذْن» ریشهٔ «أ ذ ن»، به معنای اجازه، همراه با ضمیر «او».


إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

بی‌گمان خداوند نسبت به مردم بسیار مهربان و دلسوز است.

شرح واژه‌ها:
إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
اللَّهَ: اسم «إِنَّ»، منصوب.
بِالنَّاسِ: باء تعدیه + «النَّاس»، به معنای مردم.
لَرَءُوفٌ: لام تأکید + صفت «رَءُوف»، ریشهٔ «ر أ ف»، به معنای نهایت مهربانی.
رَحِيمٌ: صفت مشبهه، ریشهٔ «ر ح م»، به معنای مهربان و بخشاینده.

Nach oben scrollen