024-038-102-نور

« Back to Glossary Index
و اینها برای این است که الله ایمان آورندگان را به حسابِ بهترین اعمالشان پاداش دهد و علاوه بر آن از فضل خودش نیز به ایشان افزونتر ببخشد و الله هر کس را سزاوار بداند، بی حساب روزی میدهد (۳۸)
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ ۗ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

تا خداوند آنان را به بهترین پاداشِ اعمالی که انجام داده‌اند جزا دهد و از فضل خویش بر آنان بیفزاید؛ و خداوند هر که را بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد.


لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا
تا خداوند آنان را به بهترینِ آنچه انجام داده‌اند پاداش دهد.

  • لِـ: لام تعلیل، برای بیان هدف و علت
  • يَجْزِيَ: فعل مضارع منصوب به سبب لام تعلیل، از ریشهٔ «ج‌ز‌ی»، به معنای پاداش دادن
  • هُم: ضمیر متصل، مفعول‌به، به معنای «آنان»
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع
  • أَحْسَنَ: مفعول‌به دوم، اسم تفضیل به معنای «بهترین»
  • مَا: اسم موصول، به معنای «آنچه»
  • عَمِلُوا: فعل ماضی، از ریشهٔ «ع‌م‌ل»، به معنای «انجام دادند»، واو ضمیر فاعل جمع

وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ
و از فضل خویش بر آنان بیفزاید.

  • وَ: حرف عطف
  • يَزِيدَ: فعل مضارع منصوب (معطوف بر «يَجْزِيَ»)، از ریشهٔ «ز‌ی‌د»، به معنای افزودن
  • هُم: ضمیر متصل، مفعول‌به، به معنای «آنان»
  • مِن: حرف جر، برای بیان منشأ
  • فَضْلِهِ: «فضل» اسم مجرور، به معنای بخشش و افزونی؛ «ـه» ضمیر متصل، مضاف‌الیه، به معنای «او»

وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
و خداوند هر که را بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد.

  • وَ: حرف استئناف
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع
  • يَرْزُقُ: فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ «ر‌ز‌ق»، به معنای روزی دادن
  • مَن: اسم موصول، مفعول‌به، به معنای «هر که»
  • يَشَاءُ: فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ «ش‌ی‌ء»، به معنای خواستن
  • بِـ: حرف جر
  • غَيْرِ: اسم مجرور، به معنای «بدون»
  • حِسَابٍ: اسم مجرور، به معنای شمارش، اندازه یا محدودیت
Nach oben scrollen